شنبه, 27 آبان 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4637
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 694604

اوقات شرعی



جستجو

Loading
پيروزي نهايي حق بر باطل  نامه الکترونیک
نوشته شده توسط الرسول هاديان شيرازي   

«و قل جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا» (1) و بگو حق فرا رسيد و باطل مضمحل و نابود شد و باطل نابود شدني است.
يكي از آرزوهاي ديرين بشر، برچيده شدن بساط ظلم و بيدادگري ازجامعه وحكمفرمايي صلح و آرامش واجراي عدالت درسراسرجهان است.
اين انديشه هماهنگ با سرشت انسان است. به همين جهت، هرگاه براي گروهي از ملتها زمينه قيام فراهم شده، به مبارزه با حكومت ظلم و جور پرداخته اند، و بسياري از اين مبارزه ها نتيجه اش پيروزي اهل حق بوده است. اما اولا اين پيروزيها در گوشه اي از جهان اتفاق افتاده است نه در سراسر جهان; و ثانيا ممكن است همين گروه حاكم نيز بتدريج از اهداف خود دور شوند و دوباره طاغوتي ديگر بر مردم مسلط شود.
بنابراين در طول تاريخ مردم در تحت سيطره زورمداراني بوده اند كه بناي حكومت آنها بر پايه ظلم و فساد و ناامني پايه ريزي شده است; و به بيان قرآن از قول ملكه سبا:
«ان الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة و كذلك يفعلون » (2)
پادشاهان هنگامي كه وارد منطقه آبادي شوند،آن را به فساد مي كشند وعزيزان آن راذليل مي كنند; كار آنها هميشه همين گونه است.
در بسياري از آيات، قرآن كريم با قاطعيت تمام نويد تحقق پيروزي نهايي و فرا رسيدن روزي را مي دهد كه حق در سرتاسر جهان حكمفرما مي شود و بساط حكومت باطل برچيده مي شود و صالحان وارث زمين مي شوند. در روايات زيادي نيز كه از فريقين نقل شده، اين پيروزي نهايي مربوط به قيام مهدي، عجل الله تعالي فرجه الشريف، است.
در بحث هاي گذشته بعضي از اين آيات و روايات بررسي شد. اينك به بررسي آيه اي كه در صدر كلام ذكر شد، مي پردازيم.
اين آيه شريفه نويد قطعي آمدن حق واضمحلال و هلاكت باطل رامي دهد. (3) خداوندبراي روشن كردن چگونگي تحقق اين وعده، باطل را به كفهايي تشبيه مي كند كه بر روي آب غوطه ورند و از بين مي روند و حق را به آبي تشبيه مي كند كه سودمند است و در زمين باقي مي ماند و يا فلزاتي كه به وسيله آتش ذوب مي شوند تا از آنها زينت آلات و يا وسايل زندگي بسازند; آنها نيز كفهايي همانند كفهاي آب دارند. (4)
تشبيهي كه خداوند ذكر كرده است، براي فهم اينكه چرا حق ماندني و باطل از بين رفتني است ما را كفايت مي كند. حق همچون آب و فلزاتي است كه واقعيت دارد و باقي مي ماند و باطل همچون كفهاي روي آب است كه محكوم به هلاكت است. حق همچون آب و فلزات است كه مفيد، سودمند و باثبات است و باطل همچون كفهايي است كه گرچه پر سر و صداست اما توخالي، بي ريشه، بي فايده و بالاخره نابودشدني است. چون حق ريشه دار و باطل بي ريشه است. همان طوري كه آب و فلزات موجب نابودي كفها مي شوند، در جريان حق و باطل نيز حق است كه به باطل چيره مي شود و باطل را از بين مي برد. همچنان كه خداوند مي فرمايد:
«... بل نقذف بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق » (5)
... بلكه ما حق را بر سر باطل مي كوبيم تا آن را هلاك سازد; پس در اين هنگام باطل نابود مي شود.
در آيه مورد بحث نيز خداوند خبر از آمدن حق و نابودي باطل مي دهد، با توجه به مطالبي كه بيان شد روشن مي شود كه چون حق توام با واقعيت، صدق، درستي، داراي عمق و ريشه، هماهنگ با قوانين خلقت، باثبات، سودمند و از جانب خدا و تاييدات اوست، باقي مي ماند و چون باطل امري موهوم،ساختگي،بي ريشه، ميان تهي، بي فايده، ناهماهنگ با آفرينش، بي ثبات و از جانب شيطان است، از بين رفتني است.
نكته قابل توجه در اين آيه و امثال آن اين است كه در اينجا سخن از سيطره حق بر باطل نيست; بلكه سخن از ظهور مطلق حق و نابودي كامل باطل است. باطل ممكن است مدت كوتاهي جلوه گري كند، اما بالاخره عمر او كوتاه است و خاموش مي شود.
حق همانند درخت ريشه دار و پرباري است كه طوفانها و تندبادهاي سهمگين هم نمي تواند او را از جا بركند و باطل همانند درخت بي ريشه اي است كه از زمين كنده شده و هيچ رشد و نمو و ثمره اي ندارد و از ثبات و قرار محروم است.
عوامل حاكميت اهل باطل
تا به حال سخن از پيروزي حق بر باطل بود. اما در بعضي مواقع، درمقابله حق و باطل، اهل باطل هستند كه پيروز مي شوند و حاكميت را به دست مي گيرند. حتي گاهي مشاهده مي شود كه جامعه نيز پذيراي همين گروه باطل است. سخن در اين است كه عامل اين غلبه و عامل پذيرش جامعه چيست؟ عوامل زيادي ممكن است نقش داشته باشد، ما در اينجا به بررسي دو عامل مهم مي پردازيم.
عامل اول: ظهورباطل در چهره حق.
اگر اهل باطل چهره واقعي خود را بپوشانند و لباس حق را به تن خود كنند و با زبان اهل حق سخن بگويند و بعضي از اهل حق نيز با آنها معاشرت داشته باشند و رفتار و كردار ظاهري خود را همانند رفتار و كردار اهل حق كنند، جامعه پذيراي آنها خواهد بود. اما اگر روزي مكر آنها آشكار شود و نقاب از چهره آنها برداشته شود، جايي براي آنها باقي نمي ماند.
علي، عليه السلام، در اين باره مي فرمايد:
«فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علي المرتادين و لوان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين.» (6)
اگر باطل از آميزش با حق خالص شود، بر حق جويان مخفي نخواهد ماند و اگر حق از آميزش با باطل رهايي يابد، زبان دشمنان قطع مي شود.
عامل دوم:وحدت وانسجام اهل باطل
با مشاهده تاريخ مي توان پي برد كه هرگاه اهل باطل در كار خود سعي و تلاش كنند و بين نيروهاي آنها وحدت و انسجام وجود داشته باشد و مطيع رهبر خود باشند، و بر عكس بر اهل حق، خمودي چيره شده باشد و در ميان آنها تشتت آراء و ناهماهنگي وجود داشته باشد و از رهبر خود اطاعت نكنند; در اين صورت پيروزي با اهل باطل است. علي ،عليه السلام، درباره آينده مردم عراق خطاب به آنها مي فرمايد:
«اما والذي نفسي بيده ليظهرن هؤلاء القوم عليكم ليس لانهم اولي بالحق منكم و لكن لاسراعهم الي باطل صاحبهم و ابطائكم عن حقي.» (7)
آگاه باشيد، قسم به جان كسي كه جان من در دست اوست، اين گروه (اهل شام) بر شما پيروز مي شوند، امانه به اين علت كه آنهاازشما به حق سزاوارترند، بلكه از اين جهت كه اينهابراي به دست آوردن باطل رهبر و فرمانده خود، سرعت مي گيرند و شما نسبت به آنچه كه حق من است به كندي حركت مي كنيد.
بنابراين، عامل پيروزي را نبايد تنها در اعتقاد به حق و نيت خير ديد، بلكه براي غلبه بر دشمن، اتحاد و هماهنگي و اطاعت از رهبر نيز لازم است وهرگروهي اين صفت را بيشتر دارا باشند پيروزي با آنهاست.
مصاديق اين آيه
تاكنون دانسته شد كه پيام اين آيه نويد پيروزي حق بر باطل و هلاكت و نابودي كامل باطل است. در اين قسمت به ذكر مواردي مي پردازيم كه مي تواند از مصاديق حق بر باطل باشد.
. حق يعني دين الهي وشريعت خاتم انبياء محمد ،صلي الله عليه وآله، و باطل هردين ومسلكي است كه ازمسير خدا خارج شود. همچنان كه در روايتي است از ابن مسعود كه در سال فتح، پيامبر ،صلي الله عليه وآله، وارد مكه شد در حالي كه در اطراف خانه خدا 360 بت وجود داشت و پيامبر با چوبي كه در دستش بود به آن بتها مي زد و اين آيه را تلاوت مي كرد و بتها را با صورت به زمين مي افكند.
. حق توحيد است و پرستش خدا و باطل شرك است و پرستش بتها.
. حق قرآن است و باطل شيطان.
. حق قسط و عدل است و باطل ظلم و ستم و كينه.
. حق فضائل اخلاقي و كسب كمالات است، باطل رذايل اخلاقي و دوري از كمالات انساني.
ادعاي ما اين است كه اين آيه معناي وسيعي دارد، به گونه اي كه مي تواند همه اين مصاديق را تحمل كند. بنابراين پيام اين آيه اين است كه دين اسلام، پرستش خداوند يكتا، قرآن، عدالت و فضايل اخلاقي، بر كفر، پرستش خدايان دروغين، شيطان، ظلم و رذايل اخلاقي پيروز است، و سرانجام حاكميت مطلق از آن حق است.
يكي ديگر از مصاديق اين آيه، ظهور حضرت مهدي ،عليه السلام، است. همچنان كه روايت شده كه وقتي حضرت قائم ، عليه السلام، تولد يافت، بر روي بازوي راست ايشان، اين آيه نوشته شده بود. (8)
در روايت ديگري است از امام باقر ، عليه السلام، كه درباره اين آيه فرمودند:
«اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل » (9)
وقتي قائم قيام كرد، حكومت باطل از بين مي رود.
در اين زمان قسط و عدل در سرتاسر جهان حاكم مي شود و جايي براي ظالمان باقي نمي ماند. اين در حالي است كه قبل از تحقق چنين روزي، ظلم و ستم سراسر دنيا را فراگرفته است. در روايتي از اهل سنت چنين آمده است:
«لتملات الارض ظلما و عدوانا ثم ليخرجن رجل من اهل بيتي حتي يملاها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا» (10)
زمين پر از ظلم و كينه مي شود، سپس مردي ازاهل بيت من قيام مي كند تا زمين را پر از قسط و عدل كند همان گونه كه از ظلم و كينه پر شده بود.
پرشدن زمين از قسط و عدل نشانه اين است كه هيچ جايي براي ظلم باقي نمي ماند. در روايتي ديگر در تاكيد تحقق چنين روزي، از رسول خدا ،صلي الله عليه وآله، نقل شده است كه مي فرمايد:
«لو لم يبق من الدنيا الا يوم لبعث الله عز و جل منا يملئوها عدلا كما ملئت جورا» (11)
اگراز دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد، خداي عزوجل مردي از ما را مبعوث مي كند كه دنيا را از عدل پر مي كند همان گونه كه از ظلم پر شده بود.
چنين روزي دين الهي بر ساير اديان غالب مي شود و هدف رسالت انبياي الهي محقق مي شود; چرا كه قرآن كريم در مقام هدف بعثت انبياء مي فرمايد:
«هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله. و لو كره المشركون » (12)
او كسي است كه رسول خود را همراه با هدايت و آيين حق فرستاده تا او را بر همه اديان پيروز كند، هر چند كه مشركان كراهت داشته باشند.»
استاد شهيد، مرتضي مطهري پيروزي نهايي اهل حق را چنين توصيف مي كند:
«ظهور مهدي موعود حلقه اي است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي مي شود.» (13)
بيان ايشان درقسمتي ديگرچنين است:
«از مجموع آيات و روايات استنباط مي شود كه قيام مهدي موعود، عجل الله تعالي فرجه الشريف، آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان برپا بوده است. مهدي موعود تحقق بخش ايده آل همه انبياء و اولياء ومردان مبارزه راه حق است.» (14)
براي رسيدن به اين هدف، بايد آمادگي لازم نيز در همه ما فراهم آيد و اين زماني تحقق مي يابد كه در همه شؤون زندگي، اعم از كارهاي فردي و اجتماعي، اعمال ما بر راستي و درستي استوار باشد; و شايد به همين جهت است كه خداوند در همين آيه مورد بحث قبل از بشارت به آمدن حق و نابودي باطل، به ما اينگونه آموزش مي دهد كه چنين دعا كنيم:
«وقل رب ادخلني مدخل صدق و اخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطانا نصيرا» (15)
و بگو پروردگارا! مرا(در هر كاري) صادقانه وارد كن و صادقانه خارج نما، و از سوي خود سلطان و ياوري براي من قرار ده.
پي نوشتها
. سوره اسراء (17)، آيه 81.
. سوره نمل (27)، آيه 34.
. چون هرگاه بخواهند خبر قطعي از وقوع عملي بدهند با فعل ماضي مي آورند.
. با استفاده از سوره رعد (13)، آيه 17.
. سوره انبياء (21)، آيه 18.
. نهج البلاغه: خطبه 50(فيض الاسلام، عبده)
. نهج البلاغه(فيض الاسلام) خطبه 96;(عبده) خطبه 97.
. تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 213.
. همان، ص 212.
. كنزالعمال، ج 14، ص 266، ح 3867.
. المسند، ابن حنبل، ج 2، ص 774.
. سوره توبه (9)، آيه 33; سوره صف (61)، آيه 9.
. قيام و انقلاب مهدي، ص 20.
. همان، ص 26.
. سوره اسراء (97)، آيه 80.

ماهنامه موعود شماره 7