شنبه, 27 آبان 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4637
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 694592

اوقات شرعی



جستجو

Loading
دانستنيهايي درباره حضرت مهدي، عليه السلام  نامه الکترونیک
نوشته شده توسط ---   
فهرست مطلب
دانستنيهايي درباره حضرت مهدي، عليه السلام
انقلاب اسلامی نموداری از ظهور امام زمان
ذکر نام امام زمان به طور صریح
تمامی صفحات
آنچه كه يك شيعه منتظر مي بايست درباره امام و مقتداي خويش بداند مجموعه اي از معارف را شامل مي شود، كه برخي مطالبي عمومي اند كه فراگيري آنها بر همه لازم است و برخي ديگر مطالبي تخصصي كه شايد براي همگان لازم و ضروري نباشد. مقاله حاضر تلاشي است در جهت معرفي ابعاد مختلف شخصيت حضرت حجت، عليه السلام، به عموم دوستداران موعود. در اينجا لازم مي دانيم از حضرت آية الله سيد علي شفيعي كه زحمت نگارش اين مقاله را متحمل شدند، سپاسگزاري كنيم.   . مهدويت شخصيه و نوعيه در باب مهدويت عقيده مذهب شيعه اين است كه مهدويت خاصه صحيح و مقبول است و به تعبير ديگر آنچه مورد پذيرش است مهدويت شخصيه است نه مهدويت نوعيه. لكن بعضي از صوفيه و عرفا قائل به مهدويت نوعيه بوده يا هستند. به اين معنا كه عقيده دارند در هر عصري و دوره اي بايد يك مهدي وجود داشته باشد كه ويژگيها و خواص مهدويت و هادويت را داشته باشد و مي گويند هيچ عصري خالي از يك مهدي هادي نيست و ضرورتي هم ندارد كه مشخص شود از نسل چه كسي است و چه خصائصي را داراست؟ (1) اين عقيده بعضي صوفيه و عرفا است كه البته از نظر ما نامفهوم بلكه مردود است. عقيده مبرهن و مستدل مذهب شيعه آن است كه مهدويت، مهدويت شخصيه است، يعني يك فرد است كه مهدي اين امت است و موعود امتها و ملتها است و ابعاد و ويژگيهاي او مشخص است. خانواده اش، پدر و مادرش، محل ولادت و غائب شدن و نشانه هاي ظهورش و حتي خصوصيات جسمي او و در يك كلام همه ابعاد مربوط به او اعلام شده است و با اين مشخصات و ويژگيهاي ذكر شده، ما فقط يك مهدي را قبول داريم. آري يك فرد به عنوان مهدي است كه واجد و جامع تمامي اين خصائص و ويژگيها و نشانه ها است. براي آنكه مفهوم مهدويت نوعيه مقداري روشنتر شود، به اشعاري از ملاي رومي درباره امام حي غائب دقت كنيد كه مي گويد هر دوري يك ولي دارد ولي ما معتقديم كه در تمام ادوار و اعصار تنها و تنها يك ولي هست ملاي رومي مي گويد: پس به هر دوري وليي قائم است تا قيامت آزمايش دائم است هر كرا خوي نكو باشد برست هركسي كوشيشه دل باشدشكست پس امام حي قائم آن ولي است خواه از نسل عمر،خواه از علي است مهدي و هادي وي است اي راه جو هم نهان و هم نشسته پيش رو (2) اين كه در ابيات بالا ملاحظه مي نماييد مفاد مهدويت نوعيه است. ما قائل هستيم كه اين ادعا هيچ دليل و برهاني در مقام اثبات ندارد; بلكه تمامي ادله مهدويت شخصيه و خاصه به گونه اي است كه هر نوع مهدويت ديگري را نفي مي كند و مهدويت شخصيه خاصه را با همان ابعاد و جزئيات و شرايط و صفات و علاماتي كه بيان داشتيم; اثبات مي نمايد. پس اگر در مطالعات و بررسيها پيرامون امام زمان، عليه السلام، مهدويت نوعيه به بيان فوق يا هر بيان ديگر ارايه و مطرح شد بايد توجه داشت كه اين نظر و عقيده اصيل و پذيرفته شده شيعه اماميه نيست بلكه ديدگاه مذهب شيعه همان هدويت خاصه شخصيه است كه به آن معتقديم. . سخني درباره معناي ظهور مطلب ديگر كه هر چند هنوز آن را مورد تحقيق تام و تتبع و كاوش قرار نداده ام لكن اصول و كليت آن را عرضه مي دارم اين است كه: كلمه «ظهور» نوعا به معناي ظهور شخص امام زمان، عليه السلام، مطرح مي شود و مثلا به همين معني «عجل علي ظهورك » گفته مي شود و البته اين مساله اي قطعي و غيرقابل انكار است; لكن احتمال قوي و جدي ديگري هم وجود دارد كه ظهور به معناي ظهور امر باشد نه ظهور شخص. البته ظهور كامل و تام امر، مستلزم ظهور شخص است. يعني تا شخص ظاهر نشود، امر امت به صورت تمام و كامل ظاهر نمي شود، ولي در عين حال ميان اين دو تفاوتهايي وجود دارد. اصل اين تفكر و انديشه از اينجا سرچشمه مي گيرد كه ظهور حداقل مي تواند دو معنا داشته باشد. (3) يكبار به معناي طلوع و آشكار شدن و پيدايش بعد از استتار; بدينگونه كه ظهور را نقطه مقابل خفا بگيريم كه نظارت مطلب بيشتر به ظهور شخص مي باشد، و البته اين قابل انكار نيست، و بار ديگر ظهور را از ماده و ريشه ظهر معنا كنيم كه عبارت از تقويت و پشتوانه يافتن چيزي باشد كه ما از آن تعبير به پيروزي و حاكميت مقتدرانه مي نماييم و در اين برداشت و نظر مطالب ديگري به ذهن مي رسد و نتايج ديگري به دست مي آيد. در اين بحث توجه به مشتقات لفظي لغت ظهور مفيد مطالب ارزشمندي است كه مي توان از آن كمك گرفت. خداوند در قرآن مبارك، يك جا مي فرمايد: «و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا» (4) هيچ كس نمي تواند مثل اين قرآن بياورد هر چند جن و انس با هم جمع شوند و بعضي پشتوانه بعضي ديگر شوند و به تقويت همديگر برخيزند. اين از «ظهر» به معناي كمر و پشت است كه استقامت انسان به كمر و پشت اوست و اين كاربرد در آيه شريفه كنايه از متراكم كردن نيروها است. از مشتقات ديگر هم مواردي در قرآن داريم مانند: «و ظهر امرالله و هم له كارهون » (5) كه در اين آيه شريفه ظهور را صفت شخص نگرفته بلكه صفت امر گرفته است و در موارد خاصه در مورد امام زمان، عليه السلام، هم اين موضوع ديده مي شود. همچنين در آيه كريمه: «ليظهره علي الدين كله و لو كره المشركون » يا «ولو كره الكافرون » (6) كه در اينجا «ليظهره » به معناي پيدايش بعد از خفا نيست بلكه به معناي پيروزي و چيره شدن است و لذا با «علي » متعدي مي شود تا پيروزي معني دهد و غلبه و سلطه و قدرت را بر احياء دين افاده كند; هر چند كافران و مشركان را خوشايند نباشد. در دعاي افتتاح - در شبهاي ماه مبارك رمضان - مي خوانيم: «اظهر به دينك و سنة نبيك » كه اين جمله را هرچند مي توان بدين سان معني و تفسير كرد كه پروردگارا! به وسيله امام زمان، عليه السلام، دينت را آشكار كن! اما با در نظر گرفتن مجموع مشتقات مي توان به اين گونه تفسير و معنا كرد كه: دينت را تقويت كن و سايه افكن فرما. و نيز در بعضي ادعيه و زيارات مبارك «ظهور الفرج علي يديك » داريم كه ظهور به فرج و نصرت امر توجه و ارتباط دارد، نه به شخص. البته بايد در اين مورد بحث وسيعتري انجام گيرد. بنابراين معنايي كه بيان كرديم; مي شود عصر ظهور را به عصر پيروزي و سلطه اسلام تعبير نمود. از اين بحث مي توان نتيجه گرفت كه اگر ظهور را صفت شخص بگيريم تمام آيات و روايات و ادعيه و زيارات و مناجاتهايي كه در آنها واژه ظهور به كار رفته و استعمال شده است; تحقق نيافته و معني پيدا نمي كند مگر با ظهور شخص امام زمان، عليه السلام. زيرا ظهور به معناي پيدايش بعد از استتار و خفا استعمال شده است. اما اگر ظهور را به معناي پيروزي و سلطه اسلام تعبير نماييم; حتي ممكن است اين پيروزي - البته تا حدودي - قبل از ظهور امام زمان، عليه السلام، نيز حاصل شود; لكن نه به گونه اي كه مستغني از ظهور آن حضرت باشيم، هرگز. اما به صورت منطقه اي و محدود مي شود اين ادعا را بيان كرد. الان همه مي دانيم و مي بينيم و لذا عقيده فقهي - سياسي ما اين است كه الان در ايران اسلامي ما نمي توانيم احكام دوران غيبت امام زمان، عليه السلام، را به صورت مطلق، آنچنان كه در ايران قبل از انقلاب معتقد بوديم، ادعا كنيم. زيرا آنگونه كه بيان شد، امروز حكومت ايران اسلامي در ظل و سايه حكومت الهي ولي عصر، عليه السلام، برپا شده و استقرار يافته است.