شنبه, 27 آبان 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4637
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 694593

اوقات شرعی



جستجو

Loading
مهدويت و آخرالزمان  نامه الکترونیک
نوشته شده توسط خدامراد سليميان   
شكي نيست هر آغازي را انجام و هر شروعي را پاياني است جز ذات بي‏پايان خداوندي كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الاهي از اين قاعده مستثنا نيست. روزگاري بر دنيا سپري شده كه ديباچه زندگي دنيايي به شمار مي‏آيد و زماني نيز خواهد گذشت كه پان اين كتاب خواهد بود. برگه‏هاي پاياني كتاب زندگي انسان در زمين «آخرالزمان» خوانده مي‏شود. «آخرالزمان» اصطلاحي است كه در فرهنگ اغلب اديان بزرگ دنيا به چشم مي‏خورد و به ويژه در اديان ابراهيمي از برجستگي و اهميت خاص برخوردار است. اين اصطلاح معمولاً به روزگپاياني دنيا و رويدادهايي كه ممكن است در اين بخش از زندگي دنيوي به وقوع پيوندد گفته مي‏شود و اديان بزرگ درباره آن پيشگويي‏هايي كرده‏اند؛ براي مثال در «انجيل» چنين آمده ست:«... و اين را بدان كه اوقاتف صعب در زمان آخر خواهد رسيد* زيرا كه خواهند بود مردمف خدوست و زر پرست و مغرور و متكبر و كفر گو و نافرمان والدين و حق ناشناس و بي‏دين* و بي‏الفت و بي‏وفا و خبث كننده و بي‏پرهيز و بي‏حلم و با خوبان بي‏اعتنا* و خائن و كم حوصله و عبوس كننده و عيش را بر خدا ترجيح مي‏دهد.
قرآن مجيد نيز در آيات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره كرده است. در معارف ارزشمند اسلامي اين اصطلاح در دومعناي كلي به كار رفته است:
. مدت زماني طولاني كه با ولادت پيامبر اسلام(ص) آغاز و با شروع رستاخيز بزرگ پايان مي‏يابد. از اين رو آن پيامبر الاهي را پيامبر آخرالزمان نيز ناميده‏اند.
. مدت زماني كه باولادت واپسين جانشين پيامبر اسلام(ص) حضرت مهدي(ع) آغاز مي‏شود، زمان غيبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قيامت به انجام مي‏رسد.
روايات اهل بيت(ع) نشان مي‏دهد:
الف) با سپري شدن اين دوران بساط زندگي دنيوي برچيده مي‏شود و مرحله‏اي جديد در نظام آفرينش آغاز مي‏گردد
ب) آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسيم مي‏شود: دوران نخست كه انسان به مراحل پاياني انحطاط اخلاقي رسيده، فساد اخلاقي و ستم همه جوامع بشري را فرا مي‏گيرد و واپسين اميدهاي بشري به نااميدي مي‏گرايد؛ و دوران دوم كه عصر تحقق وعده‏هاي الاهي به پيامبو اولياي خدا است و با قيام مصلح جهاني آغاز مي‏شود.
كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوي همه فرقه‏هاي بزرگ اسلام پذيرفته شده است؛ ولي در خصوص وابستگي اين تحولات به ظهور مهدي موعود و نيز هويت مهدي موعود اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان دوازده امامي حضرت مهدي(ع) و حكومت جهاني او را حسن ختام حيات بشر در ره زمين و او را همان موعود امت‏ها مي‏دانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدي(ع) برخي از ائمه و نيكان و صالحان و نيز بدان و تبهكاران تحت عنوان «رجعت» به دنيا باز مي‏گردند و زندگي دنيايي پايان مي‏يابد.
با گلگشتي در كلمات نوراني معصومان(ع) مي‏توان واژه‏هايي را كه بيانگر پيوند مهدويت و آخرالزمان است، يافت. اين واژه‏ها عبارت است از:
. آخرالزمان (پايان زمان)
امام صادق(ع)، پيشواي ششم راستگويان، فرمود: «رسول گرامي اسلام(ص) به علي(ع) فرمود: آيا تو را بشارت ندهم؟ آيا تو را خبر ندهم؟ عرض كرد: بله، يا رسول الله. آن حضرت فرمود: هم اينك جبرئيل نزد من بود و مرا خبر داد قائمي كه در آخرالزمان ظهور مي‏كند و زمين را پر ازعدل و داد مي‏سازد - همان گونه كه از ظلم و جور آكنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسين(ع) است.»2
. «لا تذهب الدنيا» (دنيا به پايان نرسد)
اين تعبير بيانگر حتمي بودن تحقق حوادثي است كه پس از آن ذكر مي‏شود. عبدالله بن مسعود مي‏گويد: رسول گرامي اسلام(ص) فرمود: «دنيا به پايان نرسد مگر اين كه امت مرا مردي رهبري كند كه از اهل بيت من است و به او مهدي گفته مي‏شود.
و روشن است دنيا به پايان نمي‏رسد مگر اين كه بخش پاياني‏اش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد.
. «لا تقوم الساعة»(قيامت برپا نمي‏شود)
پيامبر گرامي اسلام(ص)فرمود: «قيامت برپا نمي‏شود تا اين كه قيام كننده‏اي به حق از خاندان ما قيام كند؛ و اين هنگامي است كه خداوند به او اجازه فرمايد؛ و هر كس از او پيروي كند، نجات يابد و هر كس از او سرپيچد، هلاك خواهد شد... .»4
. «لا تنقضي الايام» (روزها منقضي نگردد)
رسول خدا(ص) فرمود: «روزها منقضي نگردد تا اين كه مردي از اهل بيت من بر زمين حكومت كند كه همنام من است.»5
. «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد»(اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نماند)
اميرمؤمنان(ع) برفراز منبر در شهر كوفه چنين فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نماند، خداوند آن روز را چنان طولاني خواهد كرد كه مردي از خاندانم برانگيخته شود.»6
. «عند انقطاع من الزمان»(در بخش پاياني زمان)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: هنگام پايان زمان و آشكار شدن فتنه‏ها، مردي هست كه به او مهدي گفته مي‏شود و بخشش بسيار دارد.»7
نشانه‏هاي آخرالزمان‏
اين محدوده زماني نشانه‏هايي دارد كه اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده مي‏شود. علاوه بر اصطلاح رايج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه ديگري به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. اين اصطلاح كه بيش‏تر نزد اهل سنت رايج است، به نشانه‏هاي وقوع قيامتصاص دارد؛ ولي رواياتي كه ذيل اين عنوان ذكر شده نشان مي‏دهد بسياري از نشانه‏هاي آن چون نشانه‏هاي آخرالزمان است و مي‏توان بسياري از نشانه‏هاي آخرالزمان را نشانه‏هاي قيامت دانست.
همان گونه كه اشاره شد آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسيم مي‏شود. بر اساس روايات، بخش اول بسيار دشوار خواهد بود. بخشي از مشخصه‏هاي اين عصر عبارت است از:
. گريز از دين
پيامبر گرامي اسلام(ص) ويژگي‏هاي انسان‏هاي اين دوران را اين گونه برشمرده است:
«زماني بر مردم خواهد آمد كه درهم‏هاي آن‏ها دينشان خواهد بود و همتشان شكم‏شان و قبله‏هاشان زنانشان. براي طلا و نقره ركوع و سجود به جاي مي‏آورند. آن‏ها همواره در حيرت و مستي خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلماني‏اند و نه بر مسلك نصراني.
. دنيا پرستي‏
رسول خدا فرمود:«زماني بر امت من مي‏آيد كه در آن زمان درون‏هاي مردم پليد مي‏شود ولي ظواهرشان به طمع مال دنيا آراسته مي‏گردد؛ به آنچه در پيشگاه خداوند است دل نمي‏بندند؛ كارشان ريا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نيابد و خداوند آن‏ها را به عذابي فرچار سازد.
آن‏ها چون غريق خداوند را مي‏خوانند؛ ولي خداوند دعايشان را مستجاب نمي‏كند.»
. آزمايش‏هاي بزرگ‏
يكي ديگر از ويژگي‏هاي دوران آخرالزمان امتحاناتي است كه انسان‏ها در اين دوران پشت سر مي‏گذارند. با اين آزمون‏ها، مردم به دو گروه تقسيم مي‏شوند: موفق‏ها و ناموفق ها
پيامبر اكرم(ص)، وقتي از چهره‏هاي موفق اين دوران ياد مي‏كند، با شگفتي به علي(ع) چنين مي‏فرمايد: «اي علي، بدان شگفت آورترين مردم درايمان و بزرگ‏ترين آنان در يقين مردمي هستند كه درآخرالزمان [با آن‏] كه پيامبر خود را نديدند و از امام خود محجوبند، به نوشتهطي سياه بر صفحه‏اي سپيد است، ايمان مي‏آورند.»10
اميرمؤمنان علي(ع) نيز درباره نجات يافتگان اين دوران مي‏فرمايد:«و آن زماني است كه از فتنه‏ها نجات نمي‏يابد مگر مؤمناني كه بي‏نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند؛ و اگر غايب گردند، كسي سراغ آن‏ها را نمي‏گيرد. آن‏ها براي سيركنندگان در شب ظلماه‏ها چراغ‏هاي هدايت و نشانه‏هاي روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه‏انگيز. نه در پي اشاعه [فحشايند] و نه مردمي سفيه و لغو گو! اينانند كه خداوند درهاي رحمتش را به سوي‏شان باز مي‏كند و سختي‏ها و مشكلاتي را از آن‏ها برطرف مي‏سازد.
-------------------------------------------
پي‏نوشت:
. كتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همداني، نامه دوم پولس حواري به تيموثيوس، باب سوم.
. غيبت نعماني، ابن ابي زينب، ص‏357.
.كتاب الغيبة، شيخ طوسي، ص‏182، ح‏141.
. عيون اخبار الرضا(ع)، شيخ صدوق، ج‏2، ص 59.
. بشارة المصطفي لشيعه المرتضي، طبري آملي، ص‏258.
. كتاب الغيبة، ص‏46.
. كشف الغمة، اربلي، ج‏3، ص‏260.
. مستدرك الوسائل، محدث نوري، ج‏11، ص‏379
. كافي، شيخ كليني، ج‏8، ص‏306.
. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج‏4، ص‏366.
. نهج البلاغه، خطبه 103.
منبع: ماهنامه پرسمان تيرماه 82