شنبه, 27 آبان 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4637
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 694562

اوقات شرعی



جستجو

Loading
اصحاب حضرت مهدي(ع) برادران پيامبر(ص)  نامه الکترونیک
سخنراني آيت‌الله العظمي وحيد خراساني 
 درخصوص حضرت ولي عصر و صاحب الامر(ع) محرم غيب و امين اسرار خداوند متعال، به آنچه مورد رضايت خداوند است كه در حق ايشان بيان شود، متوسل مي‏شويم.
بعضي از عباراتي كه در شأن آن بزرگوار(ع) وارد شده، فهم و تصور اعماقشان دشوار است. مثل اين فراز از دعاي ندبه:
بنفسي أنت من عقيد عزٍّ لايسامي.1
يعني خداي متعال مقامي را به تو اعطا نموده كه با آن مقام به قلة عزتي رسيده‏اي كه هيچ كس را توان رسيدن به آن نيست، يا مقام هيچ كس نمي‏تواند با آن برابري كند. 
درك اين جمله، منوط به درك مفهوم امامت و درك اين مطلب است كه امام مهدي(ع) كه امامت به او ختم مي‏شود، كيست؟
تمام عالم، منتظر وجود حضرت آدم و فرزندان او بود و سرّ آن در كلام خداوند متعال نهفته است كه:
إنّي أعلم ما لاتعلمون.2
من چيزي را مي‌دانم كه شما نمي‌دانيد.
و تمام بني آدم منتظر نبوت و رسالت پيامبران بودند، زيرا رسالت پيامبران، تعليم و تربيت بني‏آدم و راهبري آنها تا رسيدن به نهايت كمالشان بود.
و تمام پيامبران و رسولان و رسالت آنان، انتظار خاتم انبياء(ص) بوده است؛ به دليل اينكه تربيت انسان‌ها و رسيدن آنها به كمال فقط با رسالت آن بزرگوار محقق مي‏شد و به ثمر مي‏رسيد.
اما عجيب‏تر و بزرگ‌تر اين است كه خاتم پيامبران، خود به آمدن حضرت مهدي(ع)، خاتم امامان و تحقق دهندة اهداف رسالت، چشم دوخته بود.
اگر اين مسأله را بفهمي، خواهي فهميد ولي عصرو امام زمان، صلوات الله عليه، كيست.
امام زمان(ع) غيب مخصوص خداوند 
از امام صادق(ع) در مورد تفسير اين آيه سؤال شد: 
الم? ذلك الكتاب لاريب فيه هديً للمتّقين? الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون.3
الف، لام، ميم. اين است كتابي كه در (حقانيت) آن، هيچ ترديدي نيست، (و) ماية هدايت تقواپيشگان است. آنان كه به غيب ايمان مي‌آورند، و نماز را برپا مي‌دارند، و از آنچه به ايشان روزي نموده‌ايم انفاق مي‌كنند.
آن حضرت(ع) در جواب فرمودند: 
مراد از متقوّن، همان شيعيان حضرت علي(ع) هستند، و مراد از «غيب» همان حجت غائب(ع) است. و گواه آن فرمودة خداوند متعال است، كه مي‏فرمايد:
و يقولون لولا أنزل عليه آيةٌ من ربّه فقل إنمّا الغيب لله فانتظروا إنّي معكم من‏المنتظرين.4و5
و [كافران] مي‌گويند، چرا آيتي (نشانه‌اي) از پروردگارش، براي او نازل نمي‌شود؛ پس بگو همانا غيب مخصوص خداست، پس منتظر باشيد كه ما نيز از منتظران هستيم.
در جايي كه امام صادق(ع) اينگونه استدلال مي‏كنند كه نوابغ بشريت بايد عقل خود را به كار بيندازند و در اعماق كلام آن حضرت به تفكر بنشينند، امام صادق(ع) در اين مورد به كلام خداوند استدلال مي‏كنند.:
و يقولون لولا أنزل...
معناي اين استدلال، اين است كه نزول آيه از سوي خداوند امري است قطعي و تحقق يافته، و خداوند به پيامبرش امر نموده است كه منتظر آن باشد. و اين، آية مورد انتظار از غيب است و مختص به خداوند متعال؛
فقل إنّما الغيب لله.
بنابراين، به خاتم انبياء، اولين شخصيت عالم وجود و عصارة خلقت و بعثت، امر شده است كه مردم را به آية غيب وعده دهد. آيه‏اي كه به دست فرزند موعودش (ع) تحقق مي‏يابد و به آنها بگويد:
إنّي معكم من المنتظرين.
وجود عالم، از ابتدا تا انتها، در انتظار آمدن پيامبر خدا بود و او، خود، نيز در انتظار آمدن مهدي موعودش(ع). اين است همان امام مهدي(عج) كه تمامي آنچه دنيا آنرا از دست داده، در وجود او پيداست. او همان كسي است كه تمام پيامبران از آدم تا خاتم، چشم به او دوخته‏اند.
ياران امام مهدي(ع)، برادران پيامبر
اين همان مقام بزرگ و منزلت عظيم است، كه حديثي معتبر، كه هيچ شكي در سند آن نيست، برآن دلالت مي‏كند؛ رسول خدا(ص)، خاتم الانبياء و سيد رسولان، منتظر نوادة خويش مهدي موعود(عج) است و ديدار اصحاب او را آرزو مي‏كند و مي‏فرمايد:
چقدر دوست دارم برادران خود را ببينم.
و يا اينكه مي‏فرمايند:
آه كه چقدر مشتاق ديدن برادران خود هستم.
اصحاب به ايشان عرض كردند: آيا ما برادران شما نيستيم. فرمودند:
شما ياران من هستيد، و برادرانم، كساني هستند كه هنوز نيامده‏اند.
اصحاب عرض كردند كه: اي رسول خدا! چگونه آن دسته از امت خود را كه هنوز نيامده‏اند، مي‏شناسيد؟ حضرت فرمودند:
اگر كسي در بين يك گله اسب، اسبي ممتاز و بي‏نظير داشته باشد، آيا مي‏تواند او را به راحتي بشناسد يا خير؟
عرض كردند: بله، مي‏تواند. سپس پيامبر(ص) فرمودند: 
برادران من نيز در روز قيامت نوري دارند كه آنها را از ديگران جدا مي‏كند، و من پيش از آنها وارد حوض مي‏شوم. و اما آگاه باشيد كه عده‏اي هم هستند كه از كنار حوض من رانده مي‏شوند، همچنان كه شتر گمراه رانده مي‏شود. آنها را خطاب مي‏كنم: آيا شتاب نمي‏كنيد، گفته مي‏شود: آنها بعد از تو تغيير كردند و من مي‏گويم: دور شويد، دور شويد.6
ماه رمضان، ماه امام زمان(ع) است
اين، ماه رمضان است كه به سوي شما مي‏آيد، ماه خداوند متعال، و ماه قرآن:
شهر رمضان الّذي أنزل فيه القرآن هديً للنّاس و بينّاتٍ من الهدي? و الفرقان.7
ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن، قرآن فروفرستاده شده است، [كتابي] كه مردم را راهبر، و [متضمن] دلايل آشكار هدايت، و [ميزان] تشخيص حق از باطل است.
ماه امام زمان(ع) است، كه ملائكه در شب قدر، بر او نازل مي‏شوند:
إنّا أنزلناه في ليلة القدر? و ما أدري?ك ما ليلة القدر? ليلة القدر خيرٌ من ألف شهرٍ? تنزّل الملآئكة و الرّوح فيها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ.
ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل كرديم. و از شب قدر، چه آگاهت كرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن [شب] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براي هر كاري [كه مقدر شده است] فرود مي‌آيند.
« الملائكة» دلالت بر جنس ملك و ملكوت دارد، و با آنها (ملائكه) «روح» نيز نازل مي‏شود. روحي كه در مقام و منزلت با تمام ملائكه برابري مي‏كند. آري، آنها تمام امر را بر ولي امر نازل مي‏كنند.
در اين ماه، اوقات خود را به امور بيهوده، سپري نكنيد. بلكه اوقات خود را فقط در ذكر خدا بگذرانيد. چرا كه ماه، ماه خداست. همچنين وقت خود را با قرآن پر كنيد، چرا كه ماه، ماه قرآن است؛ و قسمت سوم وقت خود را نيز به امام زمان(ع) اختصاص دهيد؛ در اين ماه به گونه‏اي عمل كنيد كه اسم شما در دفتر او ثبت شود.
خادم امام زمان(ع) باشيد
خادم اين و آن نباشيد. آيا مي‏خواهيد خادم كسي باشيد كه با اندك قدرتي كه به‌دست مي‏آورد، خود و شخصيت و تعادل خود را فراموش مي‏كند، بلكه خادم كسي باشيد كه خداوند به بركت وجود او، آسمان را از فرو افتادن بر زمين نگاه مي‏دارد.
قدر خودتان را بدانيد و شخصيت والاي خود را به قيمتي ارزان نفروشيد. خود را به خدا بفروشيد، به قرآن و، به صاحب الزمان(ع). انسان چگونه مي‏تواند عاشق خدا شود، در حالي كه عشق ديگري او را احاطه كرده است؟ يا چگونه مي‏تواند عاشق صاحب الزمان(ع) شود، در حالي كه عاشق كس ديگري، غير از امام زمان(ع) است؟
مزاج عشق بس مشكل پسند است
قبول عشق بر طاق بلند است
يعني اينكه يكي از صفات عشق، تكبر آن است كه در قبول عاشق حقيقي، بسيار سخت‏گيري مي‏كند. هيچ‌گاه «عدم» را شريك «وجود» قرار ندهيد و هيچ‌گاه معدوم را با موجود تركيب نكنيد.
با وجود نور وارد تاريكي نشويد و خود را وقف امام زمان(ع) كنيد. امام باقر(ع) به عبدالحميد واسطي فرمودند:
آيا فكر مي‏كني، كسي كه خود را وقف خداي عزوجل كند، خداوند براي او هيچ گشايشي قرار نمي‏دهد؟البته. والله، خدا براي او فرج و گشايش قرار مي‏دهد. خداوند رحمت كند بنده‏اي راكه خودش را وقف ما كند، خداوند رحمت كند بنده‏اي كه امر ما را احيا نمايد.
عبدالحميد مي‏گويد، سؤال كردم: اگر قبل از درك حجت قائم(عج) بميرم چه؟ فرمودند: 
كسي كه بگويد، اگر قائم آل محمد(ع) را درك مي‏كردم، هر آينه، او را ياري مي‏نمودم، مثل كسي است كه در كنار او شمشير مي‏زند، بلكه مثل كسي  است كه در ركاب ايشان به شهادت مي‏رسد.3
اگر قدم به قدم، در اين مسير پيش برويد، شما از مخلصان هستيد و نه مشركان. به دو كلمه اكتفا كنيد:
ـ حي و قيوم و منزهي كه وجود عالم از اوست؛ و
ـ كسي كه عالم وجود به خاطر اوست؛
كه همان صاحب الزمان، ارواحناله الفداست. به غير از اين دو، چيز قابل ذكري وجود ندارد. اگر خودتان را وقف اين دو نماييد، از مصاديق اين حديث شريف مي‏شويد كه از امام صادق(ع) نقل شده كه ايشان فرمودند:
روزي رسول خدا(ص) در بين جمعي از اصحاب خود، دوبار فرمودند: «خدايا ديدار برادرانم را نصيبم كن.» اصحابي كه دور حضرت بودند، گفتند: اي رسول خدا، آيا ما برادران شما نيستيم؟ حضرت فرمودند: خير، شما ياران من هستيد؛ و برادران من قومي هستند كه در آخرالزمان به من ايمان مي‏آورند در حالي كه مرا نديده‏اند. خدا اسامي آنها و پدران آنها را قبل از آنكه آنها را از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان خارج نمايد، به من آموخته است. آنها كساني هستند كه  پايداريشان بر دين خود، از راه روندة برخار مغيلان و از نگهدارندة آتش سوزان در دست بيشتر است. آنها در ظلمات، چراغ‌هاي هدايت‌اند و خداوند آنها را از هر فتنه‏اي در زمين پر از ظلمت نجات مي‏دهد.10
اين عبارت را پيامبر، دوبار فرموده‏اند، نه يك بار. اين جمله، از كسي است كه نفسش، نگاهش، كلامش با عالم وجود برابري مي‏كند. اصحاب سؤال مي‏كنند كه آيا ما براداران شما نيستيم؟ مي‏فرمايند: خير، شما اصحاب من هستيد و برادرانم غير از شمايند.
روح من فداي شما، اي صاحب‏الزمان(عج)، اي مرد خدايي! تو كيستي كه شاگردان مكتب تو، كساني كه تو آنها را تربيت نموده‏اي، و خادماني كه شرف خدمت در حضور تو را دارند، به مقامي مي‏رسند كه برادران پيامبر به شمار مي‏روند تا جايي‌كه پيامبر آرزوي ديدار و گفت‌وگوي با آنان را دارد. چه سرّي در وجود تو نهفته است كه از آن در وجودشان دميده‏اي؛ اي غيب پنهان خداوند، و اي راز سربستة حق!
 اين چه معدني است، در وجود تو و اين چگونه تربيتي است كه آنها را دردينشان سرسخت‏تر از كسي قرار مي‏دهد كه در شب تار، تيغ‌هاي خار مغيلان دست او را مي‏برند، اما او هيچ اعتنايي به آن نمي‏كند، يا سرسخت‏تر از كسي كه آتش گداخته را در دست مي‏گيرد و هيچ توجهي به سوختن دست خود ندارد؟ اين چه درجه‏اي از ايمان است كه سبب اشتياق پيامبر به ديدار آنان شده است.
آنها عصارة عالم خلقت و ثمر، درخت نبوت و امامت‌اند، كساني كه امام(ع) در غيبت خود، آنها را تربيت كرده است. كساني كه با صبر خود، امتحانات الهي را پشت سرگذاشته‌اند و به مقام برادري پيامبر نايل شده‌اند، كه مقامي بس عظيم است و بعد از مقام معصومين(ع) قرار دارد. اگرچه اين مقام آنها به درجة مقام اخوت اميرمؤمنان حضرت علي(ع) با پيامبر اكرم(ص) نمي‏رسد. آنها كساني‏اند كه با صبر خود و وقف خود براي خدا، و رسول او، و حجت او، به اين مقام بلند دست يافته‏اند.
عصر غيبت، عصر آزمايش
اينگونه است كه عصر غيبت، عصر امتحان و آزمايش است. عصري است كه در آن گوهرهاي پنهان با انواع امتحانات الهي آشكار مي‏شوند.
عبدالرحمان بن سيابه از امام صادق(ع) نقل كرد كه ايشان فرمودند:
چگونه خواهد بود، حالتان وقتي كه بي امام هادي و راهنما شويد؟ بعضي از بعضي ديگر تبرّي مي‏جويند، در آن زمان است كه از يكديگر جدا شده، پالايش و غربال مي‏شويد، و در آن هنگام «تميّزون» (متمايز مي‌شويد).
و اين، مرحلة نخست است كه اشاره دارد به مرحله جدا شدن خبيث از طيّب.
و مرحلة دوم، «تمحّصون» (پالايش مي‌شويد)؛ مانند پالايش سنگ معدن، مثل طلايي كه ذوب مي‏كنند و سپس به آن موادي مي‏افزايند تا ناخالصي‌هايش جدا شود.
و مرحلة سوم، «تغربلون» (غربال مي‌شويد)؛ مانند غربال كردن گندم، براي جداكردن گندم‌هاي تلخ و ضعيف كه از غربال به پايين مي‏افتند.
در روايتي از شيخ طوسي است، كه وقتي امام به اين جا رسيدند، آن را سه بار مطرح كردند؛
لايكون فرجنا حتيّ تغربلوا ثمّ تغربلوا ثمّ تغربلوا، يقولها ثلاثاً، حتيّ يذهب الله تعالي الكدر ويبقي الصّفوّ.
فرج ما نخواهد رسيد، مگر آنكه غربال شويد و غربال شويد و غربال شويد، تا جايي‌كه خداوند متعال، آلودگان را از پاكان جدا نمايد. 
يعني اين غربال مؤمنان در نزديكي زمان ظهور، سه بار اتفاق خواهد افتاد.11
و مرحلة غربال، سخت‏ترين اين مراحل است.
اين همان راه و مسيري است كه رسول خدا(ص) در امت خود انتظار آنرا دارد. و اين همان تكامل است كه خداي متعال با قوانين و سنت‏هاي خود در آزمايش امت‏ها، انبيا و امامان(ع) قرار داده است، تا درخت بشريت در ساية دولت عدل الهي به ثمر بنشيند. اين از اسرار غيبت است كه خداي متعال براي خاتم امامان، از عترت پيامبر(ص) تقدير نموده است.
اين همان [امام] غايبي است كه خداوند، او را مظهر غيب و شهادت خود قرار داده است. او در غيبت خود، مظهر غيب الغيوب است و وقتي كه ظهور نمايد، خداوند او را مظهر شهادت (احقاق كنندة هر حقي و باطل كنندة هر باطلي) قرار مي‏دهد. اين چه قدرتي است كه خداوند به او عطا مي‏كند، و به وسيلة او هر حقي را احقاق مي‏كند، و هر باطلي را باطل مي‏نمايد.
سلام خدا بر تو اي نهايت آرزوها؛ 
المنتهي? إليه مواريث الأنبياء، ولديه موجود آثار الأصفياء، المؤتمن علي السّرّ، والوليّ للأمر.12
[كسي كه] تمام مواريث پيامبران به او رسيده و آثار برگزيدگان نزد او مي‌باشد؛ امين بر اسرار (الهي) و ولي امر (پروردگار).
فرازي از ميراث‌هاي انبياء را بخوانيد تا خبرش را دريابيد؛ و در آن باره خداوند مي‏فرمايد: 
و إذ قال ربّك للملآئكة إنّي جاعلٌ في الأرض خليفةً قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدّما‏ء و نحن نسبّح بحمدك و نقدّس لك قال إنّي أعلم ما لاتعلمون? و علّم آدم الأسماء كلّها ثمّ عرضهم علي الملآئكة فقال أنبئوني بأسماء هؤلآء إن كنتم صادقين.13
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمين، جانشيني خواهم گماشت، [فرشتگان] گفتند: آيا كسي را در آن مي‌گماري كه در آن فساد انگيزد و خون‌ها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مي‌كنيم و به تقديست مي‌پردازيم؛ فرمود: من چيزي مي‌دانم كه شما نمي‌دانيد. و [خدا] همة [معاني] نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را برفرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست مي‌گوييد، از اسامي اينها به من خبر دهيد.
سپس اين  امر به صحيفه‏هاي آدم و ادريس و نوح، پيراهن ابراهيم، عصاي موسي، انگشتر سليمان، كمال موسي و جلال و شكوه عيسي و صبر ايوب مي‏رسد و ادامه مي‏يابد تا به ميراث حضرت محمد(ص) كه همان قرآن منزل است، مي‏رسد.
سلام بر تو اي حافظ اسرار پروردگار جهانيان، سلام بر تو يابن رسول الله، ما به تو ظلم كرديم؛ ما به شما اهل بيت(ع) ظلم كرديم، در حالي‌كه هرچه ما داريم از شماست، به بركت وجود شما اهل بيت، خلايق روزي داده مي‏شوند و به بركت وجود شما زمين و آسمان ثبات دارند. ما شعار خدمت به شما را سر داديم، اما بيشتر از آنكه در خدمت شما باشيم، كمر به خدمت ديگران بستيم، بلكه ما به شما بي‏احترامي كرديم.
اما كرم شما اهل بيت(ع)، حد و مرز ندارد، بابت گذشتة ما، عفو خود را شامل حالمان كنيد و عنايت خود را شامل حالمان كنيد تا خدا ما را براي خدمت به شما، در باقيماندة عمر قبول فرمايد. ما اميدواريم كه چشم عنايتي به ما بيفكنيد، از آن نگاه‌هايي كه دنيا را متحول مي‏كند. تو همان كسي هستي كه به‌وسيلة او:
أشرقت الأرض بنور ربّها.14
و زمين به نور پروردگارش روشن گردد.
پس چه مي‏شود اگر تاريكي‏هاي وجود ما را به روشنايي خود بزدايي؟ و تو همان كسي هستي كه خداي عزوجل درباره‏اش فرموده است: 
إعلموا أنّ الله يحيي الأرض بعد موتها.15
بدانيد، همانا خداوند زمين را پس از مرگش، زنده مي‌گرداند.
پس با آنچه خداي متعال به تو ارزاني داشته، قلب‌هاي ما را زنده كن.
پروردگارا! بر خليفه و حجت خود درود فرست، به اندازه‏اي كه در حيطة علم توست، درودي بي‏پايان، تا تداوم ملك تو، و ما را از اعوان و انصار و شيعيان و پيروان او قرار بده.
و آخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمين.

پي‏نوشت‏ها:
? اين سخنراني در تاريخ 14 شعبان 1420 ق. ايراد شده است؛ متن عربي برگرفته از: الحقّ المبين في معرفة المعصومين، علي كوراني
. محدث قمي، مفاتيح الجنان، دعاي ندبه.
. سورة بقره(2)، آية 30.
. سورة بقره(2)، آية 3ـ1.
. سورة يونس(10)، آية 20.
. شيخ صدوق، كمال‌الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 340؛ نيز تأويل الآيات، ج 1، ص 31.
. صفار، بصائر الدرجات، ص 104 و در صحيح مسلم النيسابوري: ج1، ص150.
. سورة بقره(2)، آية 185.
. سورة قدر(97)، آية 4ـ1.
. المحاسن البرقي: ج1، ص173. 
. صفار، همان، ص 104؛ عباس بن معروف از طريق نجاشي و او از طريق حماد بن عيسي، و او از كساني است كه و حمادبن عيسس از ابي الجارود، به توفيق شيخ مفيد(ره) مورد وثوق است، و او نيز از ابوبصير، نقل كرده‏اند.
. الامامة و التبصرة، ص130؛ نيز: شيخ‌ طوسي، الغيبة، ص 339 ؛  قرب الأسناد، ص 369؛ كليني،  اصول كافي، ج1، ص370 و ج8، ص67.
. محدث قمي، همان، زيارت حضرت صاحب‌الأمر(ع).
. سورة بقره(2)، آية 30ـ31.
. سورة زمر(39)، آية 69.
. سورة حديد(57)، آية 17.


ماهنامه موعود شماره 57