شنبه, 01 مهر 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4635
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 681668

اوقات شرعی



جستجو

Loading
تشرف سيد مهدي عباباف نجفي  نامه الکترونیک
سـيـد مـهـدي عـباباف نجفي ، كه مداومت تشرف به مسجدسهله در شبهاي چهارشنبه راداشت فرمود: شـبي با جمعي از رفقا به مسجدسهله مشرف شديم .
ديديم ركن قبله مسجد، طرف شرقي ، همان جا كه مقام ((35)) حضرت حجت (ع ) واقع ميباشد، روشن است .
پيش رفتيم .
سيد بزرگواري در محراب مشغول عبادت بودند.
معلوم شد آن روشني ،روشني چراغ نـيست ، بلكه نور صورت مبارك آن سرور، در و ديوار را منور ساخته است .
به جاي خود برگشته و بـاز نـظـر كرديم .
آن صفه ((36)) را روشن ديديم ، گويا چراغ نوربخشي در آن گذارده اند.
چون نـزديـك شـديـم هـمان حال سابق را يافتيم تا يقين كرديم كه آن بزرگوار امام ابرار و سلاله ائمه اطهار (ع ) است .

هيبت آن حضرت همه ما را گرفت .
هر يك در جاي خود مانند چوب از حس وحركت افتاديم ، جز مـن كـه چند قدمي از رفقا جلوتر رفتم .
هر چه خواستم نزديك شوم يا عرضي كنم ، در خود يارايي نديدم ، مگر اين كه مطلبي به خاطرم آمد و عرض كردم : لطفا استخاره اي براي من بگيريد.
آن حضرت دست مبارك خود را باز نموده و با آن تسبيحي كه مشغول به ذكر بودند،مشتي گرفته و بـعـد از حـساب كردن در جواب به من فرمودند: ((خوب است )).
بعد هم روي مبارك خود را به سـوي مـا انـداخـتـه و نظر پر فيض خويش را براي لحظاتي بر ماادامه داد.
گويا انتظار داشت كه حاجت دنيا و آخرت خويش را از درگاه لطف وعطايش درخواست نماييم ، ولي سعادت و استعداد، ما را ياري نكرد و قفل خاموشي دهان ما را بست .
سـپـس بـه سـمـت در مـسجد روانه گرديد، چون قدري تشريف برد قدرت در پاي خوديافته به دنبالش روانه شديم .
وقتي خواست از در مسجد بيرون رود، دوباره روي مقدس خود را به طرف ما نـمـود و مدتي به همين حال بود.
ما چند نفر بدون حس وحركت بوديم و هيچ قدرتي نداشتيم .
تا آن كـه بـالاخره از مسجد خارج شديم و به فاصله اي كه بين دو در بود رسيديم .
آن بزرگوار از در دوم خـارج شدند.
به مجردخروج حضرت قوت و شعور ما بازگشت .
فورا و با سرعت هر چه بيشتر بـه سـمـت دردوم دويـديـم .
بـه چـشـم بـهـم زدنـي از در دوم خـارج شـديـم و نظر به اطراف بـيـابـان انـداخـتـيـم ، ولـي هـيچ كس را نيافتيم .
هر چه به اطراف و اكناف دويديم به هيچ وجه اثري نيافتيم و براي ما معلوم شد كه به مجرد خروج از در دوم ، حضرت از نظر ما مخفي شده اند.
بر بي لياقتي و از دست دادن فرصتي كه براي ذكر حاجاتمان پيش آمده بود، افسوس خورده و متاثر شديم

- مـكـانهائي كه بخاطر ديده شدن معجزه يا كرامت و امثال اين موارد، مورد توجه واقع شده و كم كم زيارتگاه شده اند.
- قسمتي از اتاق يا سالن كه كمي بلندتراز جاهاي ديگر ساخته مي شود.
كمال الدين ج 1، ص 103، س 20.