شنبه, 01 مهر 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4635
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 681635

اوقات شرعی



جستجو

Loading
تشرف آقا سيد مهدي قزويني در شب عيد فطر  نامه الکترونیک
عالم كامل ، آقا سيد مهدي قزويني فرمود: سالي براي زيارت فطريه (شب عيد فطر) وارد كربلا شدم و در شب سي ام ، كه احتمال شب عيد در آن مـي رفـت ، نـزديك غروب ، هنگامي كه اگر بنا بود شب عيد هم باشد، درآن وقت هلالي ديده نـمـي شود، در حرم مطهر بالاي سر مقدس بودم .
شخصي از من سؤال كرد: آيا امشب ، شب زيارت مـي بـاشـد؟ و مـقـصودش آن بود كه آيا امشب شب عيد است و ماه ناقص مي باشد تا آن كه اعمال زيارت شب عيد را بجا آورد، يا آن كه شب آخر ماه رمضان است .
مـن در جـواب گـفـتم : احتمال دارد امشب شب عيد باشد، ولي معلوم نيست كه عيدثابت شود.
ناگاه ديدم شخص بزرگواري كه به هيئت بزرگان عرب بود، با مهابت وجلالت نزد من ايستاده اسـت .
ايشان با دو نفر ديگر كه در هيبت و جلالت از ديگران ممتاز بودند، در آن جا تشريف داشت .
آن شخص به زبان فصيح كه از اهل اين اعصارو زمانها بي سابقه است ، در جواب سؤال كننده فرمود: نعم هذه الليلة ليلة الزيارة ،يعني آري ، امشب شب عيد و شب زيارت است .
وقتي اين سخن را از او شنيدم كه بدون تزلزل و ترديد، عيد را اعلام فرمود، به او گفتم :عيد بودن امـشـب را از كـجا مي گوييد؟ آيا به گفته منجم و تقويم اعتماد كرده ايد يا دليل ديگري براي آن داريد؟ اعتناي درستي به من نكرد، مگر همين قدر كه فرمود: اقول لك هذه الليلة ليلة الزيارة ، يعني به تو مي گويم امشب شب زيارتي است .
اين را گفت و با آن دو نفر به سوي در حرم براه افتاد.

وقـتي از من جدا شدند گويا الان به خود آمده باشم با خود گفتم اين جلالت و مهابت معمولا از كـسـي ديـده نشده است و اين طور مكالمه و خبر دادنها از غيب ، از غيربزرگان دين و اهل اسرار انـجـام نمي شود، لذا با عجله هر چه تمام تر ايشان را دنبال كردم و بيرون آمدم ، اما آنها را نديدم .
از خـدامي كه كنار در بودند پرسيدم : اين سه نفركه فلان لباس و فلان شكل را داشتند و الان بيرون آمدند كجا رفتند؟ گـفـتـند: ما چنين اشخاصي را كه مي گويي ، نديده ايم .
با وجود آن كه معمولا نمي شودكسي از زوار، مـخـصـوصـا اگر امتيازي بر ديگران داشته باشد، داخل صحن يا ايوان يارواق يا حرم شود و خدام او را نبينند، بلكه غالبا آنها مي دانند كه اهل كجا و چه كاره اندو از منازل هر يك اطلاع دارند و حـتـي پـيش از ورود اشراف و بزرگان به حرم ، مطلع مي شوند و مي دانند كه چه وقت و از كجا وارد مـي شـونـد.
چـنانكه هركس بر عادت خدام اطلاع داشته باشد، اينها را مي داند.
بعلاوه زماني نگذشته بود كه ايشان رفته بودند.
بـالاخـره از در خـارج شـدم و از خدامي كه در رواق و بين البابين بودند پرسيدم و همان جواب را شنيدم .
همچنين در ايوان و كفشداري گشتم ، اما اثري ديده نشد، با اين كه هر يك از زوار ناگزير بايد از جلوي كفشداري بگذرند.
بـاز بـرگـشتم و رواق و حجره ها را گردش نمودم و از ساكنين و ملازمين آنها، يعني قراءقرآن و خدام و غيره پرسيدم ، ولي به همان ترتيب خبري از سه نفر بدست نيامد.
از طـرفـي در اواخر آن شب و روز بعد معلوم شد كه شب ، شب عيد و زيارت بوده است ، بنابراين از مشاهده اين امور و تصديق قلبي ، يقين كردم كه به غير از آن بزرگوار، يعني حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالي فرجه الشريف كس ديگري نبوده است

كمال الدين ج 2، ص 91، س 30