جمعه, 03 آذر 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4637
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 696285

اوقات شرعی



جستجو

Loading
تشرف مؤذن و خادم مدرسه سامرا  نامه الکترونیک
آقـا مـيرزا هادي بجستاني مي گويد: از مؤذن و خادم مدرسه سامرا پرسيدم : اين چندسال كه در جوار اين ناحيه مقدسه به سر برده اي آيا معجزه اي مشاهده كرده اي ؟گفت : بلي ، شبي براي گفتن اذان صبح به پشت بام حرم مطهر رفتم .
چند نفر را در آن جاديدم .
بـعـد از گـفتن اين مطلب ساكت شد.
گفتم : تمام قضيه را ذكر كن .
گفت : الان حال مساعدي ندارم سر فرصت آن را بيان مي كنم .
ايـن بود و چند مرتبه از او درخواست اتمام جريان را مي كردم ، ولي ايشان همان جواب را مي دادند.
تـا شب بيست و دوم ماه صفر سال 1335، در حرم عسكريين (ع )مقابل ضريح مقدس به او گفتم : حكايت را بگو.
گفت : تا به حال قضيه را به احدي نگفته ام .
پنج سال قبل شب جمعه اي وارد صحن مـطهر شدم .
در پله هاي پشت بام هميشه قفل است .
آن را باز كردم و از پله ها بالا رفتم تا به فضاي پـشت بام رسيدم .
درفلان محل ، هفت نفر از سادات را ديدم كه رو به قبله نشسته اند و بزرگواري كـه عمامه سياه بر سر مبارك دارد، مانند امام جماعت جلوي آنهانشسته است .
من پشت سرايشان قرار گرفته بودم .
از يكي سؤال كردم : ايشان كيستند؟ گفت : اين بزرگوارحضرت صاحب الزمان عجل اللّه تعالي فرجه الشريف است و نماز صبح را به ايشان اقتدامي كنيم .
مشهدي ابوالقاسم گفت : من از هيبت نام مبارك آن حضرت ، ياراي ماندن نداشتم ، لذاروانه سمت مـقـابـل گشته ، بالا رفتم .
صبح كه طالع شد، اذان گفتم و وقتي به زير آمدم درفضاي بام هيچ كس را نديدم
كمال الدين ج 1، ص 103، س 40