پنجشنبه, 06 تیر 1398
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4651
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 802715

اوقات شرعی



جستجو

Loading
تشرف ابو راجح حمامي PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
شنبه ۰۶ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۳
در حـلـه بـه مـرجـان صغير، كه حاكمي ناصبي بود، خبر دادند ابو راجح ، پيوسته صحابه را سب و سرزنش مي كند.
دسـتـور داد كـه او را حـاضر كنند.
وقتي حاضر شد، آن بي دينان به قدري او را زدند كه مشرف به هـلاكـت شد و تمام بدن او خرد گرديد، حتي آن قدر به صورتش زدند كه دندانهايش ريخت .
بعد هـم زبان او را بيرون آوردند و با زنجير آهني بستند.
بيني اش را هم سوراخ كردند و ريسماني از مو داخـل سـوراخ بيني او كردند.
سپس حاكم آن ريسمان را به ريسمان ديگري بست و به دست چند نفر از مامورانش سپرد و دستورداد او را با همان حال ، در كوچه هاي حله بگردانند و بزنند.
آنـهـا هـم همين كار را كردند، به طوري كه بر زمين افتاد و نزديك به هلاكت رسيد.
وضع او را به حاكم ملعون خبر دادند.
آن خبيث دستور قتلش را صادر كرد.
حاضران گفتند: او پيرمردي بيش نـيـست و آن قدر جراحت ديده كه همان جراحتها او را از پاي در مي آورد و احتياج به اعدام ندارد، لذا خود را مسئول خون او نكن .
خلاصه آن قدربا او صحبت كردند، تا دستور رهايي ابوراجح را داد.
بـسـتـگانش او را به خانه بردند و شك نداشتند كه در همان شب خواهد مرد.
صبح ،مردم سراغ او رفتند، ولي با كمال تعجب ديدند سالم ايستاده و مشغول نماز است ودندانهاي ريخته او برگشته و جراحتهايش خوب شده است ، به طوري كه اثري از آنهانيست .
تعجب كنان قضيه را از او پرسيدند.
گـفـت : مـن بـه حالي رسيدم كه مرگ را به چشم ديدم .
زباني برايم نمانده بود كه از خداچيزي بـخـواهـم ، لـذا در دل با حق تعالي مناجات و به مولايم حضرت صاحب الزمان (ع ) استغاثه كردم .
ناگاه ديدم حضرتش دست شريف خود را به روي من كشيد، وفرمود: از خانه خارج شو و براي زن و بچه ات كار كن ، چون حق تعالي به تو عافيت مرحمت كرده است .
پس از آن به اين حالت كه مي بينيد، رسيدم .
شـيـخ شـمس الدين محمد بن قارون (ناقل قضيه ) مي گويد: به خدا قسم ابوراجح مردي ضعيف انـدام و زرد رنـگ و بـدصـورت و كوسج (مردي كه محاسن نداشته باشد) بود ومن هميشه براي نـظـافـت به حمامش مي رفتم .
صبح آن روزي كه شفا يافت ، او را درحالي كه قوي و خوش هيكل شده بود در منزلش ديدم .
ريش او بلند و رويش سرخ ،به طوري كه مثل جوان بيست ساله اي ديده مي شد.
و به همين هيئت و جواني بود، تاوقتي كه از دنيا رفت .
بـعـد از شفا يافتن ، خبر به حاكم رسيد.
او هم ابوراجح را احضار كرد و وقتي وضعيتش را نسبت به قبل مشاهده كرد، رعب و وحشتي به او دست داد.
از طرفي قبل از اين جريان ، حاكم هميشه وقتي كـه در مـجلس خود مي نشست ، پشت خود را به طرف قبله و مقام حضرت مهدي (ع ) كه در حله است مي كرد، ولي بعد از اين قضيه ، روي خودرا به سمت آن مقام كرده و با اهل حله ، نيكي و مدارا مـي نـمـود و بعد از چند وقتي به درك واصل شد، در حالي كه چنين معجزه روشني در آن خبيث تاثيري نداشت
كمال الدين ج 2، ص 192، س 9.
 
بهائيت‌ و رژيم‌ پهلوي PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط علي حقيقت‌جو   
جمعه ۱۲ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۵۲
پيوند و همکاري‌ بهائيت‌ با رژيم‌ پهلوي‌ ـ که‌ تاريخ‌، آن‌ را به‌ دو ويژگي‌ «فساد» و «وابستگي» مي‌شناسد ـ از واقعيات‌ آشکار‌ تاريخ‌ است. اين‌ همکاري‌ و تعامل، که‌ به‌ نحو «فزاينده» تا آخرين‌ لحظات‌ عمر آن‌ رژيم‌ ادامه‌ داشت، سابقه‌اي‌ حتي‌ بيش‌ از عمر سلطنت‌ پهلوي‌ داشت‌ و به‌ سالها پيش‌ از کودتاي‌ 1299 مي‌رسيد.
آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۰۷
ادامه مطلب...
 
سایت های مهدویت PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
يكشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۵


ttp://vahidbolandiroshan.blogfa.com

 

http://www.akharozaman.ir

 

http://hejabvahid.blogfa.com

 

http://ostadshojai.blogfa.com

 

http://azmaishi.blogfa.com

 

http://azizinasim.blogfa.com

 

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۵۹
ادامه مطلب...
 
کدیور به حامیان بهائیان پیوست PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
يكشنبه ۰۶ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۴

محسن کدیور از اعضاء‌ مرکزی و گردانندگان پشت پرده فتنه سبز همچون سایر هم پیمانان خود به دفاع از پیروان فرقه ضاله بهائیت پرداخت.ظلم به بهائیت

کدیور ضمن درج مقاله ای با عنوان "ظلم به بهائیان" در  وب سایت رسمی خود  به دفاع جانانه از حقوق موهوم بهائیان پرداخت.

او در این مقاله این فرقه ضاله را یک دین الهی دانسته و پیروان آن را همچون پیروان سایر ادیان الهی دارای حق و حقوق شهروندی می‌داند.

گفتنی است پیش از این عطاء‌ الله مهاجرانی یکی دیگر از سرکردگان جنبش منحرف سبز و اکبر گنجی نیز از بهائیان حمایت ویژه ای کرده بودند.

 

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۰۶ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۸
 
بيانات مقام معظم رهبری در چهارمين نشست «انديشه‌هاى راهبردى»‌ با موضوع آزادی PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۰۳:۱۹
بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
اولاً خيلى خوشحالم و حقيقتاً خيلى متشكرم از يكايك حضار، بخصوص برادران و خواهرانى كه زحمت كشيده بودند، تحقيق كردند، مقاله تنظيم كردند، بعد كوشش كردند آن مقاله را خلاصه كردند - پيدا بود ديگر، مقاله‌ها كاملاً خلاصه شده بود - كه بايد خدا به ما توفيق بدهد، بتوانيم اصل مقاله‌ها را كه حالا چاپ كردند، در اختيار گذاشتند، وقت كنيم و ان‌شاءاللّه ببينيم. حالا بنده كه اقبال اين وقت پيدا كردن را بعيد است داشته باشم، اما دوستان خوب است به اصل مقالات مراجعه كنند و تأمل كنند؛ چون ما با اين مقوله كار داريم. همچنين از مجرى محترم و عزيزمان آقاى دكتر واعظزاده كه طبق معمول با سخنان كوتاه، مطالب زيادى را بيان ميكنند و با تظاهر كم، عقبه‌ى وسيعى از كار را با خودشان اين طرف و آن طرف ميكشانند، تشكر ميكنم. واقعاً ايشان و همكارانشان خيلى زحمت ميكشند؛ ميدانم.
لازم است يك تشكر ويژه هم از همه‌ى دست‌اندركاران بكنيم. خب، اين روزها مشاهده ميكنيد به تبع اين گلاويز شدن‌هائى كه استكبار جهانى و در واقع دشمن درجه‌ى يك آزادى، با كشور ما و با جمهورى اسلامى پيدا كرده - سر همين قضاياى اقتصادى و آثار آن بر عملكرد مجموعه‌ى حكومت و در زندگى مردم - طبعاً يك دغدغه‌ى عمومى در فضاى سياسى كشور وجود دارد؛ يعنى هيچكداممان فارغ از اين فكر نيستيم؛ در عين حال اين كار اصلى و اساسى و بلندمدت، دچار وقفه و تعطيل نشد؛ يعنى تقريباً به طور دقيق، طبق همان برنامه‌ريزى‌اى كه كرده بودند، اين اجلاس در زمان خود تحقق پيدا كرد. اين، بنده را، هم خوشحال ميكند، هم متشكر ميكند از همه‌ى دست‌اندركاران.
جمهورى اسلامى از برگزارى جلسات نشستهاى انديشه‌هاى راهبردى چند هدف عمده دارد، كه اين هدفها را ما نميخواهيم فراموش كنيم و از جلوى چشممان خارج كنيم.
آخرین به روز رسانی در شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۰۳:۲۶
ادامه مطلب...