دوشنبه, 22 مهر 1398
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4653
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 811861

اوقات شرعی



جستجو

Loading
تشرف علامه حلي در راه كربلا PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
يكشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۱۱
آقـا سـيـد محمد، صاحب مفاتيح الاصول و مناهل الفقه ، از خط علامه حلي ، كه درحواشي بعضي كتبش آورده ، نقل مي كند: عـلامـه حـلـي در شـبـي از شبهاي جمعه تنها به زيارت قبر مولاي خود ابي عبداللّه الحسين (ع ) مـي رفـت .
ايشان بر حيواني سوار بود و تازيانه اي براي راندن آن به دست داشت .
اتفاقا در اثناي راه شخصي پياده در لباس اعراب به ايشان برخورد كرد و باايشان همراه شد.
در بين راه شخص عرب مساله اي را مطرح كرد.
علامه حلي (ره ) فهميد كه اين عرب ،مردي است عالم و با اطلاع بلكه كم مانند و بي نظير، لذا بعضي از مشكلات خود را ازايشان سؤال كرد تا ببيند چه جوابي براي آنها دارد با كمال تعجب ديد ايشان حلال مشكلات و معضلات و كليد معماها است .
بـاز مـسـائلي را كه بر خود مشكل ديده بود،سؤال نمود و از شخص عرب جواب گرفت و خلاصه متوجه شد كه اين شخص علامه دهر است ، زيرا تا به حال كسي را مثل خود نديده بود ولي خودش هم در آن مسائل متحير بود.
تا آن كه در اثناء سؤالها، مساله اي مطرح شد كه آن شخص در آن مساله به خلاف نظر علامه حلي فتوا داد.
ايشان قبول نكرد و گفت : اين فتوا بر خلاف اصل و قاعده است و دليل و روايتي را كه مستند آن شود، نداريم .
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۴۶
ادامه مطلب...
 
تشرف حاج محمد حسين تاجر PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
شنبه ۰۶ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۵۰
تاجر متقي حاج محمد علي گفت : روزي در بـازار بـودم .
حـاج محمد حسين كه از تجار بود، به من رسيد و سؤال كرد: اهل كجاييد؟ گفتم : اهل دزفول هستم .
هـمـيـن كـه اسـم دزفـول را از من شنيد، بناي مصافحه و معانقه و اظهار محبت كردن به من را گذاشت و گفت : امشب براي صرف غذا به منزل من تشريف بياوريد.
كمي ترسيدم كه بدون هيچ سابقه اي به منزل او بروم ، لذا تامل نمودم .
ايشان از حال من ، مطلب را دريافت ، لذا گفت : اگر هم مي ترسيد، مي توانيد هر كس را بخواهيد باخود بياوريد، مانعي ندارد.
من وعده دادم و ايشان نشاني خانه را داد.
شب به آن جا رفتم ، ديدم تشريفات وتداركات زيادي بجا آورده است .
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۲۰
ادامه مطلب...
 
تشرف يكي از حجاج شوشتري PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
شنبه ۰۶ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۲
سيد عالم و عامل سيد محمد حسين شوشتري مي فرمود: يكي از حجاج شوشتري گفت : سالي كه به حج مشرف شدم ، وباي عظيمي شيوع داشت .
هر كه را به بيمارستان دولتي مي بردند، جز مردن چاره اي نداشت و به سرعت از خستگي دنيا راحت مي شد.
چون من مبتلا شدم و كسي را هـم نـداشـتـم ، مرا به بيمارستان بردند.
در آن جا مشرف به موت افتاده بودم ، ولي قبل از رسيدن مـامـوريـن بيمارستان بر بالينم ، مردي در لباس نظاميان عثماني ظاهر شد و مواظب حالات من گـرديـد و از من پرسيد: به چه چيزي ميل داري !براي تو آش ماش خوب است ، لذا رفت و طولي نـكـشـيـد كه با كاسه آشي ، برگشت و آن را نزد من گذاشت .
خواستم يك قاشق بخورم ، ديدم از گـلـويـم فـرو نـمي رود.
دست درجيب نمود و نارنج يا مثل آن بيرون آورد و شكست و روي آش فشرد.
به خاطر ترشي آن ، كمي آش از حلقم فرو رفت .
بعد از آن فرمود: بر تو باكي نيست .
برخيز و از اين جا خارج شو.
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۶
ادامه مطلب...
 
آمرزش گناهان با پول! PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
جمعه ۰۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۱
ادامه مطلب...
 
سایت های مهدویت PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
يكشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۵


ttp://vahidbolandiroshan.blogfa.com

 

http://www.akharozaman.ir

 

http://hejabvahid.blogfa.com

 

http://ostadshojai.blogfa.com

 

http://azmaishi.blogfa.com

 

http://azizinasim.blogfa.com

 

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۵۹
ادامه مطلب...