شنبه, 27 آبان 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4637
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 694537

اوقات شرعی



جستجو

Loading
علم در عصر انتظار( گفتگو با استاد سید محمد مهدی میرباقری)  نامه الکترونیک
نوشته شده توسط سید محمد مهدی میرباقری   
• با توجه به اين كه شايد بزرگ‏ترين و مؤثرترين عامل در تمدن‏ها علوم باشد و اكنون سير علم و تكنولوژى تمدن غرب است كه پيش‏گام بسط تمدن در غرب به شمار مى‏رود، به نظر شما رابطه تمدن الهى كه به دست امام گسترش مى‏يابد با علم چگونه است؟ همچنين حديثى را كه مى‏فرمايد: 25 درجه از 27 درجه علم، در زمان امام عليه‏السلام به بشر عرضه مى‏شود، توضيح دهيد؟
ميرباقرى: در اين كه علم، طريق تحقق تمدن ماست، ترديدى نيست. بنابراين، تمدن حضرت باعلومى كه در آن زمان بسط و گسترش پيدا مى‏كند، ارتباط دارد و حتماً يك تمدن آرمانى و يك نظام اطلاعاتى و علمى و به تعبير ديگر، يك فرهنگ آرمانى هم خواهد داشت؛ اما سؤال اين است كه چه نسبتى بين آن علوم و اين علوم هست و آيا معنى گسترش علوم اين است كه همين علومى كه در دنياى معاصر و جود دارد و ابزارى براى دست‏يابى به ساز و كارهاى تمدن است، در آن دوره نيز به كار خواهد گرفته شد؟ در اين زمينه، دو نگاه وجود دارد؛ يك نگاه معتقد است كه علوم كنونى، علوم حقّى است و كارآمدى‏هايى كه در اختيار بشر مى‏گذارد، كارآمدى‏هاى مثبتى است؛ هر چند كه بعضى از اين اقتدار، سوءاستفاده كرده‏اند و در بعضى از موارد، استفاده‏هاى ضد اخلاقى از علم كرده‏اند؛ ولى در ذات علم، ارتباط با آرمان اخلاقى خاصى وجود ندارد؛ بلكه كارآمدى و اقتدارى در اختيار بشر قرار مى‏دهد كه مى‏تواند در اختيار ارزش‏هاى آرمانى انبيا قرار بگيرد. بنابراين، اين علوم، يك گام به سمت جامعه مهدوى است؛ يعنى بشر به نقطه‏اى از اقتدار مى‏رسد كه مى‏تواند بر پايه اين اقتدار، جامعه جهانى موعود را بنا نهد. در جامعه جهانى، آن چه ما بدان احتياج داريم، سرعت ارتباط، دقت و انضباط ارتباط و اقتدارى است كه بتوان بر اساس آن، يك نظام جهانى هماهنگ را استوار كرد و اينها، ره‏آورد همين علومى هستند كه به ويژه پس از رنسانس توليد شده است؛ گرچه كاربردهاى غلط هم داشته‏اند كه ما بايد جلوى آن كاربردهاى غلط را بگيريم.
بنابراين، معتقدند كه رشد و توسعه اين علوم، به سمت عصر ظهور است و در عصر ظهور هم اين علوم پيشرفت خواهد كرد و حتى گاهى برخى آن دسته از روايت‏هايى را كه بعضى از خصوصيات عصر ظهور را بيان مى‏كند، به همين ابزار و اطلاعات جديد تعبير مى‏كنند. در روايات آمده است كه حضرت در آن واحد با همه جهان صحبت مى‏كند و اين را به ابزار رسانه‏اى جديد تعبير مى‏كنند و نيز اگر در بعضى از روايات داريم كه شيعيان حضرت، هر كجا هستند با ولى خودشان ارتباط برقرار مى‏كنند و مى‏توانند ولىّ خودشان را مشاهده كنند، باز اين را به ابزار ارتباطى جديدى كه از طريق توسعه فناورى در اختيار بشر قرار گرفته است، تعبير مى‏كنند؛ اما به نظر مى‏رسد كه اين يك نگاه تنگ و محدود است. شايد نگاه صحيح اين باشد كه اين علوم، مجموعه و منظومه‏اش را مورد دقت قرار دهيم و نگاه روش‏مند به آن داشته باشيم و فرآيند رشدش را مورد مطالعه قرار بدهيم و منحنى رشدش را ترسيم كنيم. اين علوم، علومى هستند كه در خدمت توسعه معنويت و عبوديت قرار نمى‏گيرند؛ بلكه ابزارى در مسير توسعه تمدن مادى و نيز توسعه نياز مادى و ارضاى آن هستند. بنابراين، اگر ما اين تحليل را نسبت به علم داشته باشيم كه يك بحث عميق و پردامنه‏اى است و اين جا هم جاى بررسى آن نيست، قاعدتاً اين علوم، علومى نيستند كه در خدمت آرمان‏هاى حضرت قرار بگيرند و فناورى‏هاى موجود هم آن چنان نيستند كه بستر تحقق جامعه مهدوى را فراهم كنند. بنابراين، ما اگر در جامعه مهدوى به علوم و فناورى‏هايى نياز داشته باشيم، غير از علوم و فناورى‏اى فعلى هستند.
• اين تفاوت از چه نظر است و علوم و فناورى كنونى داراى چه ويژگى‏هايى است كه در بستر آن زمان، ناكارآمد جلوه مى‏كند؟
ميرباقرى: كاربرد غالب اين علوم، در جهت توسعه ماديت و توسعه بهره‏ورى غيرالهى از دنياست و به تعبير ديگر، اين علوم و فنون، علوم و فنون سكولار هستند و به راحتى هم در خدمت آرمان‏هاى معنوى قرار نمى‏گيرند. براى استفاده از علوم و فناورى‏ها چه بايد كرد؟ آيا اين علوم و فنون، بايد در علومى جديد منحل گردد كه بنابراين، ما در آن دوره، چنين چيزى نخواهيم داشت. اين يك نگاه بسيار محدودى به اقتدار حضرت و جريان ولايت حضرت است كه ما بخواهيم اقتدار و سازوكارهاى حضرت را با همين ابزار تعريف كنيم. من گاهى مى‏بينم كه بعضى روايات را به تلويزيون و يا ابزار ارتباطى جديد، مانند تلفن همراه و امثال آن تعبير مى‏كنند.
در يك روايتى حضرت مى‏فرمايد:
«كلّما اوهام فيكم و المعانى و هو المصنوع لكم و مردود عليكم؛ آن‏چه را كه شما مى‏سازيد، ساخته اوهام شما هستند و مردود عليكم».
حضرت در توضيح مى‏فرمايد: مورچه دو شاخك دارد و خيال مى‏كند كه خدا هم كارهايش را با شاخك تنظيم مى‏كند و چون ابزار ارتباط و كنترل خودش، شاخك است، خيال مى‏كند هر كسى كه بخواهد كارى انجام بدهد، با شاخك است؛ منتهى براى خداى متعال، شاخك‏هاى بزرگى را ترسيم مى‏كند. به نظر من، چون خود اينها محدود هستند و تحت اِشراف اين ابزار قرار دارند، خيال مى‏كنند كه حضرت هم با اين ابزار، بايد كار خودش را پيش ببرد؛ در حالى كه اين ابزار، مرتبه نازله‏اى از سيطره بر طبيعت هستند و محصول علوم ضعيف بشرند. در بهشت، همين ارتباطات با همين اقتدارهاست؛ ولى اين تكنولوژى نيست. در بهشت كه نمى‏توان گفت برخوردار از تكنولوژى آخرالزمان است؛ در حالى كه همه آن سرعت‏ها و ارتباطها در يك مقياس بسيار بالاترى حضور دارند. بنابراين، اين كه ما دست حضرت را ببنديم و اقتدار حضرت را به همين كار آمدى‏هايى كه علم و تكنولوژى مدرن در اختيار بشر قرار داده است، مقيد كنيم، ناشى از عدم درك ظرفيت ولى‏الله و ولايت و رهبرى ايشان است. رهبرى امام زمان عليه‏السلام، بشر را به نقطه اقتدار و سامان جديد مى‏رساند كه در آن جا اصلاً معلوم نيست كه نياز به اين علوم و فناوى باشد؛ در عين اين كه اقتدار هست. بنابراين، ما در عصر ظهور، توسعه علوم و كارآمدى و اقتدار و بهره‏ورى داريم ؛ ولى آهنگ بهره‏ورى آن با آهنگ قرب است و نه با ابزارى كه تا زمان‏هاى ديگرى به وسيله آن پيشرفت محقق مى‏شد. اقتدار بشر براى دست‏يابى به آن آرمان‏ها در آن زمان، با سرعت و انضباط، رشد پيدا مى‏كند؛ ولى طبيعى است كه علوم و فناورى‏هاى متناسب خودش را مى‏طلبد.
اگر در روايات ما آمده كه علوم در عصر ظهور حضرت بسط پيدا مى‏كند و تا قبل از ظهور، دو حرف از بيست و هفت حرف علم بسط پيدا كرده، بيست و پنج حرف آن در عصر ظهور تجلى پيدا مى‏كند، معلوم نيست كه مقصود از علم، اصطلاحى باشد كه ما در باب علم داريم؛ علوم در ادبيات قرآن و روايات، معانى خاصى دارند. اين كه در روايات ما آمده است كه فقط آن چه از طريق اهل‏بيت جارى مى‏شود، علم است و ما بقى علم نيست و در روايات متعددى اين معنا آمده است، شايد مربوط به علوم ابزار عبوديت و بندگى خداى متعال است. علوم و معارف، علومى هستند كه نسبت به حضرت حق، خوف و خشيت مى‏آورد. پس حقايق و ابزار باطنى عالم در عصر ظهور تجلى پيدا مى‏كند و ديگر معلوم نيست كه همين معارف در عصر ظهور بسط پيدا كند. اين كه مى‏گويم معلوم نيست، به اين دليل است كه نمى‏خواهم قضاوت جدى نسبت به كتاب و سنت داشته باشم و الاّ شايد آن طرف نيز اطمينان داشته باشد كه آن علوم، ربطى به اين فناورى مادى ندارد و اين كه آمده است كه در دوره ظهور، 25 حرف علم تجلى پيدا مى‏كند؛ خود اين مطلب هم گوياى اين است كه فضاى ديگرى غير از اين علوم به وجود خواهد آمد. بنابراين، نمى‏توان اين علوم را با علوم عصر ظهور مقايسه نمود. غير از اين كه اين علوم و فناورى‏ها، ابزار توسعه تمدن مادى و توسعه پرستش دنيا نيز هستند و در جهت توسعه معنويت كاربرى جدى ندارند.
البته اين بحث، يك بحث پردامنه‏اى است كه آيا ما علم دينى و غيردينى داريم و علم پس از رنسانس - كه وجهه غالب علوم كنونى است - علم ضددينى و غيردينى است يا علمى است كه در جهت اهداف دينى نيز به كار برده مى‏شود؟ يك نگاه كه شايد نگاه صوابى هم باشد، اين است كه اين علوم و ابزار و فناورى‏هايى كه بعد از رنسانس شكل گرفته‏اند، ابزارى در جهت توسعه پرستش مادى هستند و كاربرى در جهت آرمان‏هاى الهى ندارند. بنابراين، با اين نگاه، قطعاً در جامعه مطلوب حضرت، اين علوم و فناورى‏ها نه حضور دارند و نه توسعه خواهند يافت؛ اما از آن جا كه گسترش عبوديت اتفاق مى‏افتد، گسترش علوم نيز حتمى است و معيشت بشر هم در خدمت گسترش عبوديت قرار مى‏گيرد. من فكر مى‏كنم اصلاً آن شاخصه‏هايى كه در جامعه مهدوى وجود دارد، مشابه شاخصه‏هايى است كه در بهشت وجود دارد؛ يعنى جامعه‏اى كه ولايت الهى در آن ظهور پيدا مى‏كند، اصلاً قابل مقايسه بااين دنيا نيست و مقياس‏هاى آن، مقياس‏هاى ديگرى است و اين تلقى‏هايى كه ما داريم، با آن واقعيت‏ها فاصله جدى دارد. در عين اين كه انسان‏ها در بهشت غرق در نعمت هستند و تنعّماتى در اختيار آنهاست كه در دنيا قابل درك نيست؛ اما بااين حال، مناسبات آن دنيا ربطى به اين دنيا ندارد و در عصر ظهور نيز همين گونه است. تجليات ولايت ولى الله در عرصه علوم و معارف كه اقتدار بشر را بالا مى‏برد، سنخ ديگرى است كه توسعه تقرب و راه‏يابى به توسعه بندگى را فراهم مى‏كند. بنابراين، توسعه اقتدار و توسعه علوم هست؛ ولى سنخ آن علوم با اين علوم متفاوت است.
منبع: ماهنامه موعود