سه شنبه, 30 آبان 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4637
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 695411

اوقات شرعی



جستجو

Loading
نظر مسئولین PDF   نامه الکترونیک

نوشتاري كه در پيش رو داريد، تلاشي است گرچه ناچيز و مختصر در تنظيم و گردآوري نظرات مسوولين طراز اول جمهوري اسلامي ايران در افشاء يكي از خطوط مهم انحرافي در جامعه اسلامي‌مان، خطي كه به مقتضاي زمان هدف‌هاي گروهي و غيراسلامي خويش را با ماسك اسلامي و در پوشش دفاع از مهدويت اعمال مي‌نموده است.

در اين مجموعه سعي بر آن است بدون اظهار نظر شخصي يا گروهي نظرات و ديدگاه‌هاي مسوولين و شخصيت‌هاي علمي و سياسي جمهوري اسلامي ايران در مورد «انجمن حجتيه» و خطوط انحرافي آن مطرح و در معرض قضاوت وجدان‌هاي بيدار قرار گيرد.


اهميت افشاء چنين جريان خطرناكي كه با شعار تمسك به قرآن و روش ائمه اطهار (ع) به ميدان آمده است بسيار زياد و مقابله با آن مشكل است چرا كه خطر اين قبيل جريانات فكري كه متمسك به فرهنگ اسلامي بوده و در زير پوشش دفاع از حضرت ولي عصر امام زمان (عج) فعاليت مي‌كنند بسيار فراوان‌تر از خطر گروهك‌ها و دستجات الحادي است و براي مقابله آنان نخست بايد به شناخت دقيق خطوط كلي اين جريان و سپس به افشاء و مقابله فرهنگي با آن پرداخت.


اين مجموعه مختصر هديه اي است ناقابل و هشدار و تذكاري است به امت شهيدپرور ايران تا با اطلاع از نظرات رهبران جمهوري اسلامي ايران به مقابله فكري با جريان خطرناك انجمن حجتيه كه به دروغ متوسل به شعائر اسلامي است برخيزد و با عزم راسخ و آگاهي نافذ و تمسك به حبل الهي، تثبيت‌كننده خط امام در جامعه اسلامي ايران باشد، انشاءالله.





عمده كردن بهائيت از سوي انجمن حجتيه


جريان ديگري كه ظهور كرده بود و مسأله آخرين بود همين انجمن حجتيه بود. گروهي سال‌ها پيش به فكر افتادند كه مبارزه با بهايي‌ها بكنند و انجمن را تشكيل دادند و كارشان اين بود كه بهايي‌ها را شناسايي مي‌كردند و در جلسات‌شان مي‌رفتند و اين ها را محكوم مي‌كردند و جلوي جذب شدن مسلمان‌ها را به آنها مي‌گرفتند، به طور كلي مبارزه با بهائيت.


رژيم از اينگونه كارها خوشش مي‌آمد چون اين كارها خيلي به رژيم برخورد نمي‌كرد و يك مقدار از نيروها را مشغول مي‌كرد، لذا اين كارها را حمايت مي‌كرد.


آنها هم براي اينكه كارشان را بتوانند بكنند به افرادشان دستور داده بودند كه در كارهاي سياسي دخالت نكنند و مبارزه را ممنوع كرده بودند و معتقد بودند كه اين مبارزه به جايي نمي‌رسد و آخر اين مي‌شود كه نيروهاي مذهبي از متن جامعه كنار بمانند و مي‌گفتند اين طور باشيد چون رژيم هم مزاحمشان نبود. اين ها كلاس‌هايي داشتند و بچه مسلمان‌ها جمع مي‌شدند آن جا و دوره اصول عقايد به اين ها ياد مي‌دادند و يك سري تعليمات به اين ها مي‌دادند و مجهزشان هم مي‌كردند عليه بهائيت.


در سراسر كشور هم شبكه اينها باز شده بود، مزاحمتي هم نداشتند اما چون مبارزه را قبول نداشتند و يك سري از نيروهاي مبارز را جذب مي‌كردند ما با اينها مخالف بوديم.


بزر‌گ‌ترين خاصيت اين ها براي رژيم اين بود كه اين ها نيروها را جذب مي‌كنند و يك كاري هم به نيروها مي‌دهند، جوان مي‌بيند در يك دوره‌اي كه در آنجا رفته چيز ياد گرفته مشكلي هم نديده، مبارزه با بهائيت هم كه چيز خوبي بوده، فكر مي‌كرد چيز ياد گرفته، كار هم كرده و از طرفي نقطه مقابلش را مي‌ديد كه فلان دانشجو مثلاً رفته زندان و بيرون آمده و هيچ چيز هم ندارد و از درس هم افتاده خلاصه براي خودشان جاذبه‌اي داشت و ما روي اين جهت بيشتر بدي مي‌ديديم.


ميدان مبارزه خالي مي‌شد. ما فكر مي‌كرديم كار اصلي‌مان الان بايد مبارزه با رژيم باشد مسأله مهم ما پيش از پيروزي اين بود كه چرا اين ها به مسأله جنايات رژيم بي‌تفاوت‌اند؟ ما مي‌گفتيم خوب اين كه رژيم به شما اجازه مي‌دهد مبارزه كنيد (مبارزه با بهائيت) اين سرگرمي است والا خود رژيم بهائي‌ها را دارد تقويت مي‌كند. آن موقع وزير جنگ بهائي بود، پزشك مخصوص شاه بهائي بود، پست‌هاي حساس را به بهائي‌ها مي‌دادند، وزراي ديگر هم بهائي بودند، وزير آب و برق و … به هر حال بهائي‌ها دست بالايي داشتند، مي‌گفتند رژيم آن ها را اين جوري تأييد مي‌كند و معلوم است اين كه به شما اجازه مي‌دهند رنگ دارند مي‌كنند ما را و نگذاريد اينجوري بشود و اين اختلاف را داشتيم.


علي اكبر هاشمي رفسنجاني، مجله «عروه الوثقي»، شماره 82 ـ 22/7/61.





تعدادي از رهبرانشان چنان بهائيت را بزرگ مي‌كردند كه انگار در اين مملكت تنها خطر بهائيت است. در حالي كه ما معتقد بوديم يعني خط انقلاب معتقد بود كه بهائيت شاخه‌اي است از شاخه‌هاي استعمار و ملعول است، ما بايد سراغ علت برويم بعد هم كه ديديم وقتي در ايران مي‌شود و عوامل امپرياليسم كوبيده مي‌شوند بهائيت هم مي‌رود سراغ كار خودش.


شهيد هاشمي‌نژاد، نشريه خراسان وابسته به بنياد مستضعفان، 30/8/60.





يكي از سرگرمي‌ها هم اين بود كه برويد با بهائيت مبارزه كنيد اما اين جمله را هم توضيح بدهم اين جور نبود كه رژيم بگويد برويد با بهائيت مطلقاً مبارزه كنيد. اگر اين آقايان هم ادعا مي‌كنند با بهائيت مبارزه مي‌كرديم كم‌لطفي مي‌كنند، بهائيت سه بعد داشت: بعد اقتصادي ـ بعد سياسي ـ بعد فكري، دقت كنيد اين ها در بعد سياسي و اقتصادي هم يك قدم اجازه نداشتند مبارزه كنند. رژيم قرص و محكم جلوي آن ها را مي‌گرفت، اين ها مي‌توانستند حتي راجع به پپسي كولا صحبت كنند كه مال ثابت پاسال بود؟ اين ها مي‌توانستند راجع به شركت‌هايي كه از نظر اقتصادي در اختيار بهائيت بود حرف بزنند؟ ابدا، اينجا رژيم چراغ قرمز داده بود و آقايان هم بر اساس ديدشان (نمي‌گويم خيانت) با رژيم درگيري پيدا نمي‌كردند.


ديدشان اين بود كه بايد آهسته رفت تا گربه شاخ نزند.


بنابراين در بعد اقتصادي مبارزه‌اي با بهائيت نداشتند و نمي‌توانستند هم داشته باشند. در بعد سياسي هم به همين ترتيب مي‌توانستند بگويند آقاي هويدا چرا تعدادي از وزراي كابينه‌اتان بهائي هستند؟ ابداً، مي‌گفتند فضولي موقوف، پس كجا مبارزه مي‌كردند و رژيم اجازه مي‌داد به آنها، فقط در بعد فكري.


شهيد هاشمي‌نژاد، نشريه خراسان وابسته به بنياد مستضعفان، 30/8/60.





وقتي يكي از روحانيون مبارز پس از شكنجه توسط ساواك تحت بازجويي قرار مي‌گيرد، شكنجه‌گر ساواك به او مي‌گويد: «شما چرا مثل آقاي حلبي و ديگران نمي‌خواهيد از دين دفاع كنيد و راه افتاديد دنبال يك سيد (منظور امام خميني است). اين جا يك عالم بزرگوار با اين فعاليت‌هاي گسترده كه با بهائيت مبارزه مي‌كند (آقاي حلبي) را رها كرده‌ايد و با شاهي كه اسلام پناه است مبارزه داريد».


مصاحبه با مهندس طيب نماينده سابق مجلس





آن موقعي كه برادران و خواهرانمان زير شكنجه فرياد مي‌كشيدند، اين ها مي‌رفتند ثابت كنند كه بهائيت بر حق است يا باطل است و دقيقاً در مقابل مبارزه قرار گرفته بودند. باز دو مرتبه سروكله‌شان پيدا شده جلسه تشكيل مي‌دهند و حرف مي‌زنند، انحراف قطعي و صددرصد است.


سخنراني شهيد رجائي در سمينار سراسري جهاد سازندگي روزنامه جمهوري اسلامي، 29/3/1361.





در رابطه با مبارزه با بهائيت چون براي انجمن مبارزه با بهائيت مطرح است و رژيم منحط شاه به عنوان يك خطر عمده براي اسلام و در بينش انجمن مطرح نيست لذا گاهي اوقات براي مبارزه با بهائيت انجمن متوسل به مقاماتي كه در رژيم گذشته صاحب نفوذ و صاحب قدرت‌اند مي‌شود تا حتي به مرز مقامات و شخصيت‌هاي رژيم شاه نزديك بشود و يك جوري آن ها را متقاعد كند كه بله بيايند و كمك كنند.


آقاي طيب از مسوولين سابق و جدا شده از انجمن،صبح آزادگان، 27/11/60، شماره 592.





شما سابقاً در رابطه با بهائيت كار مي‌كرديد و مي‌گفتيد اينها براي اسلام خطر دارند و ما هم مي‌گفتيم مي‌دانيم خطر دارند. مي‌گفتند با اسرائيل مربوطند و ما هم مي‌دانستيم و هر چه شما مي‌گفتيد ما هم قبول داشتيم، ما مي‌گفتيم بايد ريشه‌هاي آنها را از بين برد ليكن شما شاخه‌ها و برگ‌هاي آن را مي‌زديد بسيار خوب حالا فعلاً ريشه به راه افتاده و امروز در جو نظام جمهوري اسلامي محل ندارند و فضاي جمهوري اسلامي به بهائي و ضداسلام مجال تنفس نمي‌دهد شما الان رسالتتان در اين تشكيلات چيست؟


آيت‌الله جنتي، نماز جمعه قم، 8 آبان 1360.





ديدگاه انجمن در مورد ارتباط دين و سياست


دست‌هاي ناپاك و عقل‌هاي ضعيف موجب اين شد كه بعد از رسول‌الله صل‌الله عليه و آله و صدر اسلام كم‌كم مردم را از آن مسائل اصلي كه در نظر اسلام بوده است منحرف كنند و مردم را متوجه به فقط يك مسائل جزئي بكنند و در مسائل عمومي كلي كه كشورهاي اسلامي به آن احتياج دارند بي‌طرف باشند و احياناً هم مخالف باشند.


اين نقشه شيطاني بوده است كه از زمان بني‌اميه و بني‌عباس طرح‌ريزي شده بود و بعد از آن هم هر حكومتي كه آمد تأييد اين امر را كرده است و اخيراً هم كه راه شرق و غرب به دولت‌هاي اسلامي باز شد اين امر در اوج خودش قرار گرفت كه اسلام يك مسائل شخصي بين خود و خداست و سياست از اسلام جداست و نبايد مسلمانان در سياست دخالت كنند و نبايد روحانيون وارد سياست شوند. آن ها همان در مسجدها محبوس باشند همه كارشان اين باشد كه بروند و نماز بخوانند و چند كلمه هم دعا كنند و برگردند منزل.


سخنراني امام خميني، جمهوري اسلامي، دوشنبه 4 مرداد 1361.





انجمن به هيچ وجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و نيز مسووليت هر نوع دخالتي را كه در زمينه‌هاي سياسي از طرف افراد منتسب به انجمن صورت مي‌گيرد بر عهده نخواهد داشت.


فصل يكم، ماده دوم، تبصره دوم اساسنامه انجمن حجتيه





به افراد (انجمن) اجازه فعاليت سياسي نمي‌داند.


مصاحبه خصوصي با آيت‌الله خزعلي.





از برادران و خواهران انجمن نوشته مي‌گرفتند كه در امور سياسي دخالت نكنند و انجمن شديداً از درگير شدن با مسائل سياسي اجتناب مي‌كرد.


سخنراني آقاي پرورش از اعضاي باسابقه و جدا شده از انجمن حجتيه





آنها به من مي‌گفتند شما بزرگواريد، شما آقائيد، شما بايست آقائيتان محفوظ بماند و بايد به عنوان مرجع، اسلاميان را هدايت و ارشاد كنيد و سياست يك مسأله‌اي نيست كه با خيانت كنار بيايد چون سياست پدرسوختگي است، سياست كلك است و بالاخره برخورد منافقانه با مسائل است. امام فرمودند كه، من سخنان آنها را قطع كردم و گفتم، ما سياست به معناي پدرسوختگي را به شما داديم (يعني اين سياست مال شما) و آن سياستي را كه خودمان از آن دم مي‌زنيم سياست به معناي مديريت، رهبري و اداره كشور است اين سياست با اين معنا ديانت است.


آقاي طيب، نماينده سابق مجلس و عضو سابق انجمن/ نقل از نماينده بوئين‌زهرا در مجلس شوراي اسلامي.





اگر كسي را احساس مي‌كردند كه در فعاليت‌هاي سياسي است، عذر او را مي‌خواستند و اين خلاف خط امام است ديگر و به همين دليل بود كه رژيم اجازه مي‌داد آنها در زمينه مبارزه با بهائيت كار كنند. براي اينكه براي رژيم اين مسأله مطرح بود كه سر جوانان را يك جا بند بكند كه كاري به كار آمريكا و رژيم و نفت و شرايط سياسي نداشته باشند حالا آن جاي سرگرمي چه بود؟


براي رژيم فرق نداشت. گاهي به دانشجويان مي‌گفت، بابا اين همه وسائل شهوت‌راني براي شما ريخته، ما خودمان هم كمك‌تان مي‌كنيم، شما چه كاري به كار سياست داريد امكانات رفاهي به آن ها مي‌دادند، بورس مي‌دادند و … به شرطي كه كاري به رژيم نداشته باشند، يكي از سرگرمي‌ها هم اين بود كه برويد با بهائيت مبارزه كنيد البته نه به طور مطلق.


استاد شهيد هاشمي‌نژاد، نشريه خراسان، چهارشنبه 30 آبان 1360.





قبل از پيروزي انقلاب اين ها داعيه‌هاي خاص اسلامي نداشتند، اختلافي كه با ما داشتند اين بود كه مي‌گفتند مبارزه را بد مي‌دانستند، معتقد بودند كه حكومت اسلامي خالص در زمان امام زمان مي‌تواند شكل پيدا كند و چون حالا نمي‌شود پس نتيجه مي‌گرفتند كه خوب است كه مبارزه نكنيم و با رژيم و با آن ها بسازيم. وارد شويم توي جريانات خدمت بكنيم… منجمله كاري كه مي‌خواستند بكنند اين بود كه مثلاً جلوي بهائيان را بگيرند، اين همت آنها بود… و چون آن كار بي‌خطر بود خيلي‌ها استقبال مي‌كردند يعني جواناني بودند كه داخل وجودشان تمايل به خدمات ديني بود، اما چون آن ميدان باز بود مي‌رفتند آنجا، استقبال خطر نمي‌كردند.


مصاحبه علي اكبر هاشمي رفسنجاني درباره ي انجمن.





ديدگاه انجمن نسبت به حكومت اسلامي قبل از ظهور «امام زمان»


شما روحانيون در صورتي خلفاي اسلامي هستيد كه اسلام را به مردم بياموزيد و نگوييد بگذارند تا امام زمان (عج) بيايد. شما نماز را هيچ وقت نگذاريد تا وقتي امام زمان (عج) آمد بخوانيد؟ حفظ اسلام واجب‌تر از نماز است.


منطق حاكم خمين را نداشته باشيد كه مي‌گفت بايد معاصي را رواج داد تا امام زمان (عج) بيايد، اگر معصيت رواج پيدا كند حضرت ظهور نمي‌كند.


اينجا ننشينيد فقط مباحثه كنيد…


از كتاب «ولايت فقيه» امام خميني.





جرياني است كه ساليان درازي است، قرن‌هاست در بين مردم رايج است … نگاه به توحيد، نگاه به نبوت، نگاه به مسأله امامت، امام زمان، نگاه به انتظار و مسائل گوناگون ديگري كه وجود داشته، جريان غيرروشنفكرانه بايستي يا مرتجعانه يا منحرف اسمش را مي‌گذاريم، اين جريان يك وقتي حاكم بر جامعه اسلامي بود.


تفكر انجمن حجتيه عمارتي است از تشكل بدوي، همان جريان مرتجع قديمي و نه چيزي بيشتر از آن… مثلاً فرض بفرمائيد اگر چنانچه مسأله انتظار در گذشته پيش مردم همون جور مطرح بود خوب بايد امام زمان بيايد، اشكالات را برطرف كند تا نيايد هيچ كاري انجام نمي‌گيرد، يا اينكه قبل از قيام قائم هر قيامي محكوم به زوال و صاحبش در آتش است (كه اين روايت البته درست است اما معنايش اين نيست كه اين ها مطرح مي‌كنند، معنايش چيز ديگري است) اين در بين مردم رايج بوده، اين ها آمدند همين‌ها را به شكل استدلالي و مدون بين خودشان مطرح كردند، استدلال كردند و تفكر اسلامي اين ها جز اين چيز ديگري نيست.


نطق آيت‌الله خامنه‌اي در زمان رياست ‌جمهوري.





آن گروه‌هايي كه در دوران‌هاي طولاني از گذشته تا امروز به اسم اين كه امام زمان مي‌آيد و اصلاح مي‌كند، دستشان را گذاشته‌اند روي هم و تسليم مظالم شده‌اند و امروز هم گاهي زمزمه مي‌كنند كه بالاخره كارها را امام زمان بايد اصلاح كند دليل منتظر نبودن اين ها همين است، اگر منتظر بودند جوري مي‌كردند كه امام زمان وقتي آمد متناسب با امام زمان زندگي را تنظيم كرده باشند. امام زمان وقتي آمد و ديد ثروتمند كذائي اين همه پول دارد، باز هم گرانفروشي مي‌كند با او برخوردشان مثل ماها نيست، من اينجا عرض مي‌كنم كه براي كساني كه منتظر ظهور حضرت حجت هستند، براي كساني كه دائماً دستشان بلند است و دعا مي‌كنند خدايا امام زمان را برسان، اگر آمادگي اين عدالت را ندارند، امام زمان وقتي بيايد براي اين ها نعمت نمي‌شود، براي اينها خسارت مي‌شود. وقتي امام زمان بيايند مواجه مي‌شويم ما با يك برنامه قاطع علي‌گونه‌اي كه مي‌خواهد عدالت را ايجاب كند، امام زمان جلوي جنايات اقتصادي را مي‌گيرد به طوري كه بعضي شبهه مي‌كنند.


علي اكبر هاشمي رفسنجاني، خطبه‌هاي نماز جمعه، اطلاعات، شنبه 14 خرداد 1362.





اين ها مبارزه را بد مي‌دانستند، معتقد بودند كه حكومت اسلامي خالص در زمان امام زمان مي‌تواند شكل پيدا كند و چون حالا نمي‌شود، پس نتيجه مي‌گرفتند كه خوب است ما مبارزه نكنيم و با رژيم و با آن ها بسازيم.


علي اكبر هاشمي رفسنجاني، نشريه آينده‌ساازن، شماره 17.





ممكن است عده‌اي به روايتي استشهاد كنند كه مي‌گويد هر كس قبل از مهدي (ع) قيام كند قيامش طاغوتي است اما اين در مورد قيام‌هاي بداعيه مهدويت است يعني قيام‌هايي به نام مهدي قبل از ظهور مهدي، مثلاً يك سرداري در اواخر زمان بني‌اميه و بني‌عباس قيام كرد به عنوان اين كه مهدي من هستم و مي‌خواهم وعده پيغمبر را با شمشيرم انجام بدهم، امام و پيغمبر اين چنين قيامي را طاغوتي خوانده‌اند زيرا اين نوع قيام دروغ و خيانت است و هدفش انصراف و انحراف مردم از راهشان است در غير اين صورت (قبول نداشتن اين كه فقط قيام‌هاي بداعيه طاغوتي است) بايد همه آيات مربوط به جهاد و قائلو ائمه الكفر و ما لكم لاتقاتلون في سبيل الله… و المستضعفين، همه آيات مربوط به ضرورت حاكميت دين خدا در جامعه و لتكن منكم امته يدعون الي الخير يامرون بالمعروف و ينهون عن‌المنكر، همه‌ي آياتي كه به كل افراد جامعه نهيب مي‌زند كه چرا در برابر منكرات سكوت مي‌كند، با طاغوت درنمي‌افتيد چرا با مستكبرين مبارزه نمي‌كنيد و … خيلي از آيات بايد تعطيل شود و اجراي آن ها به زمان ظهور امام موكول گردد. سكوت در برابر ظلم و استكبار و طاغوت و فساد و … حاكم كردن آن ها يا ناشي از تنبلي است يا از انحراف فكري عميقي منشأ مي‌گيرد.


اين ها همان مسائلي است كه ما در طول 20 سال اخير و در جريان مبارزات مورد بحث واقع مي‌شد، عليرغم نظر عده‌اي كه منزوي فكر مي‌كردند و مي‌گفتند تقوي اين است كه گوشه مسجد بنشينيم و فرايض عبادت را انجام دهيم و برخلاف همه اين نوع نظرها، فريادهاي امام مردم را بسيج كرد و آنان را معتقد كرد كه حركت سياسي هم يك وظيفه است.


مسأله ظهور مهدي موعود مسأله مظلوم بودن مردم است نه منظلم بودن آنان، بعد از اين كه مظلومي هست وليعصر مي‌آيد بعد از اين كه بناست خدا از مظلومي طرفداري كند ولي عصر مي‌آيد، فرق است بين انظلام (ظلم‌پذيري) و مظلوم (مورد ستم قرار گرفته).


منظلم شدن گناه و معصيت است… امام زمان براي نجات يك عده منظلم و راحت‌طلب ظهور نخواهد كرد. اگر بنا باشد مسأله مهدي موعود مسأله راحت‌طلبي باشد تمام مبارزات ائمه ما در طول تاريخ اشتباه است… زمان ظهور مهدي موعود زماني است كه مردم بايد تلاش كنند و شهيد و جانباز بدهند.


سخنراني پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، آيت‌الله صانعي.





ديدگاه انجمن نسبت به امام و خط امام


دقت بفرمائيد: چه كار دارند به ما؟ كوشش كردند در ابتدا كه رهبر انقلاب را امام نگوئيد، البته اين را صريح هم نگفتند، هي گفتند نائب الامام نائب الامام بسيار خوب، نائب الامام خود افتخاري بزرگ براي رهبر انقلاب است ولي چرا از گفتن لفظ امام نگران هستند بابا، مگر قرآن پيشوايان كفر را امام تعبير نكرده (قائلوا ائمه الكفر) شما از اينكه به رهبر انقلاب امام بگوييد مي‌ترسيد به امام زمان (عج) بر بخورد. اين ها را ما تضعيف خط رهبري ندانيم؟ مطلب بعدي، متأسفانه حداقل تعدادي از آن ها مطرح كردند در بعضي از دبيرستان‌ها عده‌اي از معلمين‌شان كه مقام رهبري از مقام مرجعيت جدا است يعني چه… يك سري كارها، اين كار را مي‌گويم، دقت بفرمائيد تحت نام يا صاحب‌الزمان (عج) اين اواخر نمي‌دانم دقت كرديد يا نكرديد نمي‌خواهم بگويم اين كار مستقيماً مربوط به آنهاست نمي‌دانم اين را بايد بررسي كرد از كجاست، عكس‌هاي امام توي مغازه‌ها خيلي كم شده است و شعارهاي «يا صاحب‌الزمان (صلواه الله عليه) آمده، خوب ممكن است بگويند ولايتتان ضعيف است شما با امام زمان مخالفيد، اين چرندها را بگذاريد كنار والا خواهم گفت كه شما امام زمان را نشناخته‌ايد بر در هر مغازه‌اي يك جمله صاحب‌الزمان صلوات الله عليه بنويسيد بلكه روي هر شيشه و هر در و ديوار خانه‌ اين جمله مقدس را پر كنيد، اشكال اين جا نيست سر جاي ديگر است، اشكال اين است كه تحت اين نام مي‌خواهيد مقام رهبري را تضعيف كنيد…


اين را پوشش قرار دهيد كه آن را به دست فراموشي بسپاريد.


يا صاحب‌الزمان (صلواه‌الله عليه) را بزنيد و زير اين يا صاحب‌الزمان رهبر زنده را و نائب او را ازش نام ببريد.


نشريه خراسان وابسته به بنياد مستضعفان، چهارشنبه 20 آبان 60.





يك جمله معترضه هست كه من تقاضا و اصرار دارم به اينكه امام را به عنوان رهبر جامعه نه رهبر سياسي، نه رهبر مذهبي تنها، از هر كسي بالاتر در اين انقلاب بايد مطرح كرد. اين طور نيست كه ما داريم اين شخصيت را به امام مي‌دهيم، ما اصرار مي‌كنيم كه مبادا اين نعمت را از ما بگيرند، بسيار هستند افرادي كه مي‌خواهند اجتماعي كه در مقابل امام جمع مي‌شد اين اجتماع را جاي ديگري هم جمع بكنند و بعد بگذارند جلوي همديگر، اين دقيقاً خيانت است اگرچه در آينده تاريخ خواهد گفت ولي ما بايد بدانيم كه آنچه در تاريخ به عنوان انحراف صورت گرفته ديگر نمي‌گذاريم تكرار شود، هم ملي‌گرايان خائني كه اولين بار نيست به فكر شكست اسلام افتاده‌اند، بلكه بارها اين تجربه را تكرار كرده‌اند، هم آن ها درصدد هستند هم مقدس‌هاي خشك مقدسي كه در طول تاريخ مبارزه يك شعار انحرافي داده‌اند و مي‌گويند امام رهبر سياسي، آن آيت‌الله هم رهبر مذهبي، من هرگز در برابر مراجع عظام تقليد كوچك‌ترين سخني ندارم مبادا خداي نكرده اين طور فكر شود كه ما به فكر مسأله مرجعيت هستيم، اين مسأله اصلاً مطرح نيست اما من به شما عرض كنم كه اولين بار كه به عنوان رئيس دولت به همراه هيئت دولت خدمت حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني رسيديم مي‌دانيم جمله اولشان به عنوان يك مرجع آگاه چه بود؟ گفتند آقاي نخست‌وزير، هيئت محترم دولت، شما را سفارش مي‌كنم به موقعيت امام، خيال نكنيد كه مراجع خودشان مطلع نيستند. اين دقيقاً جمله‌اي است كه ايشان به ما توصيه كردند كه رهبري امام را مراقبت باشيد حالا آن وقت يك عده‌اي پيدا مي‌شوند مي‌گويند بله امام رهبر سياسي، ما در مسائل مذهبي از ديگري هم مي‌توانيم تقليد كنيم. اين ها دقيقاً منحرفند تازه هم نيست كه پيدا شده‌اند، آن موقعي كه براداران و خواهران زير شكنجه فرياد مي‌كشيدند اين ها مي‌رفتند ثابت كنند كه بهائيت بر حق است يا باطل است و دقيقاً در مقابل مبارزه قرار گرفته بودند. باز دو مرتبه سروكله‌شان پيدا شده جلسه تشكيل مي‌دهند و حرف مي‌زنند … براي ما مسأله انقلاب منفك از امام امكان ندارد.


جمهوري اسلامي، 29 خرداد، سخنراني شهيد رجائي در سمينار سراسري جهاد كشاورزي.





تضاد انجمن حجتيه با امام و انقلاب بيشتر از تضاد با رژيم شاه بود، آقاي حلبي مي‌گفت شاه از همه سلاطين قبلي با عفت‌تر است!


اوراق توقيف شده مجله «اميد انقلاب».





انجمن در كليت آن حركت‌هاي سياسي از قبول نداشت … خط امام و حركت امام را در بالا به هيچ عنوان قبول نداشتند … حركت امام را شديداً انتقاد داشتند و قبول نداشتند و مي‌گفتند راهي را كه آقاي خميني مي‌رود غلط است.


سخنراني آقاي پرورش درباره انجمن.





طبعاً آن ها چون راه امام را قبول نداشتند بايست از لحاظ فتوي و مرجعيت و اين ها هم بروند سراغ ديگري كه سراغ آقاي خوئي رفتند.


اين بود كه وضع بدي پيش آمده بود، مبارزه را قبول نداشتند و مي‌گفتند نمي‌شود امروز حكومت اسلامي، تا نيامدن امام زمان حكومت اسلامي تشكيل نمي‌شود كه البته الان گفتن اين خود مشكل است و بي خود تلاش نكنيد، شما بايد همچنين جا كمك كنيد كه اوضاع خراب‌تر از اين نشود و مبارزه با رژيم را نوعي بازي بچه‌گانه مي‌دانستند.


مصاحبه با علي اكبر هاشمي رفسنجاني، عره اوثقي، 22 مهر 1361.





آقاي حلبي (مؤسس انجمن حجتيه) با شريعتمداري تماس گرفته و مي‌گويد بايد به تقواي امام شك كرد و هم ايشان در زمان ديگري امام را سيد … مي‌خواند.


به نقل از مهندس طيب در جلسه نهادها.





خيلي مسأله خطرناك است، چيست كه داريد طرح مي‌كنيد كه مرجعيت از رهبري جداست، ببينيد شما به ما كار داشتيد يا ما به شما، شيطنت نكنيد والا جلوتر مي‌آييم، ما ديگر اجازه نمي‌دهيم كه جامعه به آن شرايط برگردد…


مي‌گوييد ما عافيت‌طلبيم.


شهيد هاشمي‌نژاد، نشريه خراسان، چهارشنبه 30 آبان 60.





متأسفانه حداقل تعدادي از آن ها مطرح كردند در بعضي از دبيرستان‌ها، عده‌اي از معلمينشان كه مقام رهبري از مقام مرجعيت جداست، يعني چه؟ يعني دين از سياست جداست، مرجع براي وضو و غسل و … است نه براي حكومت، نه براي مبارزه با ستم، نه براي امر به معروف در آن حد نه براي جهاد، نه براي دفاع، عجب؟ من سؤال مي‌كنم كه حكومت اسلامي جزء اسلام است يا خارج از امت اسلام است. مرجعي كه درباره نظام سياسي اسلام نظر نداشته باشد اين در همه اسلام نظر دارد يا در بخشي از اسلام نظر دارد؟ ... اين در جامعه ما درست نيست كه به يك شكلي دربيايد يك كسي رهبر سياسي باشد و يك كسي مرجع ديني باشد و از او تقليد كنيم. اين اصلاً باعث متلاشي شدن نظام است... رهبري اصلاً لغو مي‌شود، او تشخيص بدهد كه مثلاً امروز نبايد جهاد بكنيم و رهبر تشخيص بدهد كه امروز بايد جهاد بكنيم و مردم بگويند كه ما تقليد از آن آقا مي‌كنيم.


خوب اين چه شد؟ چه رهبري شد؟ … يك وقت زمان شاه بود، خوب اين آيت‌الله فتوايي مي‌داد خيلي هم تصادم نداشتيم اما الان مسأله اقتصاد مطرح است ما فردا مي‌خواهيم ماليات وضع كنيم، ما فردا مي‌خواهيم با گراني مبارزه كنيم. مثلاً رهبر بفرمايد مي‌تواند كساني را كه گرانفروشي كردند تا اين حد پيش برويد و اين ها را سركوب كنيد يك كس ديگر مرجع باشد و بگويد نه اينجا نمي‌توانيد:


«الناس مسلطون علي اموالهم و انفسهم» هست و خوب اين نمي‌شود، نمي‌شود كار كرد.


علي اكبر هاشمي رفسنجاني، خطبه‌هاي نماز جمعه تهران





ديدگاه انجمن نسبت به مبارزه با رژيم شاه


از ابتداي اين نهضت و از گذشته‌هاي دور اين نهضت آقاي حلبي با ناباوري با آن برخورد مي‌كرد و معتقد بود كه نمي‌شود با رژيم تا دندان مسلح شاه مبارزه كرد و عقيده داشت كساني كه به اين راه كشيده مي‌شوند خونشان را هدر مي‌دهند و كساني كه افراد را به اين راه مي‌كشانند مسوول اين خون‌ها هستند و معتقد بود كه كار صحيح، فعاليت‌هاي فرهنگي و ايدئولوژيك است نه مبارزه عليه رژيم.


آقاي طيب، از مسوولين سابق و جدا شده از انجمن، صبح آزادگان، سه‌شنبه 27/11/60، شماره 592.





در حدود سال 1345 در جلسه‌اي كه آقاي حلبي و جمعي از علما حضور داشتند و شهيد دكتر مفتح نيز حضور داشتند و از اختناق و ممانعت از سخنراني‌هاي مذهبي انتقاد و گله مي‌كردند آقاي حلبي برمي‌آشوبد و اظهار مي‌دارد كه بد مي‌كنيد شما، برخلاف مصالح مملكت صحبت مي‌كنيد، دستگيرتان مي‌كنند ولي ما كميسيون‌ها و كنفرانس‌هاي عظيم تشكيل مي‌دهيم و هيچ كس مزاحم ما نمي‌شود.


حجت‌الاسلام طبسي، برگرفته از نوار سخنراني





در جريان مبارزه و انقلاب هم خود آقاي حلبي قضاوت‌شان اين بود كه اين انقلاب چون رژيم مسلح است و ارتش دارد و مردم سازمان ندارند و سلاح ندارند به پيروزي نمي‌رسد.


مهندس طيب، يكي از مسوولين سابق و جدا شده از انجمن، صبح آزادگان، دوشنبه 22 بهمن 1360، شماره 591.





ديد ساواك نسبت به انجمن «حجتيه»


در گذشته انجمن موضع مشخص و قاطعي نداشته، براي مثال مي‌توان از اجازه‌اي كه از ساواك براي تشكيل جلسات خود مي‌گرفته نام برد.


آقاي طيب از مسوولين سابق و جدا شده از انجمن، صبح آزادگان، 3/12/1360.





وقتي ساواك متوجه شده بود كه من از انجمن كنار رفته‌ام همين نادري ملعون از افراد ساواكي ما را خواست و خيلي فحاشي كرد و گفت چرا ديگر در انجمن نيستي؟.


آقاي پرورش، سخنراني آقاي پرورش درباره انجمن.





يك دفعه ساواك انجمن حجتيه را محدود مي‌كرد و حتي افرادي را دستگير مي‌كرد بعد از 2، 3 ماه كه فشار ايجاد مي‌شد نقطه مقابل، بهائي‌ها را آزاد مي‌گذاشت و پس از دو سه ماهي بهائي را ساواك شديداً محدود مي‌كرد و در مقابل به برادران انجمن حجتيه اجازه فعاليت مي‌دادند يعني در حقيقت مي‌كوشيد يك موازنه ايجاد كند. گاهي اين گروه را محدود مي‌كرد، گاهي بهائي‌ها را.


يكي از اعضاء باسابقه و جدا شده از انجمن





از طرفي با روي كار آمدن شريف امامي در 19رمضان 57 تعدادي از اينان حركت ديگري را در برابر امت قهرمان ايجاد كرده و راه افتادند و گفتند اين ملازاده است، اين آخوندزاده است، آيت‌الله زاده‌ است، اين از بيت سلطان العلماهاست. ديگر كارها درست مي‌شود، حالا چه مي‌گوييد؟


مهندس طيب نماينده سابق مجلس، آزادگان، سه‌شنبه 27/بهمن/ 1360.





پس از پيروزي انقلاب اسلامي


با پيروزي انقلاب، كليت تشكيلات، دچار تحير و حيرت شد كه با انقلاب چگونه برخورد كند.


رأس انجمن به اين حركت معتقد نبود و اعتقاد نداشتند كه پيروز شود.


پانزده شعبان سال اول كه در تهران جشن گرفته شد عكس همه مراجع زده شد و بعد از شش ماهي كه گذشت و در حقيقت فقيه مبسوط‌اليد، مسلط شد انجمن به تأييدات خود از رهبر انقلاب اشاراتي داشت من‌جمله خود آقاي حلبي، از رهبر انقلاب، عظيم‌الشأن و رهبر كبير و اين مضامين … شروع شد.


سخنراني آقاي پرورش درباره انجمن.





بعد از پيروزي انقلاب اين جريان تضعيف شد البته با اوجگيري انقلاب تضعيف گرديد، تضعيف شد ليكن با اينكه بسياري از نيروهاي مؤمن آن جريان برگشتند آمدند به انقلاب پيوستند ولي آن جريان از بين نرفت و نابود نشد.


حجت‌الاسلام خوئيني‌ها، مصاحبه اختصاصي كيهان، پنجنشبه 21/مرداد/ 1361.





تا اينكه به هر حال انقلاب پيروز شد و در همين جريان انقلاب، تدريجاً اين جلسات تعطيل مي‌شدند و افراد آن پراكنده و از انجمن جدا مي‌شدند تا اينكه انقلاب پيروز شد و بعد از پيروزي انقلاب آن جناح خط امامي و بچه‌هاي انقلابي انجمن خيلي صريح گفتند كه انجمن از خودش انتقاد كند، انجمن بايد دقيقاً تجديدنظر كند، در اساسنامه‌اش و بگويد كه در ارزيابي اشتباه مي‌كرده و بعد هم مواضع خط امامي را اتخاذ و زير نظر مستقيم امام باشند. خوب اين گروه كه عده‌شان خيلي قابل توجه بود با مقاومت مديريت انجمن روبه‌رو شدند و نهايتاً كارشان به اينجا كشيد.


مصاحبه با مهندس طيب، آزادگان، چهارنشبه 28/بهمن/ 1360





مواضع امام در مورد انجمن حجتيه از زبان مسوولين


آن ها را من تأييد نمي‌كنم، آن ها از نظر بينشي انحراف دارند و اين ها معتقدند كه در زمان غيبت امام زمان نمي‌شود تشكيل حكومت داد و ادامه مي‌دهند كه انجمن قابل اصلاح نيست.


حجت‌الاسلام امامي كاشاني به نقل از امام خميني، اوراق توقيف شده مجله اميد انقلاب، شماره 43.





مقام رهبري چندين بار فرموده‌اند كه اين ها را در پست‌هاي كليدي و حساس راه ندهيد ما هم همين معني را مي‌گوييم … كساني كه حالا هم حلبي را براي خودشان بت مي‌دانند و حالا هم تقليد از كسي مي‌كنند كه كودتاگر بوده (منظور شريعتمداري است) اين ها نمي‌توانند فكر سليم انقلابي داشته باشند… اين افراد را در پست‌هاي كليدي راه ندهيد كه خلاف فرمان امام و خلاف شرع است.


يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، روزنامه اطلاعات، شنبه 3 ارديبهشت 1362.





به آنها پست‌هاي كليدي ندهيد، خطرناكند، وقتي آمدند بين شما تفرقه ايجاد مي‌كنند، تشتت ايجاد مي‌كنند، برادران را به جان هم مي‌اندازند، آن ها كار ديگري دارند دنبال مسأله ديگري هستند، اين ها با شاه همكاري مي‌كردند، برايشان مسأله دين مطرح نبوده است.


سخنراني برادر آقاي محمدي، نماينده مردم همدان در مجلس شوراي اسلامي به نقل از امام خميني





تقريباً يك تباين و درگيري بين آن ها و خط امام وجود داشت كه حتي امام اول اجازه استفاده از سهم امام را گويا به اين ها داده بودند و بعد كه به اين حد رسيد يكي از مدرسين قم از امام پرسيد و امام جواب دادند كه نه، سهم امام نمي‌شود به اين ها داد و طبعاً آن ها هم دنبال آقاي خوئي مي‌گشتند.


سلسله مصاحبه‌هاي حجت‌الاسلام رفسنجاني، عروه‌الوثقي، 26/7/1361.





مواضع ياران امام در مورد «انجمن حجتيه»


من انجمني‌ها را نمي‌پذيرم و اين ها را ما راهشان نمي‌دهيم.


سخنراني شهيد رجائي در تهران براي مربيان تربيت معلم.





من ايشان (حلبي) را مطرود از جامعه روحانيت مي‌شناسم.


به نقل از آقاي حميدزاده كه حضوراً عين عبارت را از شهيد بهشتي شنيده است.





حق نداريد اگر هم كارها بخوابد دست به طرف آن ها دراز كنيد، اين ها جريان خطرناكي‌اند.


نطق آقاي علي محمدي، نماينده مردم همدان به نقل از فقيه شهيد آيت‌الله مدني





وقتي آقاي حلبي عازم كازرون بود شهيد مدني استقبال از او را حرام اعلام مي‌كند.


به نقل از آقاي علي محمدي در يك نشست.





ديدگاه‌هاي اقتصادي انجمن


باز تحت تأثير آن بينش سياسي‌اش چون انحراف سياسي و اجتماعي و اقتصادي را ارزش نمي‌دهد لذا مي‌بينيم در رژيم گذشته انجمن گاهي اوقات تكيه مي‌كند به افراد متمولي كه متكاثرين اقتصادي جامعه هستند و گاهي اوقات هم از آن ها كمك مادي مي‌گيريد و هيچ احساس عيب و بدي نمي‌كند لذا گاهي در بين كساني كه كمك مادي به انجمن مي‌كردند چهره‌هايي را پيدا مي‌كنيم كه اينگونه بوده‌اند يعني متمولين كه الان در معيارها و ارزش‌ها آدم‌هاي ناصالحي هستند و انجمن اين را عيب نمي‌داند يعني نسبت به سرمايه‌داري كه مثل زالو اموال مردم را مكيده و در شرايط خيلي مرفه طاغوتي زندگي مي‌كند حساس نيست.





يكي از منابع مالي اين انجمن شخصي به نام درياني (زميندار بزرگ شهرآراء) بوده است.


مصاحبه با مهندس طيب، صبح آزادگان، دوشنبه 27 بهمن، قسمت سوم.





تكيه بر روي ضدانقلاب چپ و غفلت از شيطان بزرگ


دليل اينكه تمام تكيه‌تان روي ضدانقلاب چپ است و از ضدانقلاب راست غفلت مي‌ورزيد چيست؟ مگر امام، آمريكا را شيطان بزرگ نخواندند، مگر ما گرفتار آمريكا در نيم قرن اخير نبوده‌ايم، در حالي كه شعار ما «نه شرقي ـ نه غربي» است چرا شعار نه غربي را ول كرده‌ايد و شعار نه شرقي را چسبيده‌ايد با اينكه ما تأييد مي‌كنيم هر دو براي جامعه بشريت خطر است آيا ما نمي‌توانيم استنباط كنيم كه خط همان خط سابق است كه مي‌گفت اينكه نبايد درافتاد با اين ابرقدرت‌ها و بايد بي‌تفاوت از آن گذشت.


آيت‌الله جنتي، خطبه‌هاي نماز جمعه قم، كيهان، يكشنبه 10/ آبان/ 1360.





بعد از پيروزي انقلاب انجمن باز تحت تأثير همان ويژگي فكريش نسبت به گروه‌هاي چپ و نسبت به ماركسيسم و اسلام حساسيت نشان مي‌داد… و همواره از خطر چپ سخن مي‌گفت در بينش انجمن شوروي به خاطر ايده كمونيستي‌اش خطر بزرگي محسوب مي‌شود.


مصاحبه با مهندس طيب، آزادگان، سه‌شنبه 27/بهمن/1360، قسمت سوم.





نفوذ در مراكز اطلاعاتي


اما افرادي از انجمن در مراكز اطلاعاتي نفوذ كرده‌اند و مداركي نيز از آنجا خارج كرده‌اند كه طبعاً اين مدارك مربوط به ضعف‌هاي آنها خصوصاً مديريت آن ها احتمالاً منظور ارتباط سران (انجمن با ساواك است) بوده است و اين عمل كاملاً محكوم است چرا كه سرقت اسناد از دولت جمهوري اسلامي است و نمي‌توان آن را توجيه كرد.


مصاحبه با مهندس طيب، آزادگان، دوشنبه 2/ اسفند/ 1360، قسمت آخر.





علت اينكه تلاش مي‌كنند تا مسووليت‌هايي را به دست آورند اين است كه مي‌خوانند آن طرز فكر و برداشتي را كه از اسلام دارند با وجود خودشان در ارگان‌ها، به اجرا دربياورند.


مصاحبه با مهندس طيب، آزادگان، دوشنبه 2/ اسفند/ 1360، قسمت آخر.





علت اصرار شما داير بر اينكه در مراكز اطلاعاتي نفوذ كنيد و اطلاعات جمع‌آوري نماييد براي چيست؟ شما مي‌خواهيد در قسمت فرهنگي نمائيد يا سياسي؟ دليل اينكه اطلاعات جمع‌آوري شده را به مراكز بهره‌وري و به ارگان‌هاي انقلابي نمي‌دهيد چيست؟ چرا؟ مگر سپاه يا ارگان‌هاي مشابه نبايد داراي آن اطلاعات باشند تا ضدانقلاب را پي‌گيري نمايند؟ چرا با سپاه به صورت كامل همكاري نداريد؟ منظور همكاري اطلاعاتي درباره ضدانقلاب و اطلاعات در مورد آنهاست كه انجمن در اختيار دارد؟ آيا شما به خودتان اجازه مي‌دهيد از امكانات دولتي استفاده كنيد و در رابطه با اين استفاده مجوز قانوني و شرعي داريد يا نه؟


آيت ا... جنتي، خطبه‌هاي نماز جمعه، 9/7/1361.





* نوشتار حاضر توسط انجمن اسلامي وزارت خارجه در سال 1363 تهيه و پيش از اين به صورت يك كتاب منتشر شده است.