دوشنبه, 03 مهر 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4635
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 682234

اوقات شرعی



جستجو

Loading
لیبرال‏ها و انجمن حجتیه; دو خاستگاه و یک نتیجه PDF   نامه الکترونیک

امیدوار بودن، امید داشتن به غایت انسان و غایت هستی همراه با نوعی آمادگی . اگر بخواهم خلاصه تعریف کنم، انتظار یعنی نوعی امید به آینده داشتن و انسان را هدف دار نمودن .

چه رابطه‏ای بین انتظار و مجموعه تفکر شیعی وجود دارد؟

شیعه مثل همه مذاهب اولا هستی و زندگی را هدفدار تعریف کرده است و امید به زندگی و هستی را نوید می‏دهد . از سوی دیگر شیعه به خاطر اعتقاد راسخ‏تری که به مهدویت دارد، این آمادگی و امید را بیشتر در خود زنده می‏کند . یعنی همیشه بیشتر و زنده‏تر و امیدوارتر با زشتی‏ها و پلیدی‏ها مبارزه می‏کند . شاید به خاطر همین آماده بودن و ایمان به آینده داشتن شیعه است که هر از چند گاهی شاهد ظهور یک انسان، یک منجی و یک شیعه واقعی می‏شویم که گامی را برای ظهور مهدی موعود (عج) برداشته و تغییر و تحولی ایجاد می‏کند و می‏کوشد بازشتی‏ها مبارزه کند . همچنین کسی که در انتظار ظهور است، خودش منتظر فراهم شدن زمینه ظهور است . آن حضرت هم نوعی چشم به راه است تا زمینه برایش فراهم شود تا بتواند ظهور کند .

به هر حال شیعه واقعی کسی است که زمینه ظهور را فراهم می‏کند . بنابراین تفکر شیعه نوعی آماده کردن زمینه و بسترسازی برای ظهور است .

نوعی خاص از انتظار هم از سال‏های پیش تاکنون وجود داشته که می‏توان آن را انتظار اشرافی یا به تعبیری سکولاریسم در فضای انتظار نامید در این باره چه نظری دارید؟

نمی‏توانیم دم از مهدی (عج) بزنیم، اما انسان‏های آماده نباشیم و انزوا پیشه کنیم و منتظر بمانیم جور و ستم همه جا را بگیرد تا امام زمان (عج) ظهور کند . این با فلسفه انتظار تفاوت دارد .

کسی که خودش منتظر ظهور است، نمی‏تواند به تفکر جدایی دین از سیاست و عرصه‏های اجتماعی معتقد باشد . این تفکر ضد مهدویت، ضد بشریت، ضد انسان و ضد امید داشتن، با انتظار تفاوت دارد .

امید با تلاش و کوشش همراه است . چه فرقی وجود دارد بین کسی که امید دارد، اما دست‏به کاری نمی‏زند . چنین آدمی حتی بدتر از یک فرد نا امید است . این تفکر انزواطلب که معتقد است که در هر نظام و حرکت‏باید نخست ظلم و جور عالم را بگیرد تا امام ظهور کند، تفکر شیعی نیست .

به نظر شما بین انتظار و عدالت از یک سو، و گناه و فساد از سوی دیگر، چه نسبتی وجود دارد؟

انتظار یعنی امید داشتن بر اساس نگاهی که به عالم و هستی داریم; یعنی نگاه عدالت و انتظار آن را کشیدن .

بین انتظار و عدالت‏یک پیوند عمیقی وجود دارد . نمی‏توان دم از انتظار زد و از عدالت‏سخن نگفت و بنابراین بین انتظار و عدالت ارتباط وجود دارد . اما از طرف دیگر، بین انتظار و عدالت‏با گناه و فساد چه ارتباطی است؟

به حتم یکی از وظایف انسان، نبرد با مظاهر فساد است . این عالم آمیخته از حق و باطل است، اما باطل و شر را از جنس «وجودی‏» نمی‏دانیم .

باید بپذیریم که بخشی از زندگی ما مظاهر فساد است، اما ما عدالت‏خواه هستیم . به طور خلاصه، انتظار با عدالت پیوند خورده و فرد منتظر که عدالت‏خواه است، همیشه با ظلم و گناه در نبرد است .

انتظار با مدرنیسم چه رابطه‏ای دارد و بین تجددطلبی و انتظار چه نسبتی وجود دارد؟

تجدد، حساب خود را از مدرنیسم در موضوع ماورای طبیعت جدا کرده است و نمی‏تواند با مسئله‏ای به نام مهدویت گره خورد . برای این که تجدد، مبانی فلسفی دارد; در حالی که مدرنیسم به یک انسان منفصل از خدا اعتقاد دارد و مهدویت هم ریشه در مباحث متافیزیکی دارد .

در ادیان بزرگ مسیح، یهود، زرتشت اعتقاد به مهدویت وجود دارد . اما بین ادیان و مدرنیته یک فضای آشتی‏ناپذیر حاکم است .

وجه دیگر قضیه این است که فردی که منتظر است، وارد مبارزه و کارزار می‏شود . به عنوان یک تکلیف باید درصحنه حضور داشته باشد تا بتواند به آن فلسفه اصلی برسد .

بین سکولارهای وطنی با سکولارهای متدین یا همان حجتیه چه تفاوتی می‏بینید؟

ممکن است از لحاظ معرفتی با هم فرق کنند . لیبرال‏ها با حجتیه یکی نیستند; اما به لحاظ نتیجه یکی هستند . سکولارها دین را به عرصه خصوصی برده و آن را از عرصه سیاست دور کرده‏اند; حالا به هر دینی . اما انجمن حجتیه نیز انگیزه حضور در صحنه سیاست را ندارد و دین را نیز به عرصه خصوصی برده است .

اخیرا هم به همین دلیل پیوندی بین لیبرال‏ها و سکولارها با انجمن حجتیه می‏بینیم . لیبرال‏ها و سکولارها چون می‏بینند که در یک جامعه دینی نمی‏توانند به اهداف خود برسند، تصمیم گرفته‏اند از طریق ایجاد نوعی رابطه با انجمن حجتیه که یک نگاه مذهبی در جامعه دارد، به اهداف خود نائل بیایند که به نظر من خطر این امر از هر چیز دیگر بیشتر است