دوشنبه, 29 آبان 1396
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4637
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 695199

اوقات شرعی



جستجو

Loading
بهائيت و روس‌ تزاري  نامه الکترونیک
‌اولين‌ دولت‌ فزونخواه‌ و استعمارگر، كه‌ سران‌ بابيت‌ و بهائيت‌ با آن‌ در پيوند بوده‌اند، امپراتوري‌ روس‌ تزاري‌ است؛ امپراتوري‌ متجاوز و درازدستي‌ كه‌ در نيمه‌ اول‌ قرن‌ نوزدهم، با زور و نيرنگ‌ 17 شهر از آبادترين‌ شهرهاي‌ كشورمان‌ را اشغال‌ و از پيكر آن‌ جدا كرد و پس‌ از آن‌ نيز تا زمان‌ فروپاشي‌ (1917م) همواره‌ سد‌ راه‌ آزادي‌ و پيشرفت‌ ايران‌ اسلامي‌ بود...

‌علاوه‌ بر منابع‌ غيربهائي، در آثار خود بابيان‌ و بهائيان‌ نيز شواهد و دلايل‌ تاريخي‌ زيادي‌ وجود دارد كه‌ حاكي‌ از پيوند سران‌ اين‌ دو فرقه‌ ــ خصوصاً‌ بهائيان‌ و بالاخص‌ شخص‌ حسينعلي‌ بها ــ با امپرياليسم‌ تزاري‌ است.

‌شواهد تاريخي‌ زير، نشان‌ از «توجه‌ خاص» روسيه‌ تزاري‌ به‌ موضوع‌ باب‌ و حركت‌ او و وجود پيوند ميان‌ بابيان‌ و بهائيان‌ با روسها دارد:

‌1. زماني‌ كه‌ علي‌ محمد باب‌ (همراه‌ دستيارش محمد علي‌ زنوزي): در تبريز اعدام‌ و جسدش‌ در خندق‌ افكنده‌ شد، صبح‌ روز بعد، كنسول‌ روس‌ در تبريز به‌ كنار خندق‌ آمد و توسط‌ نقاش‌ كنسولخانه، به‌ تصويربرداري‌ از جسد باب‌ و يار مقتولش‌ پرداخت.1

‌عبدالحميد اشراق‌ خاوري، نويسنده‌ و مبلغ‌ مشهور بهائي، در تلخيص تاريخ نبيل، ضمن‌ اشاره‌ به‌ مطلب‌ فوق، سخني‌ دارد كه‌ حاكي‌ از ارتباط‌ و دوستي‌ اعضاي‌ كنسولخانه‌ روسيه‌ در تبريز با برخي‌ از بابيان‌ است: «صبح‌ روز بعد از شهادت، قونسول‌ روس‌ در تبريز با نقاشي‌ ماهر به‌ كنار خندق‌ رفته‌ و نقشه‌ آن‌ دو جسد مطهر را كه‌ در كنار خندق‌ افتاده‌ بود برداشت. حاجي‌ علي‌ عسگر براي‌ من‌ حكايت‌ كرد و گفت‌ كه‌ يكي‌ از اعضاي‌ قونسولخانه‌ روس‌ كه‌ با من‌ رابطه‌ و نسبت‌ داشت‌ آن‌ نقشه‌ را در همان‌ روزي‌ كه‌ كشيده‌ شده‌ بود به‌ من‌ نشان‌ داد. آن‌ نقشه‌ با نهايت‌ مهارت‌ كشيده‌ شده‌ بود...» .2

‌محمد علي‌ فيضي،‌ ديگر مورخ‌ مشهور بهائي، نيز در تاريخ خود به نقل از حاج علي عسگر، به نكته فوق تصريح دارد.3 به‌ تصويربرداري‌ كنسولگري‌ روسيه‌ از جسد باب، حتي‌ در نوشته‌ رهبران‌ بهائيت‌ نظير عباس‌ افندي‌ و شوقي‌ نيز تصريح‌ شده‌ است.4

‌2. ملا محمد علي‌ زنجاني‌ (رئيس‌ بابيان‌ زنجان) كه‌ در آن‌ شهر مدتها با قشون‌ اعزامي‌ از سوي‌ اميركبير جنگيد، در خلال‌ جنگ‌ به‌ يارانش‌ اطمينان‌ داده‌ بود كه‌ «دولت‌ روس‌ به‌ ياري‌ آنان‌ خواهد آمد» .5 فريدون‌ آدميت، پس‌ از نقل‌ اين‌ مطلب‌ از زبان‌ «ابوت» ، مأمور انگليسي‌ كه‌ از آن‌ شهر مي‌گذشته، سخن‌ جالبي‌ دارد: «ملا محمد علي‌ زنجاني‌ يعني‌ جناب‌ «حجت» كه‌ دعوي‌ فتح‌ كره‌ زمين‌ را داشت، و معتقد بود كه‌ تاجداران‌ جهان‌ بايد فرمان‌ وي‌ را به‌ گردن‌ نهند، و حتي‌ حكومت‌ مصر را به‌ دست‌ يكي‌ از اولياي‌ مقدس‌ سپرده‌ بود، چطور شد كه‌ به‌ اصحابش‌ وعده‌ داد كه‌ امپراتور روس‌ كه‌ در زمره‌ همان‌ شاهان‌ كافر بود، به‌ ياري‌ آنان‌ خواهد آمد؟! آن‌ بيچارگان‌ ابله‌ هم‌ باور فرموده‌ بودند» .6 همچنين، منابع‌ بابي‌ تصريح‌ دارند كه‌ در جـريـان‌ درگـيـري‌ فـوق، سفير روسيه‌ (پرنس‌ دالگوروكي) به‌ اميركبير به‌ علت‌ سركوب‌ و قلع‌ و قمع‌ بابيان‌ شورشگر در آن‌ شهر اعتراض‌ كرد.7

‌3. ماجراي‌ تجمع‌ بابيان‌ (تحت‌ رهبري‌ قدوس، قره‌العين‌ و حسينعلي‌ بها) در 1264ق‌ در بَدَشت‌ (واقع‌ در حوالي‌ شاهرود) در تاريخ‌ مشهور است. در آنجا تصميم‌ گرفته‌ شد كه‌ بابيان‌ در ماكو (بازداشتگاه‌ علي‌ محمد باب) گردآيند و براي‌ رهايي‌ وي، به‌ مقرش‌ حمله‌ برند و در برابر دولت‌ وقت‌ ايران‌ (محمد شاه‌ و حاجي‌ ميرزا آقاسي) «ايستادگي» ورزند و چنانچه‌ شكست‌ خوردند «به‌ خاك‌ روسيه» پناهنده‌ شوند.8

‌4. اعضاي‌ خاندان‌ افنان‌ (خويشاوندان‌ باب‌ و نمايندگان‌ عباس‌ افندي‌ در ايران) با سفارت‌ روسيه‌ پيوند نزديك‌ داشتند و حاجي‌ ميرزا محمد تقي‌ افنان‌ وكيل‌ الدوله‌ [پسر دايي‌ باب] و برادران‌ و پسرانش‌ به‌ عنوان‌ نمايندگان‌ تجاري‌ روسيه‌ در بمبئي‌ و يزد فعاليت‌ مي‌كردند و آقا علي‌ حيدر شيرواني‌ (بهائي‌ و از شركاي‌ تجاري‌ خاندان‌ افنان) از اعضاي‌ متنفذ سفارت‌ روس‌ در تهران‌ بود و با حمايت‌ او بود كه‌ حاجي‌ ميرزا محمد تقي‌ افنان‌ وكيل‌ التجاره‌ دولت‌ روسيه‌ در بمبئي‌ شد.9 محمد طاهر مالميري، از عيون‌ بهائيان، ضمن‌ شرحي‌ پر آب‌ و تاب‌ در تعريف‌ از خويشاوندان‌ مادري‌ باب‌ چنين‌ مي‌گويد: «...حاجي‌ ميرزا محمد تقي‌ وكيل‌ الدوله، نماينده‌ رسمي‌ دولت‌ روس، با نشان‌ مخصوص‌ و بيرق‌ بالاي‌ سر درب‌ خانه‌ شريفشان‌ ممتاز از ديگران‌ بودند... روزي‌ كه‌ نشان‌ طلاي‌ بزرگ‌ از طرف‌ دولت‌ روس‌ براي‌ ايشان‌ رسيده‌ بود چند نفر از تجار را در بيت‌ شريفشان‌ دعوت‌ فرمودند و دو ساعت‌ اين‌ نشان‌ را زدند...» .10 آواره‌ نيز از «علاقه‌جات» وكيل‌ الدوله‌ «در روسيه» ياد مي‌كند.11

وكيل‌الدوله‌ از سوي‌ عباس‌ افندي‌ دستور يافت‌ كه‌ اولين‌ معبد و مركز تبليغي‌ بهائيان‌ در جهان‌ (مشرق‌ الاذكار) را در عشق‌ آباد روسيه‌ بنانهد و اين‌ مأموريت‌ را نيز (با پشتيباني‌ روسهاي‌ تزاري) پيش‌ برد و نهايتاً‌ در حيفا (محل‌ سكونت‌ عباس‌ افندي) درگذشت. در هـمـيـن‌ زمـيـنـه‌ بـايـد بـه‌ پـيـونـد برادران‌ باقراوف‌ (سرمايه‌داران‌ بهائي) با روسيه‌ اشاره‌ كرد كه‌ شرح‌ «روس‌ فيلي» و روابط‌ آنها با عوامل‌ روسيه‌ در تاريخ‌ آمده‌ است.12

‌5. اقدام‌ كاپيتان‌ تومانسكي، صاحب‌ منصب‌ روسي، به‌ ترجمه‌ و ترويج‌ آثار بهائيان، مورد ديگري‌ است‌ كه‌ برخي‌ از مطلعان، آن‌ را شاهدي‌ بر پيوند روسيه‌ و بهائيت‌ گرفته‌اند. والنتين‌ چيرول، مخبر مشهور روزنامه‌ تايمز، از كساني‌ است‌ كه‌ وزارت‌ خارجه‌ بريتانيا در مورد قرارداد 1907 (تجزيه‌ ايران‌ به‌ مناطق‌ نفوذ روس‌ و انگليس) با وي‌ رايزني‌ كرد. چيرول‌ در كتاب‌ معتبرش: «مساله شرق‌ وسطي» يا «چند مساله سياسي‌ راجع‌ به‌ دفاع‌ هندوستان» ، بهائيان‌ را جـاسـوس‌ روسـهـا مـعرفي‌ مي‌كند. وي‌ «كاپيتان‌ تومانسكي» را از مبارزترين‌ مأموران‌ و عاملان‌ آن‌ دولت‌ شمرده‌ و حتي‌ اشاعه‌ بابيگري‌ را نتيجه‌ علاقه‌ روسها و اقدام‌ در انتشار آثار آنان‌ مي‌داند. به‌ باور او: تومانسكي‌ در اين‌ راه‌ به‌ دولت‌ متبوع‌ خود خدمت‌ كرد.13 گفتني‌ است‌ كه‌ ميرزا ابوالفضل‌ گلپايگاني‌ (مبلغ‌ مشهور بهائيان) زمان‌ اقامتش‌ در سمرقند (1310ق) «رساله‌ اسكندريه» را به‌ نام‌ همين‌ مسيو الكساندر تومانسكي، صاحب‌ منصب‌ توپخانه‌ روس‌ در عشق‌ آباد، تأليف‌ كرد و تومانسكي‌ نيز بخشي‌ از آن‌ رساله‌ را در جلد هشتم‌ از زپيسكي‌ (مجله‌ روسي‌ متعلق‌ به‌ شعبه‌اي‌ از انجمن‌ همايوني‌ روسي‌ آثار عتيقه) در سالهاي‌ 1894ــ1893، به‌ چاپ‌ رساند.14 تومانسكي، همچنين، «به‌ راهنمايي‌ و معاونت» ميرزا ابوالفضل، كتاب‌ مقدس‌ بهائيان‌ (اقدس) را به‌ روسي‌ برگرداند.15

‌6 . تشكيل‌ اولين‌ مركز تبليغاتي‌ مهم‌ بهائيها در خاورميانه‌ (با عنوان‌ مشرق‌ الاذكار) در عشق‌ آباد روسيه‌ و با حمايت‌ آشكار روسها، نشان‌ ديگري‌ از پيوند دولت‌ تزاري‌ و سران‌ اين‌ فرقه‌ است.

‌7. در همين‌ زمينه‌ بايد به‌ حضور بهائيان‌ در تشكيلات‌ و مؤ‌سسات‌ مربوط‌ به‌ روس‌ تزاري‌ در ايران‌ (همچون‌ سفارتخانه‌ و بانك‌ استقراضي‌ روسيه) اشاره‌ كرد. (ايام: تفصيل‌ اين‌ بحث‌ در مطلبي‌ جداگانه‌ آمده‌ است).

‌8. وعده‌هاي‌ مكرر سران‌ بهائيت‌ (بها و عبدالبها) به‌ اتباع‌ خويش‌ مبني‌ بر شكست‌ ناپذيري‌ امپراتوري‌ تزاري‌ و برخورداري‌ آن‌ از تأييدات‌ الهي!16 گواه‌ ديگر اين‌ پيوند است.

‌9. رد‌ پاي‌ ارتباط‌ بابيان‌ و بهائيان‌ با روسيه‌ تزاري‌ را، بيش‌ از هرچيز، بايستي‌ در پرونده‌ خود حسينعلي‌ بها (مؤ‌سس‌ مسلك‌ بهائيت) بازجست‌ كه‌ پدرش‌ ميرزا عباس‌ نوري، دستيار شاهزاده‌ «روس‌ فيل» قاجار (امام‌ وردي‌ ميرزا) بود و سه‌ تن‌ از منسوبين‌ نزديك‌ بها (برادر، شوهر خواهر و خواهرزاده‌ وي) در استخدام‌ سفارت‌ روسيه‌ بودند و خود بها نيز در جريان‌ ترور نافرجام‌ ناصرالدين‌ شاه‌ توسط‌ بابيان، با حمايت‌ جدي‌ و پيگير سفير روسيه‌ (دالگوروكي) از زندان‌ و اعدام‌ نجات‌ يافت‌ و تحت‌ الحفظ‌ سفارت‌ از ايران‌ خارج‌ شد و لوحي‌ در تقدير از تزار و سفيرش‌ صادر كرد. (ايام: توضيح‌ مطلب‌ را در مقاله‌ «حسينعلي‌ بها؛ پيوند ديرپا با استعمار تزاري» مطالعه‌ كنيد).

‌موارد 9 گانه‌ فوق، به‌ روشني‌ از پيوند بهائيت‌ با استعمار تزاري‌ پرده‌ برمي‌دارد.

مهرداد صفا

 

پانوشت‌ها:

1. مطالع‌ الانوار (THE DAWN BREAKERS)تلخيص‌ تاريخ‌ نـبـيـل‌ زرنـدي، تـرجـمـه‌ و تـلـخـيـص‌ عبدالحميد اشراق‌ خاوري، مؤ‌سسه‌ ملي‌ مطبوعات‌ امري، 134 بديع، صص‌ 504 - 503 ؛ ظهور الحق، فاضل‌ مازندراني، 3/ 257؛ حضرت‌ نقطه‌ اولي‌ 1266-1235 هجري‌ / 1850-1819 ميلادي، محمد علي‌ فيضي، آذر 1352، مـؤ‌سـسـه‌ مـلي‌ مطبوعات‌ امري، 136 بديع، صص‌ 347- 348؛ مقاله‌ شخصي‌ سياح...، [عباس‌ افندي]، مؤ‌سسه‌ ملي‌ مطبوعات‌ امري، سال‌ 119 بديع، ص‌ 49؛ قرن‌ بديع، شوقي‌ افندي، ترجمه‌ نصرالله‌ مودت، مؤ‌سسه‌ ملي‌ مطبوعات‌ امري، تهران، 1/258 - 247؛ آهنگ‌ بديع، سال‌ 24 (1348)، ش‌ 9 و 10، ص‌ 288.

2. مطالع‌ الانوار، صص‌ 503 504ــ . نيز ر.ك، ظهور الحق، 3/ 257 به‌ نقل‌ از نبيل‌ زرندي.

3. حضرت‌ نقطه‌ اولي... صص‌348 -‌347. 4. ر.ك، مقاله‌ شخصي‌ سياح...، عباس‌ افندي، ص‌ 49؛ قرن‌ بـديـع، شـوقـي، 1/247 بـه‌ بـعـد.

5. اميركبير و ايران، فريدون‌ آدميت، چاپ‌ 5 : انتشارات‌ خوارزمي، تهران‌ 1355، ص‌ 449.

6. همان: ص‌ 450.

7. نقطه‌ الكاف، به‌ اهتمام‌ ادوارد براون، مطبعه‌ بريل‌ هلاند، 1328ق، صص‌ 234-233 و نيز ص‌ 266.

8. فتنه‌ باب، اعتضاد السلطنه، توضيحات‌ عبدالحسين‌ نوايي، ص‌ 179.

9. ظهورالحق، ج‌ 8 ، قسمت‌ اول، ص‌ 431؛ «جستارهايي‌ از تـاريـخ‌ بهائيگري‌ در ايران...» ، عبدالله‌ شهبازي، تاريخ‌ معاصر ايــران، س‌ 7، ش‌ 27، پــايـيــز 1382، ص‌ 20.

10. خاطرات‌ مالميري... حاج‌ محمد طاهر مالميري، لجنه‌ ملي‌ نشر آثار امري‌ به‌ لسان‌ فارسي‌ و عربي، لانگنهاين‌ ــ آلمان، 149 بديع‌ / 1992م، صص‌ 61 -‌60.

11. الكواكب‌ الدريه، 2/96.

12. ر.ك، سفرنامه‌ ظـهـيـرالـدولـه‌ هـمراه‌ مظفرالدين‌ شاه‌ به‌ فرنگستان، به‌ كوشش‌ دكتر محمد اسماعيل‌ رضواني، ص‌ 51 و69 - 68 ؛ كشف‌ الحيل، آيتي، ج‌ 2، چ‌ 4، ص‌ 39-38 و ج‌ 3، چ‌ 4، صص‌198 -196و ج‌ 1، چ‌ 7، صـص‌ 27-26؛ ايـرانـي‌ كـه‌ مـن‌ شـنـاخته‌ام، ب. نيكيتين، تـرجـمـه‌ فره‌وشي‌ و مقدمه‌ ملك‌ الشعراي‌ بهار، كانون‌ معرفت، تهران‌ 1329، صص‌ 167-165.

13. اميركبير و ايران، آدميت، با مقدمه‌ محمود محمود، چاپ‌ اول: انتشارات‌ بنگاه‌ آذر، تهران‌ 1323، قسمت‌ اول، ص‌ 256.

14. بهائيان، محمد باقر نجفي، چــاپ‌ اول‌ صــص‌ 363-362.

15. آهنگ‌ بديع، سال‌ 19 (1343)، ش‌ 1، مقاله‌ «كتاب‌ اقدس» ، تدوين‌ دكتر محمد افنان‌ و...، ص‌ 13. بجا است‌ در مورد ماهيت‌ و مواضع‌ سياسي‌ كسان‌ ديـگري‌ از روسيان‌ نيز (همچون‌ رزن، ژوكوسكي‌ و كاظم‌ بيك‌ الكساندر قاسمويچ) كه‌ راجع‌ به‌ بابيه‌ و بهائيه‌ پژوهش‌ و تأليف‌ كرده‌اند، تحقيقي‌ صورت‌ گيرد. 16. ر.ك، فلسفه‌ نيكو، حسن‌ نيكو، 2/165 -‌163