پنجشنبه, 01 مرداد 1405
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 5715
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 1341735

اوقات شرعی



جستجو

Loading
انجمن حجتیه و انحرافات آن (2) PDF
انجمن حجتیه و اسلام مرفهین بی درد
یکی از نکات بسیار مهمی که امام(ره) عملا به ما آموخت این بود که اسلام را به انحاء مختلف می توان تفسیر نمود و برخی از این اشکال از بسیاری از مصادیق کفر هم بدتر است. اسلام آمریکایی، اسلام عربستانی، اسلام وهابیت و هزاران اسلام دیگر اسلامهایی نیستند که پیامبر عظیم الشأن ما برای ما ارمغان آورده است. اینها سوءاستفاده هایی است که از عنوان اسلام به عمل آمده است. یکی از اسلامهایی که بشدت امام(ره) از آن منزجر بود و معتقد بود که مروجین این نوع اسلام ضربه های بسیار طاقت فرسایی بر پیکر اسلام از این طریق وارد ساخته اند، اسلام مرفهین بی درد بود. اسلامی که با دنیاطلبی، رفاه طلبی و عافیت طلبی کاملا سازگار است.

کلا در جوامع دینی افراد مذهبی فراوانی را می بینیم که پیرو یک تفکر دینی هستند که با دنیای آنان هیچگونه منافات و تضادی نداشته باشد. و اصولا در مباحث روانشناسی دین و جامعه شناسی دین یکی از موضوعات بسیار مهمی که محور مباحث اندیشمندان این رشته ها است، اینست که آیا دین انسانها، زندگی و دنیای انسانها را می سازد یا زندگی و دنیای انسانها، دین آنان را رقم می زند. شاید بتوانیم ادعا کنیم که اکثریت اندیشمندان این دو رشته مدعی هستند که نظریه دوم صحیح تر است. یعنی در اکثر جوامع و در میان اکثر مردمان، این دین آنهاست که تابع زندگی و دنیای آنهاست. اندیشمندان این دو رشته معتقدند اکثر انسانها بدنبال دین می روند، بدنبال نوع تفکر و اعتقادات مذهبی خاصی می روند که تأمین کننده و توجیه گر این نوع زندگی خاصی که آنها بدنبال آن هستند، باشد. و برخی از آنها وقتی از یافتن چنین دینی ناامید می شوند، کلا به الحاد و بی دینی روی می آورند. و بقیه که دیندار مانده اند مسلم این است که به قرائتی از یک دین دست یافته اند که کلا با دنیا و زندگی مطلوب آنها سرسازگاری دارد. این مسائل که ذکر شد البته در جوامع مختلف دینی شیوع دارد، منجمله در جوامع اسلامی. لذا می بینیم همه مسلمان هستیم اما عجیب در نگرشهای مختلف مذهبی باهم تفاوت داریم. بویژ در نگاه به مسائل اقتصادی و اجتماعی. یک دسته بر اساس اعتقادات مذهبی خود معتقد می شوند که هیچ کاخی نیست که در کنار آن کوخی تشکیل نشده باشد و عده ای دیگر که خود از نظر مالی متمول هستند معتقدند که خیر، انسان می تواند ثروتمندترین افراد کره زمین هم باشد و از طرفی خالص ترین دیندار و مذهبی هم باشد و مثالهای فراوانی از این قبیل بسیار قابل ذکر است که به همین مورد خلاصه بسنده می کنیم. در هر حال نگرشهای مختلفی نسبت به دینداری و اسلام وجود دارد و انجمن حجتیه را اگر بخواهیم در یکی از این طبقه بندیها قرار دهیم باید بگوییم اکثریت قریب به اتفاق نیروهای اصلی انجمن به نوعی اسلام مرفهین عافیت طلب معتقد بودند. اسلامی که با بیشترین برخورداری از مواهب زندگی قابل جمع باشد. اسلامی که با کمترین مرارت و رنج در راه عقیده و عمل بسازد. اسلامی که داشتن کاخ های وسیع و فراخ، زندگی های اشرافی و متمولانه را کاملا توجیه کند. اسلامی که در آن از سادگی و رنج، اثر و نشانی مشاهده نمی شود.اسلامی که در آن عافیت و سلامت شخص مسلمان در هر شرایطی پیشاپیش تضمین و ضمانت شده است. اسلامی که مبارزات و جهادش از نوعی است که نه سیخ می سوزد و نه کباب. اسلامی که یک عمر دراز دنیوی و یک عشرتکده بزرگ دنیایی و از آن سوی دیگر یک عمر بینهایت اخروی و یک عشرتکده بزرگتر قیامتی را با یکدیگر، و در کنار هم برای بشر تضمین می کند. لذاست که می بینیم هواداران جدی انجمن اکثریت قریب به اتفاق آنان، هم بدنبال تأمین بهترین موقعیتهای دنیوی بودند و هم از دیگر سو با شرکت در محافل دعای ندبه و غیره و نیز تشکیل چنین جلساتی در منازل کاخ مانند خود سعی در ارضاء روحیه معنوی و نیز اکتساب ثواب اخروی بودند. مبارزات وجهاد آنان نیز از نوعی بود که کمترین مرارتها و خسارتهای جانی و مالی را برای آنان در پی داشته باشد. این نوع اسلام کجا و اسلامی که امام راحل به ما معرفی کرد کجا؟ امام(ره) به ما اسلامی را معرفی کرد که برای آن باید مرارتها کشید، جانبازی نمود، از دنیای خود گذشت، به زندگی ساده قناعت نمود تا به گوهر ایمان دست یافت و خود ایشان نمونه عملی و اعلای این نوع اسلام بودند. این اسلام با اسلام آقایانی که یک عمر را در ناز و نعمت به سر می بردند، بزرگترین سختی و مرارتی که تحمل می کنند تکان دادن لبهای مبارک برای ایراد سخنرانی مقدس مأبانه است و دنیایشان پشت قباله آخرتشان است، بسیار فاصله دارد. اسلامی که حتی با رابطه با ساواک و مدح شاه گفتن قابل جمع شدن است. اسلامی که عافیت و سلامت را شرط اول دینداری می داند. اسلامی که با هر نوع خون و خونریزی مخالفت دارد و خلاصه اسلامی که کمترین مزاحمتی برای دنیای ما فراهم نمی کند.

پرواضح است که این اسلام به مذاق بسیاری از متدینان خوش می آید و کم نیستند کسانی که دوست دارند در ناز و نعمت بسر ببرند، هم در خانه های آنچنانی به رفاه و آسایش مشغول باشند و هم از طرفی با قطره اشکی در دعای ندبه تمامی احساسات مذهبی خود را ارضاء و عافیت و سلامت و دینداری را یکجا به آغوش کشند.هم وجدان آسوده داشته باشند و هم دینداری آسوده و هم دنیای تأمین و مرفه. و انجمن این موقعیت را برای اعضای خود به خوبی فراهم می آورد و القاءگر، تئوریزه کننده و مروج چنین اسلامی بود. و مهم در همین نکته است. شاید بسیاری باشند که طرفدار این نوع اسلام و دینداری باشند، اما همه آنان قدرت تحمل و تئوریزه کردن این نوع دینداری را ندارند. اما علما، بزرگان و سران انجمن قدرت تئوریزه کردن این نوع دیدگاه و این نوع اسلام را داشتند و در واقع براحتی می توانستند نرم افزار آن نوع اسلامی که خیلی ها طرفدارش بودند را فراهم کنند.

یعنی آن دیدگاه را کاملا در قالب یک مکتب فکری قابل دفاع ریختند و برای آن شواهد و قرائن دینی مناسب نیز فراهم می آوردند. لذا اگر با یکی از سران انجمن در باب این نوع اسلام گفتگو می شد، بلافاصله مجموعه مفصلی از احادیث و روایات و آیات را برای این نوع نگرش بر مخاطب عرضه می کردند. در واقع آنان بواسطه قدرت تحلیل عقلی خود بیشتر از یک فرد عوام و معمولی امکان ضربه زدن به اسلام حقیقی را داشتند و به همین دلیل هم فعالیتهای آنان خطرناکتر بود. لیکن این امام بود که با یک عکس العمل بسیار شگفت انگیز تاریخی تمامی اوراق آن دفتر را بهم ریخت و برداشت های صحیح از اسلام محمدی صلی الله علیه وآله را بر همه ما عرضه داشت. امام نشان داد که بهشت را به بها دهند نه به بهانه. دینداری نیازمند تحمل سختی ها و مرارتها است. دین و دینداری هیچگاه در طول تاریخ خالی از مزاحم و دشمن نبوده و نیست. لذا شخص متدین برای حفظ دین و آثار و نتایج آن باید برای یکبار هم که شده، تصمیم خود را بگیرد. اگر می خواهد منتسب به دین و تدین بماند بایستی بار تکلیف و سختی را بر دوش کشد. حتی مواقعی پیش خواهد آمد که نیاز است انسان متدین جان خود را فدا سازد. امام در طی حوادث انقلاب و جنگ، حوادث 15 خرداد و پس از آن و حوادث پس از حمله دشمنان به انقلاب نظرا و عملا این نوع نگاه دیندارانه را به ما کاملا نمود. همان نگاهی که آقا امیر مومنان علیه السلام و پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به پیروان دین خود نموده بودند. اما هیچ دوره ای خالی از متدینانی نیست که می خواهند دین را با دنیا جمع شده ببینند. درست است که هم در زمان آن بزرگواران و هم در زمان امام راحل بسیاری از جوانان و بزرگان این مرز و بوم این دیدگاه دیندارانه را پذیرفتند و با پذیرش انواع و اقسام خسارتهای مالی آب را به ریشه های دینداری رساندند، لیکن در مقابل بسیاری از آسوده دلان و رفاه طلبان نیز بودند که با توجیهات کژمدارانه دینی شانه از زیر بار مسئولیت دینی خالی کردند و امام و اسلام حقیقی را تنها گذاردند. سردمداران انجمن پیرو چنین دیدگاهی بودند، هرچند در بدنه انجمن بعضی از نیروهای پایین تر بتدریج از انجمن بریده و از سربازان مخلص انقلاب شدند.







 
بيا تا عزيزت‌ کنم! PDF
عزيز خان‌ مُکري‌ آجودان‌ باشي‌ / سردار کل، از دولتمردان‌ برجسته‌ و باکفايت‌ ايران‌ در زمان‌ ناصرالدين‌ شاه، و از برکشيدگان‌ شخص‌ اميرکبير است‌ که‌ گفته‌ مي‌شود جمله‌ مشهور: «عزيزا، بيا تا عزيزت‌ کنم» سخني‌ است‌ که‌ امير به‌ وي‌ گفته‌ و قصدش‌ انتصاب‌ وي‌ به‌ رياست‌ کل‌ قواي‌ نظامي‌ ايران‌ بوده‌ است.1 سردار، دختر امير از همسر اولش‌ را به‌ همسري‌ گرفت‌ و جزء خانواده‌ امير درآمد. به‌ دليل‌ همين‌ سوابق‌ بستگي‌ و همکاري‌ با امير، پس‌ از قتل‌ وي‌ از آسيب‌ دشمن‌ امير (آقا خان‌ نوري) مصون‌ نماند و در اواخر 1273ق‌ با سعايتهاي‌ آقا خان‌ چندي‌ از مقام‌ سرداري‌ برکنار شد.2 عزيزخان‌ در اعدام‌ برخي‌ از سران‌ عائله‌ بابيه‌ نظير قرّه‌ العين‌ و سيد حسين‌ يزدي‌ (کاتب‌ مشهور باب) دخالت‌ داشت3 و قتل‌ قره‌العين‌ به‌ دستور مستقيم‌ وي‌ و توسط‌ غلام‌ سياهش‌ صورت‌ گرفت‌ که‌ منابع‌ بهائي‌ از وي‌ با عنوان‌ «سياه‌ خونخوار» ياد کرده‌اند4 و خود بهاء نيز در «لوح‌ ورقاء» با خشم‌ تمام‌ از وي‌ با عنوان‌ «سياه‌ روسياه‌ دل‌ سياه» نام‌ مي‌برد. علاوه، زماني‌ که‌ ناصرالدين‌ شاه‌ توسط‌ بابيان‌ ترور شد، عزيز از مقامات‌ بلندپايه‌اي‌ بود که‌ مأموريت‌ جستجو و تعقيب‌ بابيان، و کشف‌ شبکه‌ ترور آنان، به‌ وي‌ محوّل‌ شد5 و او در اين‌ تعقيب‌ و مراقبت، اسامي‌ برخي‌ از آنها را تهيه‌ و به‌ شاه‌ داد تا دستگير و محاکمه‌ شوند.6 پس‌ از کشف‌ و دستگيري‌ شبکه‌ ترور نيز در مجازات‌ آنان‌ شرکت‌ جست‌ و مجازات‌ سيد حسين‌ يزدي‌ (کاتب‌ باب) به‌ دست‌ وي‌ و همکاران‌ نظاميش‌ صورت‌ گرفت.7 ‌ عزيزخان‌ سردار چندي‌ پس‌ از قتل‌ باب‌ به‌ حکمراني‌ آذربايجان‌ منصوب‌ شد و در زمان‌ حکومت‌ وي، علماي‌ تبريز نزد وي‌ شکايت‌ بردند که: جماعت‌ بابيان‌ در تاريکي‌ شب‌ به‌ محل‌ اعدام‌ باب‌ مي‌روند و آنجا را زيارت‌ مي‌کنند، و از وي‌ خواستند آن‌ مکان‌ را ويران‌ سازد. سردار البته، به‌ ملاحظه‌ خسارت‌ مالي، حکم‌ به‌ انهدام‌ آن‌ مکان‌ نداد، «لکن‌ امر نمود در جلوي‌ حجرات‌ سربازخانه، طاقي‌ از آجر و گچ‌ بنا نهادند، چنانکه‌ ديوار حجره[اي] که‌ هيکل» باب‌ «بر آن‌ آويخته‌ شد» پشت «طاقها مانده‌ از» چشمها «مستور گرديد» .8‌

پي‌نوشت‌ها:
1. فتنه‌ باب، تعليقات‌ عبدالحسين‌ نوايي، ص‌ 272 2. مجموعه‌ اسناد و مدارک‌ فرخ‌ خان‌ امين‌الدوله، به‌ کوشش‌ کريم‌ اصفهانيان، صص‌ 112ـ113 و 149 3. مطالع‌‌الانوار؛ تلخيص‌ تاريخ‌ نبيل‌ زرندي، ص‌ 608 ؛ الکواکب‌ الدريه، آواره، 1/321ـ322 4. رحيق‌ مختوم، «قاموس‌ لوح‌ مبارک‌ قرن» ، عبدالحميد اشراق‌ خاوري، 1/603 5. روزنامه‌ وقايع‌ اتفاقيه، ش‌ 82 ، پنجشنبه‌ 10 ذي‌قعده‌ 1268، قسمت‌ مربوط‌ به‌ تفصيل‌ واقعه‌ ترور شاه‌ توسط‌ بابيان. نيز ر.ک، فتنه‌ باب، اعتضادالسلطنه، بخش‌ تعليقات‌ عبدالحسين‌ نوايي، ص‌ 82 6. ر.ک، نامه‌ ناصرالدين‌ شاه‌ به‌ ميرزا آقاخان‌ نوري‌ (موجود در موزه‌ لندن)، يغما، سال‌ 14، ش‌ 8، آبان‌ 40، ص‌ 377 7. روزنامه‌ وقايع‌ اتفاقيه، ش‌ 82 ، ص‌ 86 ؛ قبله‌ عالم، امانت، ص‌ 294 8. ظهور الحق، فاضل‌ مازندراني، 3/17ـ 18.‌
 
تشرف علامه حلي و كتاب عالم سني PDF
شهيد ثالث ، قاضي نوراللّه شوشتري (ره )، مي فرمايد: بين اهل ايمان معروف است كه يكي از علماي اهل سنت ، كه در بعضي از فنون علمي ،استاد علامه حـلـي (ره ) اسـت كتابي در رد مذهب شيعه اماميه نوشت و در مجالس ومحافل آن را براي مردم مـي خـوانـد و آنـان را گمراه مي نمود، و از ترس آن كه مبادا كسي از علماي شيعه كتاب او را رد نمايد، آن را به كسي نمي داد كه نسخه اي بردارد.
عـلامه حلي هميشه به دنبال راهي بود كه كتاب را به دست آورد و رد كند.
ناگزير رابطه استاد و شاگردي را وسيله قرار داد و از عالم سني درخواست نمود كه كتاب را به اوامانت دهد.
آن شخص چون نمي خواست كه دست رد به سينه علامه حلي بزند، گفت : سوگند يادكرده ام كه اين كتاب را بيشتر از يك شب پيش كسي نگذارم .
مرحوم علامه همان مدت را نيز غنيمت شمرد.
كتاب را از او گرفت و به خانه برد كه در آن شب تا جـايي كه مي تواند از آن نسخه بردارد.
وقتي به نوشتن مشغول شد و شب به نيمه آن رسيد، خواب بر ايشان غلبه نمود.
ادامه مطلب...
 
انقلاب اسلامی و افق انتظار PDF
تحليـل فتنــه اخيــر در آيينه فرهنــگ
حجت الاسلام والمسلمين سید مهدی ميِــرباقـــري

در تحليل فتنـه پس از انتخابــات نكته اول اين است كه نگـــرش‌ها و تحليــل‌هايي كه اين حادثه‌ بزرگ را از رقابت‏هاي انتخاباتـــي و يا بدتر از آن از يك مناظـــره‌ انتخاباتي شروع مي‌كند، درك كاملي از وقايع مهم تاريخي ارائـــه نمي‏دهد؛ كه اين ناشي از فقـــدان يك نگـــرش جامع و فلسفه تاريخي است.4


ما بايد جريان تاريخ را ببينيم تا بتوانيم تحليل كنيم كه انقلاب اسلامي چرا اتفاق افتاد و اين انتخابات در روند انقلاب چه جايگاهي دارد. عوامل پيدايش انقلاب اسلامي فوق عوامل روان‏شناختي و جامعه‏شناختي است و تنها در يك نگرش فلسفه‌ تاريخي قابل تحليل است.

نكته‌ دوم اين است كه مي‏خواهم اين حادثه را از زاويه فرهنگي تحليل كنم، گر چه عوامل غير فرهنگي هم در اين حادثه حضور دارد. وقتي ما مي‌گوئيم اختلافات فرهنگي و شكاف‌هاي ايدئولوژيك به پيدايش اين حادثه منتهي شد، به معناي اين نيست كه نقش عوامل ديگر را ناديده مي‌گيريم يعني هواي نفس‌ها و فتنه‌گري‌هاي اشخاص، گروه‌ها و قدرت‌ها نيز در اين حادثه مؤثر بود كه در اين تحليل به آنها نمي‏پردازيم.اصل بحث را در سه فصل تقديم مي‌كنم؛ فصل اول اختلافات ايدئولوژيك در دنياي اسلام است. در يك نگاه كلان سه قرائت از اسلام در بين مسلمان‌ها وجود دارد يكي قرائت سكولاريست‌هاي مسلمان از اسلام است، البته طرفداران زيادي در دنياي اسلام ندارند. جبهه دوم طرفداران مدرنيته اسلامي هستند، كساني كه تجدد را قبول دارند، يا لااقل وجه‌هايي از تجدد را قبول دارند اما آن را فاقد يك اخلاق و معنويت قابل‌قبول مي‌دانند و مي‌خواهند تركيبي از معنويت و اخلاق اسلامي با دستاوردهاي تجدد بسازند. ايده‌آلي كه براي دنياي اسلام ارائه مي‌دهند ايجاد يك ژاپن اسلامي است كه پيشرفت و توسعه‌ ژاپن را توأم با اخلاق و معنويت اسلامي داشته باشد. جبهه سوم جبهه طرفداران تمدن اسلامي است كه معتقد به مدنيتي متمايز با جريان تجدد است؛ مدعي‌ است كه اسلام مي‌تواند تمدن جديدي را مبتني بر فرهنگ، معنويت، اخلاق و ايدئولوژي اسلام بنا گذارد. در فصل دوم تلاش مي‌كنم كه نگاه غرب، يعني نگاه پرچمداران تجدد، را به اين شكاف ايدئولوژيك در دنياي اسلام باز كنم.

نكته مهم اين است كه در تحليل فرهنگي اين فتنه، بياناتي را كه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي در خطبه‌ بيست و ششم خرداد داشتند را اصل و مبنا قرار مي‌دهم. ايشان نقطه‌ اصلي اختلاف را در آن بيانات با كمال متانت بيان فرمودند كه در پايان عرايضم بخش‏هايي از آن را خواهم خواند.
ادامه مطلب...
 
کتب عربی PDF

کتابهاي عربي

نام کتاب

نويسنده

دريافت

الامام المهدي عليه السلام

السيد علي حسيني الميلاني

 

الامام المهدي عليه السلام بين التواتر و حساب الاحتمال

الشيخ محمد باقر الايرواني

 

بحار الانوار ج 51

العلامة المجلسي

بحار الانوار ج 52

العلامة المجلسي

بحار الانوار ج 53

العلامة المجلسي

بحث حول المهدي

السيد محمد باقر الصدر

 

تطبيق المعابير العلمية لنقد الحديث على ما اختلف و تعارض  من احاديث المهدي بكتب الفريقين

السيد هاشم ثامر العميدي

 

دفع  اباطيل الكاتب

السيد مرتضى المهري

 

الروض الفسيح في بيان الفوارق بين المهدي و المسيح

الشيخ محمد باقر الالهي القمي

 

الرجعة او العودة الي حياة الدنيا بعد الموت

موسسة الرسالة

 

زيارة الناحية المقدسه

 الامام المهدي عليه السلام

الغيبة

الشيخ محمد رضا الجعفري

 

الغيبة الصغري و السفراء الاربعة

الشيخ  فاضل المالكي

 

كتاب الغيبة

محمد بن ابراهيم النعماني

 

كتاب الغيبة

الشيخ الطوسي

 

الفجر المقدس

مجتبى السادة

كمال الدين

الشيخ الصدوق

 

معجم احاديث الامام المهدي ج 1

موسسة المعارف الاسلامية

معجم احاديث الامام المهدي ج 2

موسسة المعارف الاسلامية

معجم احاديث الامام المهدي ج 3

موسسة المعارف الاسلامية

معجم احاديث الامام المهدي ج 4

موسسة المعارف الاسلامية

معجم احاديث الامام المهدي ج 5

موسسة المعارف الاسلامية

المسائل العشر فى الغيبة

الشيخ المفيد

 

المهدي المنتظر في الفكر الاسلامي

موسسة الرسالة

 

المهدي في احاديث المسلمين حقيقة ثابتة

السيد محمد جلالي

 

المهدي المنتظر

موسسة في طريق الحق

 

المهدي في حديث السنة المعتبر

عادل الحريري