سه شنبه, 23 مرداد 1397
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4642
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 766575

اوقات شرعی



جستجو

Loading
الگوی پیشرفت و اسلامی‌سازی علوم انسانی PDF

متن حاضر مقاله حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسین میرمعزی است که در اولین نشست اندیشه‌های راهبردی در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی قرائت شد:

 

مفهوم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت 
این مفهوم با تبیین چهار مطلب به خوبی روشن می‌شود: مفهوم پیشرفت، مفهوم الگو، وجه اسلامیت الگو و وجه ایرانیت آن.
پیشرفت در تعریفی عام عبارت است از فرآیند حركت از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب. این تعریف در همه مكتب‌ها با بینش‌ها و ارزش‌های متفاوت صحیح است و اختلاف مكاتب در چگونگی تحلیل وضعیت موجود یا تبیین وضعیت مطلوب یا راهبردهای تغییر ظاهر می‌شود.

الگو به مجموعه نظام‌مندی از مفاهیم، اصول موضوعه و قوانین اطلاق می‌شود كه در یك ساختار منطقی برای توضیح و تفسیر یك سیستم از موجودات تكوینی، پدیده‌ها، روش‌ها، فرآیند‌ها، تئوری‌ها و نظریات ارائه می‌گردد.

در یك تقسیم‌بندی كلی الگوها به دو دسته توصیفی و هنجاری تقسیم می‌شوند. الگوهای توصیفی به توصیف یك امر موجود می‌پردازند و الگوهای هنجاری آنچه كه باید انجام شود را توضیح می‌دهند.
تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت براساس ظرفیت علمی موجود در كوتاه‌مدت، تنها اقدام عملی ممكن و لازم است. اما بسنده كردن به این الگو و عدم برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت برای دستیابی روشمند به الگوی كامل و خالص اسلامی ایرانی پیشرفت اشتباه است.

بر این اساس الگوی پیشرفت یك الگوی تئوری است؛ یعنی مجموعه نظام‌مندی از مفاهیم، اصول موضوعه، قوانین و راهبردها است كه در ساختاری منطقی وضعیت موجود را تحلیل، وضعیت مطلوب را تبیین و راهبرد حركت از وضعیت موجود به مطلوب را ارائه دهد. این الگو در بخش تحلیل وضعیت موجود یك الگوی توصیفی و در بخش ارائه وضعیت مطلوب و راهبردها یك الگوی هنجاری است.

الگوهای پیشرفت لااقل در یكی از این سه امر (تحلیل وضعیت موجود، تبیین وضعیت مطلوب، راهبردهای تغییر) با یكدیگر اختلاف دارند و یكی از مناشئ اصلی اختلاف نیز جهان‌بینی و ارزش‌های حاكم بر این الگوها است. اگر الگو مبتنی بر جهان‌بینی و اخلاق و حقوق اسلامی باشد می‌توان آن را به اسلامی‌ بودن متصف كرد.

بنابراین، الگوی اسلامی پیشرفت الگویی است مبتنی بر مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی اسلامی و در چارچوب حقوق و اخلاق اسلامی. این الگو ثابت و جهان‌شمول است و قابل تطبیق بر شرایط زمانی و مكانی گوناگون می‌باشد.
اتصاف الگوی اسلامی پیشرفت به ایرانی بودن به جهت تطبیق این الگو بر شرایط و ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران است. به همین جهت ممكن است این الگو برای سایر كشورهای اسلامی مناسب نباشد.

این بحث (وجه توصیف الگوی پیشرفت به اسلامی و ایرانی) با بحث ثابت و متغیر در شریعت اسلامی ارتباط وثیقی دارد. بینش‌ها و چارچوب‌های اخلاقی و حقوقی اسلامی جزو ثابتات است. با این وجود این ثابتات قابل تطبیق بر شرایط مختلف است.

نتیجه آنكه: الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به مجموعه نظام‌مندی از مفاهیم، اصول موضوعه، قوانین و راهبردها اطلاق می‌شود كه در ساختاری منطقی و مبتنی بر مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی اسلام و در چارچوب حقوق و اخلاق اسلامی به تحلیل وضعیت موجود ایران و تبیین وضعیت مطلوب آن و ارائه راهبردها برای تغییر وضعیت موجود می‌پردازد.

اسلامی‌سازی علوم انسانی و تأسیس علوم انسانی اسلامی
در یك نگاه كلان و با رَد عقائد پوزیتیویست‌ها، علوم انسانی نیز سه وظیفه را بر عهده دارند:
1. تبیین وضعیت مطلوب
2. تحلیل وضعیت موجود
3. ارائه راهبرد تغییر



علوم انسانی در بخش اثباتی به وظیفه دوم و در بخش هنجاری یا دستوری به وظیفه اول و سوم می‌پردازند. علوم انسانی موجود این سه وظیفه را از طریق تئوری‌هایی انجام می‌دهند كه غالباً مبتنی بر جهان‌بینی و ارزش‌های غیراسلامی است.

اسلامی‌سازی علوم انسانی موجود به مفهوم تخلیه این تئوری‌ها از بینش‌ها و ارزش‌های غیراسلامی و وارد كردن بینش‌ها و ارزش‌های اسلامی در آنها است. به عبارت دیگر در اسلامی‌سازی این علوم روش‌ها، ابزارها و قالب‌های تئوری‌‌های مزبور حفظ می‌شود ولی محتوای آنها از مفاهیم و مبانی و احكام غیراسلامی پاكسازی شده و به دیل اسلامی جایگزین آن می‌گردد. مثال روشن این امر تئوری‌های بانكداری است كه با حذف قرض ربوی و بهره و ارائه جایگزین اسلامی، اسلامیزه می‌شود.

لازم به ذكر است تأسیس علوم انسانی اسلامی با اسلامی‌سازی علوم انسانی موجود متفاوت است. در تأسیس علوم انسانی اسلامی روش‌ها و ابزارها و قالب‌های تئوری‌های علوم انسانی موجود نیز اسلامی می‌شود. به عبارت دیگر در تأسیس علوم انسانی اسلامی به دنبال تولید علومی هستیم كه سه وظیفه فوق را مبتنی بر مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی اسلامی و در چارچوب اخلاق و حقوق اسلامی انجام می‌دهند و محصور در چهارچوب‌ها و روش‌ها و ابزارهای علوم انسانی موجود نمی‌شویم.

با وجود این اختلاف بین اسلامی‌سازی علوم انسانی موجود و تأسیس علوم انسانی اسلامی، به نظر می‌رسد در مرحله عملی اولی مقدمه تحقق دومی است و اسلامی‌سازی علوم انسانی موجود معبری برای دستیابی به توانایی علمی جهت تأسیس علوم انسانی اسلامی است.
در ادامه برای جلوگیری از تطویل عبارت‌ها اسلامی‌سازی را در مفهومی عام كه شامل تأسیس نیز می‌شود به كار می‌برم.

رابطه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با اسلامی‌سازی علوم انسانی
براساس آنچه گذشت، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت محصول اسلامی‌سازی علوم انسانی است و اسلامی‌سازی این علوم مقدمه لازم تدوین این الگو است. در حقیقت علوم انسانی روش‌ها و تئوری‌های لازم برای تحلیل وضعیت موجود و تبیین وضعیت مطلوب و ارائه راهبردها را فراهم می‌كنند. لذا هرچه در اسلامی‌سازی علوم انسانی بیشتر پیش‌ برویم می‌توانیم وجه اسلامیت الگوی پیشرفت را بیشتر تعمیق نماییم. البته منظور، همه علوم انسانی نیست بلكه رشته‌هایی از علوم انسانی موردنظر است كه با بحث پیشرفت در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و سایر ابعاد آن تناسب دارند.
از آنچه گذشت درمی‌یابیم كه راهبرد تدوین چنین الگویی با راهبرد اسلامی‌سازی علوم انسانی ارتباط وثیق دارد و این دو از یكدیگر قابل انفكاك نیستند.
از طریق تحقیقات بینِ رشته‌ای روشمند و هماهنگ به پرسش‌های اساسی فلسفه علم به صورت كلی و به صورت رشته‌ای جواب‌های یكسان و مكتب‌گونه خواهیم داد. پس از آن قادر خواهیم بود علوم انسانی اسلامی را براساس مبانی و ارزش‌های اسلامی تأسیس نماییم.

راهبردهای تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
در ادامه با توجه به مطالب پیشین، سه راهبرد كوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت جهت تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت همراه با اسلامی‌سازی علوم انسانی را پیشنهاد می‌كنم. این سه راهبرد در طول هم هستند و نتیجه هر راهبرد یك الگوی پیشرفت است؛ با این تفاوت كه وجه اسلامی الگویی كه حاصل راهبرد میان‌مدن است بیشتر و عمیق‌تر از الگوی منتج از راهبرد كوتاه مدت، و وجه اسلامیت الگوی حاصل از راهبرد بلندمدت بیشتر و عمیق‌تر از الگوی منتج از راهبرد میان‌مدت است.

راهبرد كوتاه مدت: تجمیع ذخایر علمی موجود
بیش از سی سال از انقلاب شكوهمند اسلامی ایران می‌گذرد. دراین مدت گرچه فعالیت برنامه‌ریزی شده و گسترده‌ای برای اسلامی‌سازی علوم انسانی توسط نظام انجام نشده ولی اقدامات شایسته‌ای توسط برخی مراجع و شخصیت‌های علمی حوزه در این جهت انجام شده است. برخی دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشی تأسیس شده‌اند كه بیش از دو دهه به آموزش و پژوهش در موضوعات علوم انسانی اسلامی پرداخته‌اند. مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه مفید، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، نمونه‌های بارز این حركت آگاهانه است.

حاصل این تلاش تربیت نیروهای دارای فضل حوزوی و تحصیلات دانشگاهی در علوم انسانی است كه توانایی پژوهش در جهت اسلامی‌سازی این علوم را دارند. همچنین در این مراكز، تحقیقات متعددی درباره فلسفه علوم انسانی و راه‌های اسلامی‌سازی علوم انسانی و موضوعات علوم انسانی اسلامی صورت گرفته است. در دو دهه اخیر، تنها در رشته اقتصاد اسلامی در قم بیش از صد كتاب و بیش از 250 مقاله علمی در موضوعات نظام‌های مالی اسلامی، توسعه اسلامی، نظام اقتصادی اسلام، سیاست‌های اقتصادی با نگرش اسلامی، فقه ‌الاقتصاد، اقتصاد در قرآن و سنت، اقتصاد خُرد اسلامی، اقتصاد كلان با رویكرد اسلامی و فلسفه و روش‌شناسی اقتصاد اسلامی منتشر شده است. در سایر رشته‌های علوم انسانی نیز كمابیش چنین است.

در حال حاضر در حوزه علمیه 11 انجمن علمی در رشته‌های علوم انسانی فعالیت می‌كنند و بیش از ده انجمن نیز در حال تأسیس هستند. اعضای این انجمن‌ها تحصیل‌كرده حوزه و دانشگاه و محققینی هستند كه برخی از آنان دارای تألیفات شایسته در موضوع تخصص خود می‌باشند. در كوتاه‌مدت می‌توان از ذخایر علمی كه تا كنون در كشور فراهم گشته استفاده كرد و با تجمیع پژوهشگران و پژوهش‌های آنان درزمینه علوم انسانی اسلامی به اسلامی‌سازی علوم انسانی به مفهوم پیش گفته و تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت پرداخت. تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت براساس ظرفیت علمی موجود در كوتاه‌مدت، تنها اقدام عملی ممكن و لازم است. اما بسنده كردن به این الگو و عدم برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت برای دستیابی روشمند به الگوی كامل و خالص اسلامی ایرانی پیشرفت اشتباه است.



راهبرد میان‌مدت: تعریف و برگزاری دوره‌های دكترا و فوق‌دكترای پژوهشی
در راهبرد میان‌مدت برای تعمیق اسلامی‌سازی علوم انسانی موجود برنامه‌ریزی می‌شود. در این راهبرد پس از آسیب‌شناسی پژوهش‌های موجود و تشخیص موضوعاتی كه پژوهش در آنها ضعیف یا نادر است، به تعریف و برگزاری دوره‌های دكترا و فوق‌دكترای پژوهشی در آن موضوعات خواهیم پرداخت. بدین‌ترتیب به تدریج حجم پژوهش در موضوعات مزبور متراكم گشته و امكان تعمیق اسلامی‌سازی علوم انسانی از طریق بازسازی عمیق‌تر و گسترده‌تر تئوری‌های علوم‌انسانی موجود فراهم می‌شود.

براساس تئوری‌های بازسازی شده وضعیت مطلوب ترسیم گشته، وضعیت موجود تحلیل و راهبردهای تغییر پیشنهاد می‌گردند. بدین ترتیب به الگویی از پیشرفت دست می‌یابیم كه وجه اسلامیت آن قوی‌تر و عمیق‌تر است، گرچه كامل نیست. در فرآیند تحقق این راهبرد ادبیات علمی مرتبط با الگوی پیشرفت اسلامی غنی‌تر گشته، نیروهایی كه توانایی تولید نظریات و تئوری‌های خالص اسلامی و اجرای آنها را دارند، تربیت شده و زمینه‌های لازم برای ایجاد رشته‌های علوم انسانی اسلامی مرتبط با الگوی پیشرفت و نیز زمینه‌های لازم برای تدوین و اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت منتج از این راهبرد، بیش از پیش فراهم می‌شود.

راهبرد بلندمدت: تشكیل گروه‌های پژوهشی فلسفه علوم انسانی اسلامی
در راهبرد بلندمدت برای تأسیس علوم انسانی‌ِ اسلامی و تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت براساس این علوم برنامه‌ریزی می‌شود. در این راهبرد با شناسایی محققان كلیدی در هر رشته به تشكیل گروه‌های پژوهشی در فلسفه علم مضاف به هر یك از رشته‌های علوم انسانی و در كنار آن تشكیل گروه پژوهشی فلسفه علم (كه مركب از برترین محققان هر رشته و برترین محققان فلسفه علم است) پرداخته و از طریق تحقیقات بینِ رشته‌ای روشمند و هماهنگ به پرسش‌های اساسی فلسفه علم به صورت كلی و به صورت رشته‌ای جواب‌های یكسان و مكتب‌گونه خواهیم داد. پس از آن قادر خواهیم بود علوم انسانی اسلامی را براساس مبانی و ارزش‌های اسلامی تأسیس نماییم.

بدین‌ترتیب در طول برنامه بلند‌مدت به تعمیق وجه اسلامی تئوری‌ها در علوم انسانی و به موازات آن تعمیق وجه اسلامیت الگوی ایرانی پیشرفت پرداخته و به تدریج به نتیجه مطلوب دست‌ می‌یابیم. افزون بر این نیروهای علمی و اجرایی لازم برای تحقق الگوی اسلامی و ایرانی پیشرفت تربیت می‌شوند.

در پایان، ذكر این نكته لازم است كه تدوین برنامه‌های كوتاه‌مدت و میان‌مدت و بلندمدت براساس این راهبردها و نیز اجرای آنها بدون مشاركت همه نیروهای نخبه علمی حوزوی و دانشگاهی به ویژه آنان كه صلاحیت‌های علمی حوزوی و دانشگاهی را درخود جمع نموده‌اند، امكان‌پذیرنیست. لذا لازم است نهادی متكفل این امر شود كه توانایی تجمیع همه ذخایر علمی مفید و تقسیم منطقی مسئولیت‌ها را داشته باشد.

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله خامنه‌ای

www.khamenei.ir

 
تشرف سيد بحرالعلوم در سامرا PDF
عالم رباني ، آخوند ملا زين العابدين سلماسي (ره ) نقل نمود: در حـرم عـسـكـريين (ع ) با جناب سيد بحرالعلوم (ره ) نماز خوانديم .
وقتي ايشان خواست بعد از تشهد ركعت دوم برخيزد، حالتي برايش پيش آمد كه اندكي توقف كرد و بعد برخاست .
هـمـه ما از اين كار تعجب كرده بوديم و علت آن توقف را نمي دانستيم و كسي هم جرات نمي كرد سـؤال كند، تا آن كه به منزل برگشته و سفره غذا را انداختند.
يكي ازسادات حاضر در مجلس به من اشاره كرد كه علت توقف سيد در نماز را سؤال كنم .
گفتم : نه تو از ما نزديك تري .
در اين جا جناب سيد (ره ) متوجه من شده و فرمود: چه مي گوييد؟ مـن كه از همه جسارتم زيادتر بود، گفتم : آقايان مي خواهند سر آن حالت را كه در نمازبراي شما پيش آمد، بدانند.
فرمودند: حضرت بقية اللّه (ع ) براي سلام كردن به پدر بزرگوارشان داخل حرم مطهر شدند، لذا از مـشـاهـده جـمـال نـورانـي ايـشـان حـالـتي كه ديديد به من دست داد، تاآن كه از آن جا خارج شدند
كمال الدين ج 2، ص 68، س 4.

 
تفکر انحرافی PDF
برخی افراد و گروهها ازجمله انجمن حجتیه بحث مهدویت را سطحی کرده و بابی به نام ملاقات گرایی را تبلیغ می نامند و می گویند باید بدنبال ملاقات با حضرت مهدی(عج) بود و در سخنرانیها طوری بیان می کنند که گویا همه روزه حضرت را ملاقات می کنند و آنرا موجب بازارگرمی خود می دانند درحالیکه این عده بدترین سوء استفاده کنندگان می باشند، که با سوءاستفاده از ساده لوحی و اعتقاد مردم به حضرت، عوامفریبی می کنند و افراد نادرست و گناهکار تحت این عنوان، افراد را اغفال و برای خود مرید می سازند. در مجالس می گویند حضرت مهدی در جلسه حضور دارد یا بوی حضرت به مشام می رسد و... این ناشی از کج فکری است و با اینکار دانسته یا نادانسته ابهت مسئله را شکسته و مردم را به حضرت بدبین می کنند. باید آنانیکه ناآگاهند بیدارشان کنیم و آنهاییکه آگاهانه این اعمال را انجام می دهند با آنها مبارزه و نگذاریم، مسائل مهدویت در این سطح تنزل یابد.

سوءاستفاده از اعتقادات و باورهای دینی وسیله دشمنان اسلام برای انحراف مردم در بعد دین و مذهب است که آثار زیان بارآن عبارتند از: 

1- فعالیتهای اصلاحی زمینه سازی ظهور را از مسیر اصلی خود منحرف می نماید.

2- انحراف بزرگی در شیعه ایجاد خواهد شد.

3- عقاید و باورهای مردم تضعیف خواهد شد.

4- از عقاید مردم به نفع امیال وآرزوهای خود و تشکیلات سوءاستفاده می کنند. 

لذا ما در روایات بحثی به نام تلاش برای ملاقات نداریم بلکه مکلف به آماده کردن خود و جامعه برای ظهور هستیم چرا که آمادگی ما حجم خسارت حاصل از مبارزه حضرت با کفررا کم خواهد کرد.
 
حيات فرهنگي در عصر امام مهدي(ع) PDF

در عصر درخشان امام مهدي(ع) حيات فرهنگي به گونه‏اي شكوفا و بارور مي‏گردد و دانش و فرهنگ و معنويت بويژه علوم ديني و احكام و مقررات و معارف انسان‏ساز اسلام در سراسر گيتي بسط و گسترش مي‏يابد و چرخ‏هاي فرهنگ و آگاهي و شناخت با سرعت وصف‏ناپذيري به حركت مي‏افتد.
كتابهاي مربوط به شرح حال راويان احاديث كه به كتابهاي رجالي مشهورند و نيز شرح حال و بيوگرافي آنان و تقسيم‏بندي روايات به صحيح و ضعيف كه بيشتر به حدس و گمان تكيه دارد و در عصر غيبت و به خاطر نرسيدن دست مردم به امام معصوم مورد استفاده قرار مي‏گيرد به پايان مي‏رسد؛ زيرا در عصر ظهور مردم به مقررات و احكام قطعي دست مي‏يابند و از اينها بي‏نياز مي‏گردند. همچنين بيشتر تفاسير از اعتبار ساقط مي‏شود و تنها تفاسير برخاسته از روايات رسيده از پيامبر و اهل بيت باقي مي‏ماند.
همين‏گونه قرائتهاي مختلف از قرآن شريف كه دليلي براي آن نازل نشده است برداشته مي‏شود چرا كه مردم قرآن و قرائت صحيح آن را به گونه‏اي كه بر قلب مصفاي محمد(ص) فرود آمده است از امام مهدي(ع) مي‏آموزند و تفسير و پيام و مفهوم آن را آن‏گونه كه خدا اراده فرموده است مي‏شناسند و بر معارف بلند و راز و رمز و شگفتيهاي آن كه همچنان ناشناخته و پوشيده است، آگاهي مي‏يابند.
حضرت امام باقر(ع) فرموده‏اند:
توتون الحكمة في زمانه حتي ان المراة لتقضي في بيتها، بكتاب اللَّه و سنّة رسوله1
يعني به مردم عصر حكومت درخشان او، دانش و بينش ارزاني مي‏گردد كه زن در كانون خانه خويش براساس كتاب خدا و سنت پيامبرش عادلانه و آگاهانه داوري مي‏كند و نيازي به ديگري ندارد.
اين روايت نشانگر اين واقعيت است كه مردم در روزگار حاكميت آن حضرت، براساس آداب و مقررات ديني تربيت شده و احكام شريعت را آموخته و بر پايه‏اي از فرهنگ و تمدن اوج مي‏گيرند كه هر بانويي مي‏تواند در درون خانه خويش ميان آن دو انسان براساس مقررات كتاب خدا و سيره و روش عادلانه پيام‏آور بزرگ او قضاوت كند.
اميرالمؤمنين علي(ع) هم طي گفت‏وگويي با جناب كميل بن زياد نخعي مي‏فرمايند:
اي كميل، هيچ علمي نيست مگر آن كه با من آغاز گردد و هيچ سري نيست مگر آنكه با قائم پايان پذيرد.2
لازم است بدانيم كه خود امام مهدي براساس كتاب خدا و سيره و شيوه انسانساز و افتخار آفرين پيامبر تدبير امور مي‏كند و به اندازه ذره‏اي از آن انحراف نمي‏جويد. او شريعت جديد يا دين ديگري نمي‏آورد كه با اسلام راستين ناسازگار باشد.
همچنين واقعيت كه رخ خواهد داد اين است كه همه مذاهب پديد آمده پس از رحلت پيشواي بزرگ توحيد پيامبر گرامي ملغي مي‏شود و از ميان مي‏رود چرا كه اينها راه و رسمي است كه در كتاب خدا و سنت پيامبر جايي ندارد. در كلامي كه از عالم اهل سنت به نام ابن العربي بيان گرديده آمده است:
امام مهدي پس از ظهور، دين را همان‏گونه كه بود و نازل گرديد آشكار مي‏سازد، به طوري كه اگر پيامبر گرامي حاضر باشد به همان حكم كند. او مذاهب مختلف را از روي زمين با ارشاد و هدايت خويش برمي‏دارد و جز دين خالص و پاك آسماني نمي‏ماند.3
آري در آن شرايط پر افتخار است كه اتحاد بزرگ اسلامي تحقق مي‏پذيرد چرا كه همه مسلمانان در اصول دين و فروع آن و همه مسايل فقهي و احكام و مقررات شرعي، متحد و يكپارچه مي‏گردند.
دين راستين همان اسلام واقعي خواهد بود و مذهب همان مذهب تشيع كه مذهب خاندان وحي و رسالت است و پيامبر گرامي مردم را بدان دعوت نموده است. و همه بشريت بدين سان زير پرچم پر افتخار لااله‏الااللَّه، محمد رسول‏اللَّه، علي ولي‏اللَّه در اوج سعادت و رفاه و نيكبختي زندگي مي‏كنند.
در حديثي كه امام مجتبي از پدرش حضرت علي نقل مي‏فرمايد چنين آمده است:
مهدي زمين را از برهان و دانش و نور هدايت پر مي‏كند تا آن‏جا كه سراسر گيتي به وي ايمان آورد و كافران مسلمان شوند و فاسقان صالح گردند.4
و باز حضرت علي(ع) در بيان ديگري از حضرت مهدي چنين مي‏فرمايد:
... لافترك بدعة الا ازالها ولا سنة الاّ اقامها.5
يعني آن پيشواي الهي تمامي بدعتها را نابود مي‏كند و همه سنتها و شيوه‏هاي پسنديده را زنده و برپا مي‏كند.
تربيت در عصر امام مهدي(ع)
از واقعيت‏ه‏اي ترديد ناپذير اين است كه انسان در همه ابعاد، قابل تربيت و سازندگي است و هنگامي كه برنامه‏هاي تربيتي براساس ارزشهاي والاي اخلاقي و انساني تنظيم گردد بشريت راه اعتدال و درستي را خواهد گزيد. و در راه و روش شايسته و ستوده‏اي گام خواهد نهاد. اما اگر برنامه‏ها و عوامل تربيتي فاسد و ناصالح باشد بدون ترديد نتيجه معكوس خواهد داد و انسان به سوي تباهي خواهد رفت.
. كانون خانه و خانواده كه كودك در آن ديده بر جهان مي‏گشايد يك كانون و عامل تربيتي است كه در جهت‏دهي به كودك نقش بسيار مهمي دارد.
. پس از خانه، نقش مدرسه است كه كودك با ورود بدانجا مراحل نخستين دانش و فرهنگ را از طريق آموزگاران دريافت مي‏دارد و هر چه مراحل مختلف علمي را طي مي‏كند سطح مطالعه و فرهنگ و آگاهيهاي او بالا مي‏رود تا سرانجام به عالي‏ترين مراحل و مدارج علمي و فكري مي‏رسد.
. عامل محيط و جامعه، كودكي كه در جامعه‏اي مملو از دروغ و شائبه و بي‏بندبار رشد مي‏كند تربيت ناشايست و نادرست مي‏پذيرد و كودكي كه در جامعه دين باور و امانت‏دار و سرشار از حيا و درستكاري تربيت شود فردي شايسته خواهد بود.
. رسانه‏هاي گروهي و دستگاههاي تبليغاتي جامعه همچون روزنامه‏ها و مجلات، راديو و تلويزيون و...
امام مهدي(ع) كه در انديشه اصلاح جامعه جهاني است و مي‏خواهد جامعه‏اي به راستي اسلامي پي‏ريزي نموده و آن را به ارزشهاي والاي انساني و قرآني آراسته سازد، در اين راه مي‏بايست از وسايل و عوامل تربيتي بهره گيرد و آموزشهاي تربيتي صحيح و سازنده خويش را به وسيله اين وسايل و تجهيزات به گوشها برساند. از اين رو مدارس و آموزشگاهها را، فرهنگ و تعاليم انسانساز اسلام اداره و رهبري مي‏كند و راههاي تعليم و تربيت در همه مراحل از شيوه‏ها و برنامه‏هاي اسلامي بهره‏مند مي‏گردد و وسايل ارتباط جمعي به طور كامل، شايسته و مفيد و ثمربخش مي‏شوند و از چهارچوب مقررات و ارزشهاي اسلامي تجاوز نمي‏كنند.6
چنانچه حضرت علي(ع) با عباراتي بسيار شنيدني چنين نويد مي‏دهد كه:
مهدي(ع) هواهاي نفساني را به هدايت باز خواهد آورد آن‏گاه كه هدايت را به هواپرستي بفروشند و آرا و نظرها را بر قرآن منطبق سازد چون قرآن را بر مدار آراي خويش باز خوانند.7
پي‏نوشتها :
. غيبت نغماني، باب 13، ص238.
. ابن شعبه حراني، ابو محمد حسن بن علي، تحف‏العقول، ص119.
. الفتوحات المكيه، ابن العربي، ج3، ص327، باب 366.
. طبرسي، احمدبن علي، الاحتجاج، ج2، ص70.
. عقدالدّرر، باب 9، ص224، بحارالانوار، ج52، ص339.
. امام مهدي از ولادت تا ظهور، آيةاللَّه سيد محمد كاظم قزويني، ص740.
. نهج‏البلاغه، خطبه
ماهنامه موعود- شماره 39