شنبه, 28 فروردين 1400
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 4734
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 966773

اوقات شرعی



جستجو

Loading
سلطان جهانم به چنين روز غلام است PDF

درباره امام عصر، عليه‏السلام، و انقلاب جهاني آن حضرت پرسشهاي‏مختلفي مطرح است، از جمله اينكه: پس از اين انقلاب چه تحولاتي درجهان رخ مي‏دهد، و قيام عدالت‏گسترمهدوي چه آثاري در زندگاني بشربه‏جا مي‏گذارد؟ 
آنچه در زير خواهد آمد، اشاره‏مختصري است‏به برخي از آثاري كه‏در روايات براي قيام موعودآخرالزمان برشمرده شده است.
با سپاس از آقاي محسن‏نامدارزاده كه اين مطلب را براي‏موعود ارسال داشتند.
اولين اثر: ثروت به طور مساوي‏تقسيم مي‏شود، اولين ثمره عدالت اين‏است كه ثروتها به طور مساوي‏تقسيم خواهند شد. هنگامي كه به‏واسطه ظهور امام زمان، عليه‏السلام،دنيا پر از عدالت‏شد، در نتيجه‏ثروتهاي جهان به طور مساوي‏تقسيم خواهند شد چنانچه حضرت‏امام محمدباقر، عليه‏السلام، فرمودند:
اذا قام مهدينا اهل‏البيت، قسم‏بالسوية و عدل في الرعية (1) .
چون قائم ما اهل بيت قيام كند، ثروت‏را به طور مساوي تقسيم مي‏كند و عدالت‏را در ميان مردم پياده مي‏كند.
دومين اثر: رضايت و خشنودي‏همگاني. رسول اكرم،صلي‏الله‏عليه‏وآله، مي‏فرمايند:
فيفرح به اهل السماء و اهل‏الارض و الطير و الوحوش والحيتان في البحر (2) .
ساكنان آسمان، مردم روي زمين،پرندگان هوا، درندگان صحراها و ماهيان‏درياها همه و همه از او خشنود خواهندشد.

ادامه مطلب...
 
نواب اربعه PDF
در زمان غيبت صغري، چهارتن از بزرگان شيعه وكيل و سفير نايب خاص امام زمان عليه السلام بودند كه خدمت آن حضرت مي رسيدند و وكالتشان به خصوص مورد تأييد بود، و پاسخ هاي امام در حاشيه نامه هاي سؤالي، توسط آنان بدست مردم مي رسيد. البته غير از اين چهار نفر، وكلاي ديگري هم از طرف امام عليه السلام در بلاد مختلف بودند كه يا بوسيله همين چهار نفر امور مردم را به عرض امام زمان عليه السلام مي رساندند و از سوي امام در مورد آنان توقيع هايي صادر شده بود، و يا به گفته مرحوم آيت الله سيد محسن امين، سفارت اين چهار نفر سفارت مطلق و عام بوده ولي ديگران در موارد خاصي سفارت داشتند، از قبيل «ابوالحسين محمد بن جعفر اسدي» و «احمد بن اسحاق اشعري» و «ابراهيم بن محمد همداني» و «احمد بن حمزة بن اليسع»
نواب اربعه به ترتيب عبارتند از:
ـ جناب ابو عمرو عثمان بن سعيد عمري (به فتح عين و سكون ميم(
ـ جناب ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري.
ـ جناب ابوالقاسم حسين بن روح نو بختي.
ـ جناب ابوالحسن علي بن محمد سمري (بفتح سين و ميم(
بهر صورت با پايان گرفتن دوران «غيبت صغري» دوران «غيبت كبري» آغاز شد و هنوز ادامه دارد; در زمان غيبت صغري مردمي مي توانستند پاسخ مسائل خود رااز امام توسط نواب خاص دريافت دارند، ولي در اين زمان اين كار ممكن نيست، و مردم بايد مسائل خود را به نواب عام آن بزرگوار عرضه كنند و پاسخ مسائل رااز آنان بگيرند، زيرا نظر آنان به حكم تخصصي كه دارند و نيز به حكم رواياتي كه وارد شده حجت است.
«مرحوم كشي» مي نويسد توقيعي از ناحيه امام(ع) صادر شد كه در آن فرموده اند: عذر و بهانه اي براي هيچيك از دوستان ما در تشكيك نسبت به آنچه ثقات ما از ما نقل مي كنند نيست، دانستند كه ما سر خود را به آنها واگذار كرديم و به آنان داديم.
و نيز «شيخ طوسي» و «مرحوم شيخ صدوق» و «شيخ طبرسي» از اسحاق بن عمار نقل كرده اند كه گفت: مولاي ما حضرت مهدي عليه السلام (در مورد وظيفه شيعه در زمان غيبت) فرموده است: «و اما الحوادثُ الواقعةُ فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجةُ الله عليكم»
در حوادث و پيشامدهايي كه واقع مي شود به روايت كنندگان حديث ما رجوع كنيد كه آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان مي باشم.
مرحوم طبرسي نيز در كتاب «احتياج» از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است كه ضمن حديثي فرموده اند: «و اما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفاً لهواه مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلدوهُ»
هر يك از فقهاء كه مراقب نفسش و نگهبان دينش، و مخالف هوي و هوسش، و مطيع فرمان مولايش (يعني ائمه (عليه السلام)) باشد بر عوام لازم است كه از او تقليد كنند.
بدين ترتيب امور مسلمين در زمان غيبت كبري به دست ولي فقيه قرار گرفت كه با نظر او بايد انجام و جريان يابد، گرچه منصب فتوي و قضاوت و حكم براي فقهاء از پيش توسط ائمه معصومين جعل شده بود ولي رسميت مرجعيت و زعامت فقهاء اسلام از اين تاريخ پديد آمد و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت
 
تشرف صديق الذاكرين تهراني PDF
آقاي ميرزا هادي بجستاني سلمه اللّه ، به نقل از مؤمن متقي ، صديق الذاكرين تهراني ، كه به فرموده مـيـرزا هـادي ، چـنـد سـال است كه مجاور سيدالشهداء (ع ) است و كمال رفاقت را با من دارد، و هميشه بعد از نماز جماعت من در جوار آن حضرت ، با حال خوشي ذكر مصيبت مي كند و در همه جا اهم حوائج او فرج حضرت ولي عصر عجل اللّه تعالي فرجه الشريف است ، گفت : تقريبا بيست سال پيش مي شود، به كربلا مشرف شدم .
مركب من قاطري راهوار وملك خودم بود.
مبالغي نقدينه طلا در همياني به كمر بسته و خورجين و اسباب لازم همراهم بود.
در هر منزلي كه قافله توقف مي كرد، شبانه ذكر مصيبت مي كردم ، لذاوضعم خوب بود.
در آخرين منزل بين راه ، كه مـسـيـب است ، قافله سحرگاه حركت كرد و ما هم براه افتاديم .
در بين راه عربي اسب سوار با من رفـيق شد.
مشغول صحبت شديم و از قافله جلو افتاديم .
بعد از ساعتي ، آن مرد عرب گفت : اينك دزدها قصد مارا دارند.
اين راگفت و اسب را دوانيد.
مـن قدري با او همراهي كردم ، ولي به او نرسيدم و همان جا ماندم .
دزدها رسيدند وفورا مرا هدف نـيـزه و گـرز و خـنجر خود قرار دادند.
بر زمين افتادم و از هوش رفتم .
بعد از مدتي كه به هوش آمـدم ، شـنـيـدم كـه درباره تقسيم پولها نزاع مي كردند.
وقتي ازمن حركتي ديدند و دانستند كه زنده ام ، يكي فرياد زد: اذبحوه (سرش را از بدن جداكنيد).
يك باره متوجه من شدند و خنجر را بر گـلـوي خـود ديـدم و مـرگ را مـشاهده نمودم .
در همان حال ياس و انقطاع ، توجه قلبي به ولي كـارخـانه الهي ، يعني ناموس عصر عجل اللّه تعالي فرجه الشريف ، جسته و فقط با ارتباط روحي ، نه زباني از آن حضرت كمك خواستم .
فورا در كمتر از چشم بهم زدني ، ديدم نور است كه از زمين به آسـمـان بـالا مـي رود و دور آن قطعه زمين مثل كوه طور محل تجلي حضرت نورالانوارگرديده اسـت .
صداي دلرباي آن معشوق ماسوي بلند شد كه مي فرمود: برخيز.
با آن كه سر و پيكرم مجروح بود و مشرف به موت بودم و خون از جراحاتم جاري بود، بركت فرمايش آن جان جهانيان و زندگي بخش ارواح اهل ايمان ، حيات تازه در جسم وجان من دميد و از بستر مرگ برخاستم .
آن حضرت فرمود: اين است قبر جد بزرگوارم ، روانه شو.
نـگـاه كـردم ، ديدم چراغهاي گلدسته ها و گنبد مطهر پيداست و هيچ اثري از اعراب واسباب و اثـاثـيه ام نيافتم و همه ناراحتي ها را فراموش كرده ، راحت راه را طي مي كردم .
تا آن كه خود را در كـوچـه بـاغهاي كربلا ديدم ، در حالي كه هوا روشن شده بود گفتم :براي نماز به كربلا نمي رسم .
هـمين جا تيمم كرده ، نماز مي خوانم .
چون نشستم وتيمم كردم ، احساس ضعف و درد نموده ، دو ركـعت نماز رابه طور نشسته و به هزارزحمت خواندم و همان جا از هوش رفتم و چشم باز نكردم مگر در خانه مرحوم آقاشيخ حسين فرزند حجة الاسلام مازندراني (ره ).
معلوم شد گاريهايي كه از كاظمين و بغداد وارد كربلا مي شوند، مرا با خود حمل نموده و به خانه شـيـخ آورده انـد.
وقـتـي شيخ مرا زنده ديد، گفت : غم مخور، شهداء كربلاهفتاد و سه نفر شدند (يعني تو يكي از ايشاني ).
چـنـد مـاهـي زخـمها رامعالجه كردم تا از بركت نفس مبارك حضرت صاحب الزمان روحي فداه سلامتي و عافيت يافتم
كمال الدين ج 1، ص 104، س 8
 
کتب عربی PDF

کتابهاي عربي

نام کتاب

نويسنده

دريافت

الامام المهدي عليه السلام

السيد علي حسيني الميلاني

 

الامام المهدي عليه السلام بين التواتر و حساب الاحتمال

الشيخ محمد باقر الايرواني

 

بحار الانوار ج 51

العلامة المجلسي

بحار الانوار ج 52

العلامة المجلسي

بحار الانوار ج 53

العلامة المجلسي

بحث حول المهدي

السيد محمد باقر الصدر

 

تطبيق المعابير العلمية لنقد الحديث على ما اختلف و تعارض  من احاديث المهدي بكتب الفريقين

السيد هاشم ثامر العميدي

 

دفع  اباطيل الكاتب

السيد مرتضى المهري

 

الروض الفسيح في بيان الفوارق بين المهدي و المسيح

الشيخ محمد باقر الالهي القمي

 

الرجعة او العودة الي حياة الدنيا بعد الموت

موسسة الرسالة

 

زيارة الناحية المقدسه

 الامام المهدي عليه السلام

الغيبة

الشيخ محمد رضا الجعفري

 

الغيبة الصغري و السفراء الاربعة

الشيخ  فاضل المالكي

 

كتاب الغيبة

محمد بن ابراهيم النعماني

 

كتاب الغيبة

الشيخ الطوسي

 

الفجر المقدس

مجتبى السادة

كمال الدين

الشيخ الصدوق

 

معجم احاديث الامام المهدي ج 1

موسسة المعارف الاسلامية

معجم احاديث الامام المهدي ج 2

موسسة المعارف الاسلامية

معجم احاديث الامام المهدي ج 3

موسسة المعارف الاسلامية

معجم احاديث الامام المهدي ج 4

موسسة المعارف الاسلامية

معجم احاديث الامام المهدي ج 5

موسسة المعارف الاسلامية

المسائل العشر فى الغيبة

الشيخ المفيد

 

المهدي المنتظر في الفكر الاسلامي

موسسة الرسالة

 

المهدي في احاديث المسلمين حقيقة ثابتة

السيد محمد جلالي

 

المهدي المنتظر

موسسة في طريق الحق

 

المهدي في حديث السنة المعتبر

عادل الحريري