پنجشنبه, 19 دی 1404
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 5711
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 1316325

اوقات شرعی



جستجو

Loading
قضيه تكان دهنده آقا شيخ حسن كاظميني PDF

جناب آقا شيخ حسن كاظميني فرمود: سال 1224، در كاظمين ، زياد طالب تشرف خدمت حضرت ولي عصر عجل اللّه تعالي فرجه الشريف بودم و به اندازه اي اين عشق و علاقه شديد شد كه از تحصيل باز ماندم و ناچاريك دكان عطاري و سمساري باز كردم .
روزهـاي جـمـعه بعد از غسل جمعه ، لباس احرام مي پوشيدم و شمشير حمايل مي كردم و مشغول ذكـر مـي شـدم .
(ايـن شـمـشـير هميشه بالاي دكان ايشان معلق بود) دراين روز خريد و فروش نمي كردم و منتظر ظهور امام زمان عجل اللّه تعالي فرجه الشريف بودم .
يكي از جمعه ها مشغول به ذكر بودم كه سه نفر سيد جلوي صورتم ظاهر و به در دكان تشريف فرما شدند.
دو نفر از آنها كامل مرد بودند و يكي جواني در حدود بيست وچهار ساله كه در وسط آن دو آقـا قرار داشت و فوق العاده صورت مباركشان نوراني بود.
بحدي جلب توجه مرا نمودند كه از ذكر باز ماندم و محو جمال ايشان شدم و آرزو مي كردم كه داخل دكان من بيايند.
آرام آرام با نهايت وقار آمدند تا به در دكان من رسيدند.

ادامه مطلب...
 
تشرف حاج ملا هاشم صلواتي سدهي PDF
حاج ملا هاشم صلواتي سدهي مي فرمود: در يـكـي از سفرهايي كه به حج مشرف مي شدم ، شبي از قافله عقب ماندم به طوري كه نتوانستم خـود را بـه ايشان برسانم و در آن بيابان (صاحب قضيه اسم آن جا را مي گفت ،ولي ناقل فراموش كـرده است ) گم شدم 
اگر چه صداي زنگ قافله را مي شنيدم ، ولي قدرت نداشتم كه خود را به آنها برسانم .
خلاصه در آن شب گرفتار خارهاي مغيلان هم شدم .
لباسها و كفشهايم پاره و دست وپايم مجروح شد به طوري كه قدرت حركت نداشتم .
با هزار زحمت كنار بوته خاري ،دست از حيات شستم و بر زمـيـن نـشستم .
از بس خون از پاهايم آمده بود، خسته شده بودم و پاهايم حالت خشكيدگي پيدا كـرده بودند.
ادامه مطلب...
 
تشرف شهيد ثاني PDF

مرحوم شهيد ثاني مي فرمايند: در مـنـزل رمـلـه (نـام محلي است ) به مسجد آن جا، كه معروف به جامع ابيض است براي زيارت پيامبراني كه در غار آن جا مدفونند، رفتم .
وقتي رسيدم ، ديدم در مسجد قفل است و احدي در آن جا نيست .
دست خود را بر قفل گذاشته و كشيدم .
در باز شد و من وارد غار شدم .
در آن جا مشغول نـمـاز و دعـا گرديدم و بحدي توجه قلبي به خداي تعالي برايم پيدا شد كه از حركت قافله اي كه همراهش بودم ، فراموش كردم .
مـدتـي در آن جـا نشستم .
پس از آن داخل شهر شدم و بعد هم به سوي مكان قافله رفتم ،اما ديدم آنها رفته اند و هيچ كدام از ايشان نمانده است .
در كار خويش متحير ماندم وبه فكر فرو رفتم ، چون بـا پـاي پـيـاده كـه نمي توانستم به قافله ملحق شوم .

ادامه مطلب...
 
بيانات مقام معظم رهبری در چهارمين نشست «انديشه‌هاى راهبردى»‌ با موضوع آزادی PDF
بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
اولاً خيلى خوشحالم و حقيقتاً خيلى متشكرم از يكايك حضار، بخصوص برادران و خواهرانى كه زحمت كشيده بودند، تحقيق كردند، مقاله تنظيم كردند، بعد كوشش كردند آن مقاله را خلاصه كردند - پيدا بود ديگر، مقاله‌ها كاملاً خلاصه شده بود - كه بايد خدا به ما توفيق بدهد، بتوانيم اصل مقاله‌ها را كه حالا چاپ كردند، در اختيار گذاشتند، وقت كنيم و ان‌شاءاللّه ببينيم. حالا بنده كه اقبال اين وقت پيدا كردن را بعيد است داشته باشم، اما دوستان خوب است به اصل مقالات مراجعه كنند و تأمل كنند؛ چون ما با اين مقوله كار داريم. همچنين از مجرى محترم و عزيزمان آقاى دكتر واعظزاده كه طبق معمول با سخنان كوتاه، مطالب زيادى را بيان ميكنند و با تظاهر كم، عقبه‌ى وسيعى از كار را با خودشان اين طرف و آن طرف ميكشانند، تشكر ميكنم. واقعاً ايشان و همكارانشان خيلى زحمت ميكشند؛ ميدانم.
لازم است يك تشكر ويژه هم از همه‌ى دست‌اندركاران بكنيم. خب، اين روزها مشاهده ميكنيد به تبع اين گلاويز شدن‌هائى كه استكبار جهانى و در واقع دشمن درجه‌ى يك آزادى، با كشور ما و با جمهورى اسلامى پيدا كرده - سر همين قضاياى اقتصادى و آثار آن بر عملكرد مجموعه‌ى حكومت و در زندگى مردم - طبعاً يك دغدغه‌ى عمومى در فضاى سياسى كشور وجود دارد؛ يعنى هيچكداممان فارغ از اين فكر نيستيم؛ در عين حال اين كار اصلى و اساسى و بلندمدت، دچار وقفه و تعطيل نشد؛ يعنى تقريباً به طور دقيق، طبق همان برنامه‌ريزى‌اى كه كرده بودند، اين اجلاس در زمان خود تحقق پيدا كرد. اين، بنده را، هم خوشحال ميكند، هم متشكر ميكند از همه‌ى دست‌اندركاران.
جمهورى اسلامى از برگزارى جلسات نشستهاى انديشه‌هاى راهبردى چند هدف عمده دارد، كه اين هدفها را ما نميخواهيم فراموش كنيم و از جلوى چشممان خارج كنيم.
ادامه مطلب...